سال ها است که ایران با موضوعی: به نام قاچاق عتیقه  و اسناد تاریخی و: کتب قدیمی روبرو است. و این موضوع چهار دوره مشخص دارد : دوره پیشدستی  برای: انتقال میراث فرهنگی ایران به خارج از کشور، دوران بی خبری ایرانیان،  دوران  قاچاق رسمی  و: دوران مبارزه با قاچاق این دستاورد های تمدنی ایران. بطوریکه میتوان این چهار  دوره را به: دوران قبل از صفویه، دوران قاجار ، دوران پهلوی و دوران انقلاب اسلامی نیز تقسیم کرد .

  دوران قبل از صفویه ، که تقریبا به زمان جنگ های صلیبی و: یا حمله مغول بر می گردد، خود شامل دو مرحله می شود: مرحله فرار دانشمندان از دست مغول، و همراه بردن کتب و اشیاء عتیقه، و دوران جنگ های صلیبی که: غارت کتب و سوزاندن یا ازبین بردن انها بوده است. بعبارت دیگر: وقتی که مغول ها به ایران حمله کردند، به علت بی سوادی و بی تمدنی خود، با هر چه مظاهر تمدن اسلامی و ایرانی بود، به شدت برخورد می کردند و: شایع هم شده بود که کتابخانه ها را اتش می زنند، و داشنمندان را به عنوان: جادوگر و کیمیاگر می سوزاندند.

 لذا دانشمندان ایرانی سه گروه شدند: عده ای راه مبارزه را انتخاب کردند مانند: شیخ حسن جوری و سربداران، عده ای راه نفوذ را انتخاب کردند مانند: خواجه نصیر و بقیه راه فرار را برگزیدند، و از راه حلب و شام به اروپا رفته، و مدارکی را نیز با خود بردند. البته سعدی مدارک خود را در همانجا ایجاد کرد! نوشتن گلستان در شهر حلب و: شعر اول آن کتاب، گویای این مدعا است: به آن سال که ما را احوال خوش بود، از هجرت 676بود! یعنی همان سالی که مغول، در پشت دروازه قران شیراز، خیمه زده بود سعدی در حلب، به کار گل مشغول بود!

  نفوذ آهسته دانشمندان به اروپای وحشی: قرون وسطی باعث بیداری انان و آغاز رنسانس گردید. اما دراین عصر به دو دلیل یافته های ایرانیان، به نام اروپایی ها ثبت شده: دلیل اول که ایرانی های می ترسیدند ب:ه دست مغول ها شناسایی شوند، دلیل دوم هم کلیسا، هرچیزی را از مسلمان نجس می دانست و نمی پذیرفت. لذا همه ابزار علمی مانند زیج و اسطرلاب، بنام اروپایی ها ثبت شد و: حتی علامت گذاری در ریاضیات و پزشکی و نجوم، که با حروف ابجد نوشته می شد، کاملا ازبین رفت و به لاتین تبدیل شد.

  پس از رنسانس اروپا ی صنعتی، به دنبال ادامه این کار به ایران می آمد و: کتب و اشیاء عتیقه را می برد، که دوران بی خبری ایرانیان شروع می شود. همه کتب و اشیا به زبان لاتین ترجمه، و بنام کوپرنیک و کپلر و گالیله منتشر می شد. و این روش تا زمان پهلوی ادامه داشت. زیرا قاجار نه تنها از این کار جلوگیری نمی کرد، بلکه همراه کتب و عتیقه جات، سرزمین ایران راهم به انها واگذار می کرد! تا شاید بتواند استقراضی نماید، و به سفر اروپا مشرف شود.

  اما پهلوی مخصوصا اشرف، به اهمیت این اشیا پی برده بود، ولذا برای خروج انها، خود اقدام می کرد، و درامد سرشاری از ان بدست می اورد. دعوت از پرفسور ادوراد برون، کشف پاسارگاد و تخت جمشید و: تهیه مقدمات جشن های دوهزار و پانصد ساله، همه اهمیت این میراث فرهنگی را بالا می برد، و قیمت ان بیشتر می شد. لذا کتیبه های داریوش و امثال ان، بصورت فله ای به امریکا و اروپا، قاچاق و به قیمت های زیادی فروخته می شد.

  بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، دو جریان عمده اتفاق افتاد: اول اینکه هرنوع انتقال این میراث فرهنگی، جرم و قاچاق محسوب شد، و از خروج انها جلوگیری گردید. دوم اینکه برای اشیاء سرقت شده نیز، اقداماتی شد تا برگردانده شود. اما این اشیا بقدری زیاد بود که: تمام موزه های اروپا و امریکا را پر کرده بود. حتی کشورهای عربی هم با تغییر برخی از انها، توانسته بودند برای خود تاریخ سازی کنند. بعنوان نمونه حضرت ابراهیم ع که فارسی زبان بود، و در روز 13بدر بت ها را شکسته بود، تبدیل شد به یک عرب شد: که در شهر ناصریه به دنیا امده بود. غافل از انکه ناصریه، تا قبل از قادسیه، عرب نبود ونام ایلام داشت. انها حتی ایلام راهم عیلام می نوشتند، تا هیچ شکی باقی نماند..

Message to silence: World's management.