ناسیونالیزم و اینتر ناسیونالیزم، در انقلاب اسلامی ایران .
محدود سازی انقلاب اسلامی، یا محدوده سازی برای انقلاب اسلامی ایران، چالش بزرگ پیش رو برای عصر جدید است. درواقع اکنون دیگر دنیا باید فقط به یک سوال پاسخ دهد: انقلاب اسلامی اری یا خیر؟ دیگر دوران تمام ایسم ها و مکاتب و تئوری پردازی ها، به پایان رسیده و هیچکس حرف تازه ای ندارد. میلیون ها مکتب سیاسی و ایدئولوژیک مانند برف آب شده، و به تاریخ پیوسته اند. و امروز جز در کتب غربیها و غرب زده ها، در هیچ کجای دنیا وجود خارجی ندارند. در دوران انقلاب اسلامی یعنی دهه 1360ایرانی، دنیا پر از ایسم ها و مکاتب سیاسی و اجتماعی و: هنری و سینمایی نقاشی و زبان بود. هر کس از ننه اش قهر می کرد، یک مکتب می زد و یک ایسم به ایسم ها اضافه می کرد: از آنارشیسم و تروریسم فاشیسم گرفته، تا کمونیسم و لنینیسم و بلشویسم! امپریالیزم و سوسیالیزم و ..، همه مجموعه هایی از لغات بودند که هرکس یک گوشه ان را گرفته بود، و به رخ انقلاب اسلامی می کشید! لیبرالیزم در دنیای غرب خود را پرچمدار آزادی بشر می دانست، اومانیزم به دنبال اشرافیت بخشیدن به انسان در مقابل خدا، و سوسیالیزم و کمونیزم در شرق به دنبال: عدالت و تساوی و برابری. گلیسم در فرانسه و نازیسم در آلمان، از برتری نژادی سخن می گفتند و.
انسان در میان اینهمه ایسم ها، گیج و منگ می ماند و سر در نمی اورد و: بعد هم به نیهلیسم و پوچ گرایی می رسید، یا برای رهایی از همه اینها به هدونیزم و همجنس گرایی روی می اورد، و یا به جنگل و زندگی بدوی پناه می برد و هیپیسم! و بیتلیسم را درست می کرد. تا اینکه بالاخره همه آن ها را رها کرد، و به دین اسلام مشرف شد و آرامش پیدا کرد. اکنون از هر 20نفر انگلیسی یک نفر مسلمان هستند، و دیگر کسی به انگلوساکسون و اسلاو بریتش و: میدیا و امثال آن فکر نمی کند. حتی براویا در المان یا انجلیو انجلیا در اسکار، رنگ باخته و با بدترین شکل برای ادامه حیات خود مبارزه می کند.
در واقع انقلاب اسلامی گفتمان غالب دنیا شده، و همه کسان به اسلام فکر می کنند و: فقط له یا علیه ، بر ضد یا به نفع ان بودن، مردم دنیا را دو دسته کرده است. طبیعی است که در ابتدا دشمن در خارج از اسلام بود و: همه ایسم ها را درست می کرد، تا اسلام را نادیده بگیرد، و اگر بتواند حتی ان را نابود کند. ولی امروزه همه دوستی ها و دشمنی ها در داخل اسلام است. یعنی چه آنان که اسلام و انقلاب اسلام را قبول دارند، و پیرو آن هستند، باید اسلام را بشناسند و به آن عمل کنند،
چه آن هایی که می خواهند ریشه اسلام را بزنند! باید که بیشترین مطالعه را از اسلام داشته باشند. امروزه دشمنان انقلاب اسلامی و اسلام، حتی از خود انقلابیون هم انقلابی تر و مسلمان تر هستند! طالبان و القاعده و داعش پیشقراولان این تفکر هستند. ان ها اول باید مسلمان بشوند! در کلاس درس های اسلامی شرکت کنند، قیافه و ظاهر اسلامی برای خود درست کنند، شعار لااله الا الله و محمد رسول الله بدهند، تا بتوانند به کشتار مسلمانان دست بزنند!
اوباما و جان کری و نتانیاهو و عادل الجبیر، حتی فابیوس باید ادبیات اسلامی را یاد بگیرند، و از جهاد و شهادت حرف بزنند! و از اسلام و مسلمین دفاع کنند، و این فرق اساسی بین ولادیمیر پوتین و شی جینگ و .. است، که آن ها هم از مسلمانان دفاع می کنند، ولی در دفاع خود دروغ نمی گویند. ولی عادل الجبیر و دیگران بغض و عداوت مسلمین را دارند، و اگر دستشان برسد همه را قتل عام می کنند، همانطور که در یمن و بحرین و فلسطین انجام می دهند، ولی ناچارند که ظاهر را حفظ کنند! و خود را مدافع حق و حقیقت نشان دهند. زیرا به آن ها ثابت شده اگر این کار را نکنند، از گردونه سیاست باید بیرون بروند! حتی با زندگی عادی هم وداع کنند. چون همه فضای جهان از اسلام پر شده، و برای کسی که دغدغه اسلام ندارد، جای نفس کشیدن هم باقی نمانده! انهایی که سعی می کردند اسلام را در: درون مرزهای ایران خفه کنند، امروز خودشان از هوای سنگین اسلامگرایی، به خفگی دچار شدند و زود است که: بوی الرحمن انها بلند شود و: در راه مبارزه با اسلام، دق کنند و بمیرند، ولی نام خود را شهید بگذارند! وهمین باز هم فضا را برای وارث انها تنگ تر کند
![]()
دائره المعارف ماهین