همانطور که در امریکا هیلاری کلینتون و: دیگر نامزد های دموکرات  و جمهوریخواه،  در به در به دنیال پول هستند، در ایران هم اصلاح طلبان و: جناح های مستقل از مردم ،دچار این چالش جدی هستند. چون براساس تعریف برخی جامعه شناسان، دو طبقه در ایران حامی انتخابات هستند: بورژوازی ملی و بورژوازی وابسته، که اولی به بازار داخلی و سرمایه داران وطنی وابسته است، و دومی به حمایت های خارجی. بورژوازی ملی در این برهه موفق است، زیرا بازار تهران  و شهرستان ها را دارد.

   اما بورژوازی وابسته سرگردان است: یعنی باوجود شروع تبلیغات هنوز به ایجاد: موج تبلیغی نرسیده و چندان که: مورد انتظار بود حجم گسترده ای را پوشش نداده اند. البته این امر به سه دلیل می تواند باشد: اول اینکه خواستار استفاده از منابع  و امکانات دولتی بودند، که راه آن ها بسته شده. دوم اینکه منتظر پول گرفتن از بابک زنجانی و دیگران بودند، که انها هم زرنگی کردند و هنوز پرداخت نمی کنند، سوم اینکه نقشه برای باز شدن: ال سی ها و سویفت ها و آزاد شدن پول های بلوکه شده داشتند، که اینهم اتفاق نیافتاده است.

  علت همه این بدبختی ها هم بانکها هستند، زیرا همه راهها را برای پول در آوردن بسته اند، تا همه ناچار باشند از ان ها وام 30درصد بهره بگیرند.  با اینکه حامیان دولت و اصلاح طلبان، در خواست وام برای کاندیداها به عنوان تسهیلات چاپ و توزیع هم کرده اند، ولی فقط با بهره 30درصد روز شمار با انان هماهنگ شده است.  و این نشان می دهد که عاملان اصلی تحریم ها، بانکها بودند و هستند چرا که، اگر تحریم ها برداشته شود همه آن ها ورشکسته می شوند، چون بانکهای ژاپن وام بدون بهره می دهند! و بانک های اروپایی هم وام ها 2تا 4درصد بهره. و این به نفع همه صنعتگران است، و تولید را هم تقویت می کند.

  اما بانکها نه تولید ملی می شناسند،نه اقتصاد مقاومتی و نه عرق ملی ! آنها فقط به حفظ منافع خود، با بهره های بالای 30درصد می اندیشند. گرچه دولت سعی دارد:نرخ سود را در 20 درصد یا کمتر و بیشتر نگهدارد، ولی با نامگذاری بهره دستوری! از اطاعت آن سر باز می زنند و وام هم نمی دهند. انها می گویند وام دادن باعث بالارفتن: نقدینگی و حجم پول د رگردش می شود، ولی اگر 30درصد و بیشتر بهره برای وام بدهند، حجم پول در گردش کاهش می یابد. چون مردم بیش از انچه پول می گیرند، پس می دهند!

عوامفریبی بانکها به جایی رسیده که: حتی دبیرکل بانک مرکزی و: رئیس جمهور را هم سنگ روی یخ می کنند! دبیر کل روز اول اجرای برجام گفت: تمام سویفت ها باز شده! و رئیس جمهور هم گفت: هزار تا ال سی باز شده است! حالا رئیس جمهور به روی خود نمی اورد، و زیر سبیلی رد می کند، ولی انها جدی ایستاده اند تا تحریم ها، دوباره بر قرار گردد و برجام شکست بخورد، و دوباره بهره های بالای 40 درصد را نوش جان کنند.

 لذا حامیان دولت و اصلاحات، خواستند با عبور از بانکها، مانند دوران انتخابات ریاست جمهوری، از تمام وزیر و وزرا که قبلا در ستادهای انتخاباتی استفاده می کردند، الان هم استفاده کنند. تا در کنار ان بودجه دولتی هم اختلاس کنند! چون آنها معتقد بودند که : الان کسی جرات انگ زدن ندارد، و بعد هم که بفهمند می گوییم: روال معمول است که دولت های بعدی، دولت قبلی را مجرم می دانند! ولی با اولین انتصاب که مدیر کل نهاد ریاست جمهوری، برای ستاد انتخاباتی بود، سر و صدا بلند شد و آن ها مجبور شدند: دست نگهدارند و به این دلیل  راه  استفاده: از رانت ها و امکانات دولتی هم برای آن ها بسته شد.

    فقط یک راه باقی مانده و آن فروش: شرکت های زیر مجموعه اصلاحات، مخصوصا شرکت های نعمت زاده و زنگنه ، یا استفاده از پس انداز ان های آنها، که باز هم به در بسته خورده اند، و کفایت هم نمی کند. زیرا در دو سال پیش همین افراد، که هزینه کردند انتظارشان برای این روزها بود، که جبران کنند و الان نمی توانند: از این جبران ها صرف نظر کنند. بالاخره ما منتظر اتفاقات جدید می مانیم.  

هاشمی رفسنجانی التزام عملی به ولایت فقیه و قانون اساسی ندارد