سینمای ایران بلبل یا خرمگس است؟
ایران البته، سرزمین نام های مختلف است: از سرزمین شیران و شیربچه ها گرفته تا سر زمین گل و بلبل. و هرکدام وجه تسمیه و دلیل نامگذاری خود را دارد. سرزمین شیران به این دلیل است که: در طول تاریخ ایران کشوری جنگ طلب و: مهاجم نبوده است و برعکس، اغلب مورد تهاجم بوده و تقریبا همه اقوام، یکبار به ایران حمله کرده اند: چه از رومیان که از غرب آمدند و تخت جمشید را به اتش کشید، تا مغول ها که از شرق امدند و کتابخانه ها را سوزاندند. و به همین دلیل گفته میشود: همه آن ها را بیرون کردیم و سرزمین خود را آزاد نگهداشتیم، و کسانی که این کار را کردند همچون شیر سلطان جنگل، از حریم خود دفاع کردند و نگذاشتند: همچون 8سال دفاع مقدس وجبی از خاک ایران، در دست دشمن بماند.
سرزمین گل و بلبل از ان جهت گفته می شود که: ایرانیان به سبز بودن علاقه مند بوده، و همزیستی انسان و گیاه بقدری بالا بود که: گاهی حکومت درختها بر ادم ها نام می گیرد. و همین امروز با سرانه بالای فضای سبز، در ایران روبرو هستیم تا جاییکه درختان و سبزه زار ها، زمین رایگان دارند ولی خود ادمها، برای خانه و زمین خود باید سالها زحمت بکشند! در این فضای سبز طبیعی است که: گل و بلبل هم پیدا شود و براثر ان ها، سعدی و حافظ هم گویا شوند: خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار.
حالا سینمای ایران کدام یک از ابعاد را نشان می دهد؟ سینمای انقلاب و دفاع مقدس، وظیفه ارائه نقش اولیه را بر پرده نقره ای دارد، ولی بقیه یعنی جشنواره فجر هم باید، جایگاه عرضه فرهنگ گل و بلبل ایرانی باشد. اما متاسفانه هر ساله شاهد گلخن ها و خارهایی هستیم که: چون آوای شوم بوم و جغد، فقط خرابه ها و ویرانی ها را نوید می دهند. یا ژانر خرمگسی داریم که فقط: روی کثافات می نشینند و تاریخ گل و بلبلی ایران را به مسخره می گیرند.
یکی از فیلم های اکران شده جشنواره، فیلم ابد و یک روز بود که پیمان معادی در ان بازی کرده است. از کلمه معادی برمی اید که ایشان با فرهنگ اسلامی مشکل و عداوت دارد، داستان و دیالوگ فیلم را فدای مبارزه با ارزش های اسلامی کرده ،انجا که هر دقیقه و بدون دلیل سیگار می کشد و: بدو بیراه می گوید، و یا انجا که سعی دارد با دادن پول بچه ای را، وادار به رقص قر کمر مانند فیلم فارسی آبگوشتی قدیم بکند!
تقریبا می توان گفت که ابد و یک روز، مانند تمامی فیلم های او ،خط قرمز را زیرپا گذاشته، و یا دقیقا آنسوی ان راه می رود! یکی از خط قرمز ها نچسبیدن زن و مرد نامحرم به یکدیگر است! او علاوه بر اینکه تمام داستان هایش، در اطراف تخت خواب اتفاق می افتد، در هیچکدام از ان ها لباس مناسب وضعیت خوبی ندارد! یا سینه اش بیرون است یا عرقگیر به تن دارد ! سر و ته قصه هایش هم مانند: نشستن مگس روی زباله ها همیشه دنبال کثافات یک جامعه انسانی است، و از دیدن خوبی های ان ها شرم دارد آیا داوران فیلم می خواهند: از مگس های کثافت نشین قدر دانی کنند؟
بادیگارد و دگر اندیشی: فیلم بادیگارد یکی دیگر از فیلمهایی است که در جشنواره شرکت کرده، فیلم قوی و پر محتوا و با تکنیک خوب است. داستان آن پیوستگی دارد و: با تماشاگر ارتباط برقرار می کند، محتوای ان هم در رابطه قشر زحمت کشی است که: شاید کمتر به آنان پرداخته شده است، اما نقاط ضعفی هم دارد که بیشتر به نویسنده برمی گردد، یا کسانی که در کار نویسندگی دخالت نابجا و فی البداهه کرده اند.
از جمله اینکه در اخرین لحظات شهادت پرویز پرستویی! اصلا شهادتین فراموش می شود و: بجای ان پیوند فامیلی و همکاری برجسته می شود. مسئله نجس و پاکی و تماس نامحرم کمرنگ است، و حتی شخصیت اول و یا دیگر شخصیتها، بیشتر ملی فکر می کنند تا مذهبی ! وبالاخره با اینکه دردیالوگ قهرمان داستان هست که: بادیگارد کلمه بی محتوا است و محافظ درست است، ولی عنوان فیلم بر عکس ان بادیگارد را انتخاب می کند. البته شاید نگاهی به گیشه داشته و: انتخاب ان را برای فروش بیشتر تعبیر کند، ولی تضاد درونی و محتوایی خود فیلم است، یعنی خودش هم به خودش احترام نمی گذارد.
![]()
دائره المعارف ماهین