مدیرانی که در خلا زندگی می کنند!
بعد از گذشت سی و هفت سال ا ز انقلاب اسلامی، و اداره یک کشور بزرگ و تاثیر گذار جهانی ، هنوز کسانی هستند که در خلا زندگی می کنند و فکر می کنند: هیچ اتفاقی نیافتاده و ایران در دوران جهان سومی است! و باید به زور آن را به یک کشور: در حال توسعه ارتقا دهیم و منت بر سر ایرانیان بگذاریم، و بعد از مالدیو و افغانستان به ردیف 220جهان خوشحال باشیم! واقعا باید به این ذهن ها فریز شده، آفرین گفت که چطور اینها توانسته اند: چشم و گوش خود را به واقعیت های بیرونی بسته نگهدارند، و در همان دهه 1350خود را زندانی کنند.
آیا آن ها برجام را نمی بینند؟ اینهمه رفت و آمد ها و قراردادها و مذاکرات برای ان ها مفهومی ندارد؟ آیا آن ها هنوز فکر می کنند ایران فقط آفتابه ساز است؟ و کاری به موشک و فضا ندارد؟ یا فکر می کنند دستاورد های ایران، یک کپی فتوشاپ شده از دستاوردهای دیگران است؟ اینهمه بهانه جویی های غربی برای جلوگیری از: سرعت پیشرفت علمی ایران حتی: پرده گوش انها را آزار هم نداده است؟ یا اصلا پرده گوشی برای این قبیل سخنان ندارند؟
به قول حافظ من از بیگانگان هرگز ننالم، که با من هرچه کرد ان آشنا کرد! خود مدیران اجرایی کشور، در برخی از وزارتخانه های دولتی چنین تصوراتی دارند. معاون وزیر کار در همایش مدیران سال، همه دستاوردهای مدیریتی در ایران را انکار کرده، و صراحتا می گوید: اگر استعدادهای ایرانی به خارج بروند، بهتر شکوفا می شوند! چرا که در ایران به مدیریت بها داده نمی شود. البته با شناختی که بنده از ایشان دارم، نیت سوئی از این گفتار ندارد، بلکه ذهن ایشان در همان دهه 1350یخ زده و پیشرفت ها را نمی بینند!
یا دیگری می اید و می گوید: یکجا دیدم نوشته مدیریت بحران، گفتم اگر جای این دو عوض می شد بهتر بود!یعنی هنوز بعد از چهل سال، بحران مدیریت داریم. نمی بینند که امروز مدیران جهانی، برای رفع بحران کشور خودشان به ایران می ایند. اگر بحران بیکاری و سوء مدیریت در: فرانسه و آلمان وامریکا را قبول ندارند، آیا بحران اقتصادی یونان هم برای انها آشنا نیست؟ اگر جنگ و ناامنی در سراسر دنیا را نمی بینند، آیا امنیت پایدار در ایران راهم حس نمی کنند؟ یا حسگر ان ها هم یخ زده است؟
من از اقای دکتر طهمورث حسنقلی پور، رئیس دانشکده مدیریت دانشگاه تهران تشکر می کنم که: لا اقل ایشان که همکلاس بنده هم بوده اند، یک نکته مثبت را اشاره کردند و ان اینکه: قرار است انتخاب مدیران سال در ایران، به همت وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی، به انتخاب مدیران برتر جهان اسلام ارتقا یابد. ایشان همچنین با نقل قول از یکی از خارجی ها گفتند: که ایران کادر مدیران استراتژیک را، برای جهان پرورش می دهد و: تعداد دانشمندان و محققان مدیریت استراتژیک در ایران، بالاتر از همه کشور های جهان است.
به نظر بنده آنهاییکه انقلاب اسلامی را نمی بینند، یا تغییرات آن را نمی پذیرند و یا از: تئوری های مدیریتی ان سردر نمی اورند، همان هایی هستند که خطی فکر می کنند، و ذهنشان در یک خط مستقیم آماری در گیر است. و از حوادث مستحدثه: به قول یکی دیگر از سخنرانان جلسه خبری ندارند. از نظر انها آینده ادامه گذشته است، اما در یک ادامه خطی یعنی: هیچ ارتعاش یا بالا و پایین رفتن و یا تغییر: در ان قابل قبول نمی باشد. یعنی مدیران باید مسیر ثابتی را، از پایین ترین درجه شروع کنند تا به: بالاترین درجه برسند و ابتکار و خلاقیت، و نوآوری را کنار بگذارند. به عبارت بهتر ان ها تصور می کنند که: مدیران بی سواد زمان شاهنشاهی، از مدیران تحصیلکرده زمان ما بهتر ند. وباید همان ها به جای خود برگردند، تا همه چیز در جای خود قرار گیرد! والا به قول یکی دیگر از سخنرانان جلسه، کاه را جلوی گربه ریخته ایم و گوشت را به عنوان غذا به الاغ می دهیم! یعنی هیچ چیز سر جای خودش نیست.
البته آنها نمی دانند، در همان دوان دروازه تمدن بزرگ، اعتصابات وسیعی در جلوی کاخ نخست وزیری، توسط فارغ التحصیلان بیکار انجام می شد که: اعتراض آن ها این بود که اغلب مدیران کشور حتی دیپلم هم نداشتند، ولی فارغ التحصیلان مدیریت همه بیکار بودند . واصلا رژیم به تحصیلکرده ها بدبین بود. و بنده که پرونده همه افراد نخست وزیر ی را، در سال 1361مطالع و با همه آنها مصاحبه داشتم، میدانم که اغلب انها باغبانان یا سگبانان و: بالاخره چوپان شاه بودن که همچون: هژبر یزدانی و خیامی ها با تمام بی سوادی ، صاحب کارخانجات بزرگ هم شده بودند.
![]()
دائره المعارف ماهین