تصور بسیاری این است که انتخابات، در هر کشوری امری داخلی است و به آنسوی مرزها مربوط نمی شود! ولی در دنیای پیشرفته ارتباطات، چنین امری اصلا درست نیست. انتخابات چه از نظر حمایت های مالی، یا سیاسی و فرهنگی و حتی تبلیغاتی و رسانه ای، نمی تواند مستقل از جهان خارج باشد. و این تفاوتی نمی کند که در ایران باشیم، یا در امریکا و اروپا و حتی چین و تایوان. فقط نکته مهم این است که حامیان مالی و تبلیغاتی نباید: جریان شکست خورده یا روبه افول باشند، و تشخیص این امر بقدری مهم است که نتیجه: انتخابات را هم از پیش معلوم می کند.

     اگر به روش استفاده ایران و آمریکا از اسپانسر های خارجی، نگاه کنیم این موضوع روشن می شود: از انجا که ایران همواره در جهان تاثیر گذار بوده، لذا در تمام مراحل دموکراسی غرب حضور پر رنگ داشته است. که اغلب مورد غفلت قرار می گرفته، و مایه شکست غافلان هم می شده است. اصلا دموکراسی را ایرانیان برای غرب درست کردند! بر افراد باسواد پوشیده نیست که: فرانسه اولین کشور آزادی و مهد دموکراسی است. و قوانین فرانسه برگرفته از تاثیرات کتاب مهم مونتسکیو بنام: روح القوانین است و مونتسکیو در مقدمه کتاب خود به: الهام از نامه دو ایرانی برای نوشتن این کتاب اشاره می کند. لذا اساس قوانین فرانسه که معمولا مترقی ترین قوانین، به شمار می اید از ایده های ایرانیان است. گرچه متاسفانه انگلیس با روحیه محافظه کاری، ان را نابود کرد ولی حتی روحیه محافظه کاری انگلیس نیز، برخاسته از روش حکومت داری پادشاهان ایران بوده است، و حتی در ارم سلطنتی هم نماد شیر جنگل را، از ایران سرقت کرده اند. المان ها که اصلا افتخار خود را آریایی بودن می دانند و احترام شدیدی برای ایران قائل هستند.

   یکی از خباثت های انگلیس و طرفدران آن، بریدن این تاریخ و پیوند دادن آن به یونان باستان است. در حالیکه در یونان باستان هیچ کتاب و کلاسی نبوده، آقایان محاوره های دو نفره برخی از افراد مانند: سقراط را کلاس های آکادمیک ترسیم کردند! و صحبت های بسیار عامیانه آن ها را، اصول اولیه نامگذاری کردند. اگر حواشی یا توضیحات دانشمندان سکولار را، از کتب یونان قدیم برداریم، چیزی بنام فلسفه و علم در ان ها وجود ندارد.

    همین امر دستمایه آمریکا هم شد تا: هرچه توانستند ایران را عقب مانده نگهدارند، تا ادعاهای پوچ آنان معلوم نشود. و با اینکه اصول و منشور های  جامعه ملل متحد، یا سازمان های بین المللی به کمک دکتر  قاسم غنی، از ایران تدوین شد وشعر سعدی گویای ان است، ولی با ایجاد توطئه و تفرقه در ایران و: تجزیه ان به 50کشور و به کمک مزدوران روشنفکر خود، ایرانی را تا حدی تحقیر کردند که: تقی زاده ها می گفتند برای پیشرفت باید: از نوک پا تا فرق سر فرنگی شویم!   همین امروزه هم شما در انتخابات آمریکا، دقت کنید موضع گیری کاندیدها له یا علیه ایران، تعیین کنده رای آن ها است! واین فقط تئوری یا خیال نیست بلکه حتی: حمایت های اسپانسر های ایرانی برای ان ها از همه مهمتر است. علت اینکه اوباما به سفارت اسرائیل می رود، و حمایت خود را از رژیم صهیونیستی اعلام می کند، همین است تا ایرانیان را دچار عکس العمل کند. و الا اوباما و نتانیاهو خود می دانند که: ارتش آمریکا، قادر به دفاع از خود، در برابر ایران نیست چه رسد که جارو هم به دمبش ببندد!

آنها میدانند انقلاب اسلامی، جریان بالنده است لذا همیشه با تکیه بر ان خود را رشد می دهند. و در انتخابات اوباما و شعارهای او، ما این را به خوبی مشاهده کردیم. حتی در زمان کارتر با اینکه خیلی مقتدر بود، ولی وقتی امام خمینی فرمودند: کارتر باید برود دیگر کسی از او حمایت نکرد و رفت! و الان به اشتباه خود پی برده و کتاب می نویسد!

برعکس این حرکت در ایران است. روشنفکران ذلیل و وابسته در تصورات ذهنی خود، آمریکا یا انگلیس و حتی اسرائیل را بالنده می دانند و: سعی دارند با تکیه بر ان ها خود را در ایران، به پیروز انتخابات مبدل کنند! ولی کل تاریخ ایران نشان داده که: همیشه رای مستقل ها بالاتر بوده است. زیرا مانند امروز همه میدانند که  هیلاری کلینتون و دیگران فقط: باید روی کمک های مالی ایرانیان حساب کنند. در واقع انها از خود دارایی قابل توجهی ندارند، حالا اگر در ایران تعدادی برعکس فکر کنند، همان فاجعه هست که اتفاق می افتد: یعنی کوری شود عصا کش کورد دگر! انها به کمک ما امید دارند، و برخی هم به کمک آنها!

Transnational elections.