در ایران گفته می شود سرزمین سوخته، ولی خود افغان ها معتقدند سرزمین خسته است. اما در هر صورت یک خیانت بزرگ، در طول تاریخ افغانستان به مردم این کشور شد، تا آن را در گیر یک جنگ داخلی فرسایشی نماید. جنگی که دو برابر جمعیت داخل ان، در دیگر کشورها آواره هستند و: به بیگاری کشیده می شوند. بر اساس آمار سال 2012 جمعیت افغانستان 31میلیون نفر هست، که فقط 4 میلیون ان در ایران و پاکستان زندگی می کنند. اما این همه واقعیت نیست.

  خیانت بزرگ از ان زمان شروع شد که: در کنار مزار پیامبر اسلام، کسانی روی کار امدند که: در اندیشه خیانت به مسلمانان و نابود کردن اسلام بودند. آن ها نام خود را وهابیت گذاشتند، ولی به هیچ یک از اهداف اسلام نه معتقد بودند، و نه می خواستند که معتقد باشند. فقط اندیشه انان نابود کردن اسلام و: ویران ساختن تمام تمدن اسلامی، و از بین بردن حاصل زحمات :قرن ها دانشمندان و فقهای اسلام بود.

آن ها جنگ و خونریزی را، در کنار مرقد پیامبر شروع کردند، ابتدا به بقیع حمله برده، آن را با خاک یکسان کردند. بعد به مزار صحابه پیامبر حمله کرده، مکه و مدینه را تخریب نمودند و: تحت عنوان مدرن سازی، بر روی اجساد مطهر انان، جاده و اتوبان و پل و خیابان کشیدند. و سپس به دیگر عتبات مقدسه حمله کرده، کربلا  را هم با خاک یکسان نمودند.

  اما این تخریبها انان را سیراب نمی کرد، شروع به پرورش شاگردان جدیدی کردند که: فقط با ذهنیت نابودی اسلام رشد می کردند، و برای آن ها مدارس رایگان، در سراسر جهان ایجاد کردند. در پاکستان و افغانستان بیشترین نیرو را جذب کردند، زیرا که این عده به خاطر استقلال از هند و: رهایی از دست بودایی ها، چندان در فکر آموزش های واقعی نبودند، و همینکه ظاهر اسلامی انها حفظ شود، برایشان کافی بود. تا جاییکه در پاکستان در سال 2000بیش از: سه هزار مدرسه دینی توسط وهابیون اداره می شد، و شاگردان این مدارس را طالبان می گفتند.

 نفرت و هابیان از دین اسلام نتیجه داد، طالبان به همان راهی قدم گذاشتند که: استادان وهابیت می فرمودند. جنگ و تخریب و ویرانی را به هم کشورها صادر کردند. اما برای خود، دشمنی قوی تر از شیعه نیافتند. زیرا شیعیان با استدلال و آگاهی، همه حرکات آن ها را زیر نظر داشتند. به همین دلیل به کشتار وسیع شیعیان، در هند و پاکستان وافغانستان مباردت کردند. انها حتی در آمار نیز دست کاری کردند، بطوریکه قوم هزاران ساله هزاره را، پراکنده و نابود کردند. و انها را تبدیل به شهروندان درجه سه و چهار نمودند.

این سیاست جمعیتی انان در: لبنان و عراق و سوریه وترکیه و همه جای دنیا ادامه یافت. و در قرن بیستم، دیگر آثاری از شیعه و دین خدا باقی نماند. صلیبیون اروپایی که منتظر این اختلافات بودند، با صهیونیست های یهودی همدست شدند، و در غرب آسیا و اروپا هم شیعه کشی را توسعه دادند. تا اینکه بر خلاف انتظار انان، دست غیبی بیرون امد و انقلاب اسلامی ایران، در 1979به پیروزی رسید. مسلمان و در راس آنها شیعیان، جان تازه ای یافتند و در توسعه: وحدت مسلمانان کوشیدند. و امروزه میتوان گفت: در افغانستان گرچه به ظاهر پاشتو و یا تاجیک از قوم هزاره بیشتر است، ولی واقعیت غیر از این است. زیرا تسلط طالبان بر افغانستان و: رعب و وحشتی که با دلار های نفتی عربستان، در انجا به راه انداخته بودند، باعث شده تا دو برابر جمعیت داخل ان در: کشورهای دیگر به سر ببرند.

 شاید بزرگترین قوم مهاجر در سراسر جهان، همین قوم افغان باشند، که به نسبت جمعیت خود، بالاترین درصد را در بین مهاجران جهانی دارند . ولی سازمان های بین المللی، که انها نیز از دلار های نفتی عربستان تغذیه می کنند، اینهمه امار را نادیده می گیرند. فقط کافی است در روز عاشورا، در سراسر جهان دقت کنیم. می بینیم که در همه کشورهای جهان، از جمله آلمان و کانادا و استرالیا و انگلستان، بیشترین اعضا هیات های سینه زنی را، افغان ها تشکیل می دهند. بطوریکه ایرانی و یا لبنانی ها کمرنگ تر هستند. مسلم است که اگر این ها، به افغانستان برگردند، ترکیب جمعیت معکوس اتفاق خواهد افتاد، و جهان شاهد خواهد بود که برخلاف: آمار سازی های روشنفکرانه، تعداد عاشورائیان، در تمام کشورها بیش از ان آمارهای: دروغین است که منتشر می کنند 

 فارغ‌التحصیلان این دانشگاه داشته، حدود 78% آنها شاغل هستند.