آمریکا شیطان بزرگ است و: با بررسی مشخصات شیطان، میتوان به عملکرد جان کری و اوباما پی برد! و دانست که انها فقط اغوا کننده هستند، و عامل اجرای اصلی دستور انها، در درون خود ملت ها است. مثلا در موضوع سوریه می بینیم که: آمریکا و روسیه بر سر آتش بس در سوریه، به توافق می رسند ولی بلافاصله، با مراجعه برخی افراد معارض سوری به جان کری، لحن او عوض می شود! و با اینکه آتش بس را قبول کرده، ولی دوباره تهدید به جنگ برعلیه سوریه در مسیر: براندازی حکومت بشار اسد سخنرانی می نماید.

  در این روش، شیطان ضرب المثل خوبی دارد می گویند: وقتی روز قیامت همه گناهکاران، یقه شیطان را می گیرند و به او می گویند: همه تقصیر ها به گردن توست، او خیلی راحت یقه خود را رها می کند، و می گوید شما اصلا مرا می دیدید؟ مگر من شما را مجبور کردم؟ من فقط پیشنهاد می دادم! این خود شما بودید که زودتر از من هم، فرار می کردید و خود را به گناه می رساندید! به همین دلیل گفته می شود که: هر انسانی در درون خود یک شیطان دارد، و اگر مواظب نباشد این شیطان درون، او را به سوی جهنم می برد.

  آمریکا و انگلیس هم، چه در ایران و یا سایر کشورها، اگر عوامل داخلی نداشته باشند، کاری نمی توانند بکنند. برای همین است که می گویند: داعش جنگ نیابتی به راه انداخته است، یعنی داعش از سوی آمریکا و اسرائیل و انگلیس، حمایت می شود و بجای انها، با مسلمان ها می جنگد. انها هم کناری ایستاده و بر این: اختلاف و کشتار برادرانه و همکیش می خندند. آنها سعی دارند که این اختلاف را یک امر ذاتی اسلام معرفی کنند، آنطور که آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان، بیان صریح در این مورد دارد.

  وی می گوید چین و هندوستان، دارای مردمانی است که خدا پرست نیستند، و بیش از هزار خدا دارند و بیش از: هزار قوم و قبیله هستند، ولی با هم و در کنار هم با دوستی زندگی می کنند، ولی مسلمان ها یک دین دارند با: یک خدا و یک قران ولی اینهمه با همدیگر، دشمنی می کنند و همدیگر را می کشند! البته، مهم این حرفهای مرکل نیست، بلکه مهم آن است که مسلمان ها، این سخنان را نقل می کنند و جواب می طلبند، و می گویند کسی نیست جواب مرکل را بدهد!

  اما انها نمی دانند که در این موضوع، چند مغالطه به کار رفته: اول اینکه ادیان غیر توحیدی را بد تفسیر کرده است. ادیان غیر توحیدی مبتنی بر چند خدایی، مانند یونان باستان نیست. زیرا در یونان باستان کوه المپ جایگاه خدایان بود، و هر کس میتوانست یک خدای فرضی، در انجا داشته باشد. اما در بودا و برهمن، مردم به خدا معتقدند، آن هم یک خدای واحد. ولی چون نمی خواهند فرضی  و دور از دسترس باشد، و می خواهند همیشه در کنار خود، ان را داشته باشند، برای او معبد و مجسمه درست می کنند.  یعنی دو میلیارد چینی و هندی آنقدر عقل دارند که: چوب یا سنگ یا مجسمه را خدا ندانند، بلکه نظر انها ابراز محبت و احساس نزدیکی و خویشی است.

     از سوی دیگر، چه کسی می گوید انها با هم درگیری ندارند؟ فقط کسی نیست به انها اسلحه بدهد، که با سلاح به جان هم بیافتند! اگر انها هم مانند داعش، هر روز صد ها هواپیما، برایشان سلاح می فرستاد، و یا دهها حساب بانکی برایشان تکمیل می شد، چرا این کار را نمی کردند؟ مگر سربازان آل سعود و ارتش عربستان، که اصلی ترین حامی داعش است، از همین هندو ها و بودائی ها تشکیل نشده است؟ مگر انگلیس سال ها از این سربازان، برای کشتار مسلمانان ایران و پاکستان استفاده نکردند؟

  علاوه بر انکه ما می دانیم که: داعش و امثال ان، گرچه از احساسات عمومی مردم مسلمان استفاده می کنند، ولی خودشان به این موضوع اعتقادی ندارند. زیرا بسیاری از جنگجویان انها، از اعضا شرکت های امنیتی امریکا و انگلیس هستند، یعنی عملا مرکل چیزی را که خود، و هم پیمانانش، بوجود اورده به: پای مسلمان ها می نویسد.

  در همین کشور افغانستان اگر واقعا، طالبان یک پدیده داخلی است، پس حضور چین و پاکستان و امریکا، در مذاکرات صلح چه معنی دارد؟ اگر پدیده ای داخلی باشد، در قوانین بین المللی امر داخلی هر کشوری، به خودش مربوط است، و دیگران حق دخالت ندارند. لذا حضور امریکا در افغانستان، نشان می دهد که طالبان پدیده داخلی نیست، بلکه ساخته و پرداخته تجاوز و: محصول دخالت امریکاییهاست، که می خواهند به پای مسلمانها نوشته شود.