ادراک و موقعیت ژئو پلیتیک

      درک انسان از عالم خارج، مانند انعکاس تصویر در آینه است، یعنی مفهوم ذهنی انسان، انعکاس موقعیت جغرافیایی و طبیعی و سرزمینی، یا همان ژئو پلیتیکی است. برای همین، با اینکه مفاهیم عالیه و انتزاعی در ذهن ها، شبیه هم هست ولی هرگز مثل هم نیستند. یکی از این مفاهیم موضوع: دین و مذهب و خدا است. که در سه حوزه جغرافیایی، سه نوع برداشت از خدا و دین وجود دارد: خدای شرق و خدای غرب و خدای خاورمیانه، که با هم تفاوت اساسی هم دارند. و این هم معلول سیالیت و: روانی جمعیت در محدوده جغرافیایی می باشد.

     خاورمیانه مرکز تمدن جهان و ظهور پیامبران الهی بوده، و لذا به دیدگاه آنان، بسیار نزدیک است. ولی شرق و غرب که دور تر بوده اند، یا دورتر شده اند، از این مفاهیم خالی هستند و: در خط افراط یا تفریط قرار گرفته اند. حتی از لحاظ منایع زیر زمینی و رو زمینی و: ثروت های خدادادی و موجودات نیز، خاورمیانه در تعادل کامل قرار دارد: نزدیک به 70 درصد انرژی حهان، از خاورمیانه تهیه می شود و گلوگاه اقتصادی، و مورد توجه همه جهان است. از همه مهمتر مرکز تقسیم جهان به شرق و غرب، جنوب و شمال است. یعنی وقتی بگوییم جنوب آمریکا یا جنوب شرقی آسیا، آن را مقید و تعریف کرده ایم، ولی وقتی فقط می گوییم شرق یا غرب، این مطلق گرایی مربوط به خاورمیانه و مخصوصا: خلیج فارس و ایران و تهران است.

 غرب و غربی، به تمام مردمی گفته می شود که: در غرب ایران یا خاورمیانه هستند. شرق یا شرقی هم افراد یا: مکان هایی هستند که در شرق خاورمیانه و یا ایران هستند. از آن دقیق تر در داخل خاورمیانه، ایران مرکزیت دارد و در ایران هم، تهران مرکز هست. یعنی وقتی می گوییم جنوب ایران، شامل تمام شهرهایی می شود که: در حنوب تهران هستند و وقتی می گوییم: شمال ایران، تمام مکان هایی است که در شمال تهران قرار دارد. و به همین سیاق شرق و غرب ایران هم، با تهران سنجیده می شود.

این موضوع از قدیم هم همینطور بوده است، یعنی ری یا شهر ری که نام قدیم تهران بوده است، از ایام قدیم هم همین معنی را داشته است. و در تاریخ صدر اسلام هم دقت کنیم، اهمیت حاکمیت بر: ری چندان زیاد بوده که این سعد، پسر سردار فاتح ایرانی، برای به دست گرفتن حکومت ری، فرزند پیامبر و نوه رسول خدا، یعنی امام حسین ع را در صحرای کربلا به شهادت می رساند. بنابر این برداشت اصلی از دین و خدا و پیامبر هم، در همین راستا است.

 لذا برداشتی که آل سعود یا دیگران، از دین اسلام یا یهودیت و مسیحیت و: حتی بودایی و برهمایی دارند، هیچکدام درست نیست. و باید برای اینکه بدانند درست هست، یانه به مرکزیت آن یعنی: تهران یا قم مراجعه کنند. حال اگر تضاد را دو مرحله ای بدانیم، یعنی حق و باطل را در نظر بگیریم، در مقابل قم، قدس و در مقابل تهران، تل اویو مطرح است. یعنی اصلی ترین تضاد را باید: در این دو قطب دید ولی اگر، سه قطبی بدانیم آنوقت آل سعود هم، در داخل قرار می گیرد. آل سعود مظهر افراط شرقی و: صهیونیزم به عنوان مظهر تفریط غربی، مطرح می شود و راه میانه یا صراط مستقیم و: راه درست را از تهران و قم باید فرا گرفت.

 این امر بدلیل سیالیت جمعیتی هم درست است، زیرا اگر تمام اقوام دنیا را در نظر بگیریم، از محدوده جنوب دریای خزر، یا همان دامنه های البرز توزیع شده اند. البته روایت های تاریخی، کوه جودی را گفته اند، که این کوه جودی، هم در شمال و هم غرب و جنوب دریاچه مازندران گفته شده است . و آثار کشتی نوح هم، در روسیه و داغستان و هم در قفقاز و: آذربایجان و هم در ارارات و دیار بکر، به دست امده است ولی  ممکن است: این آثار بر اثر دست به دست شدن، به انجا ها رفته است.  و این به ان معنی است که: شرق و غرب نه تنها از سرزمین های پدری رفتند، بلکه از دین و رسوم پدری هم بیرون رفته اند. و به طور خلاصه دوری یا اخراج انان از سرزمین پدری باعث دوری انها از مفاهیم دین و عقلایی هم شده است . بنابر این دریافت مفاهیم اصلی دین و مذهب، و یا هر نوع عقلانیت و تئوری پردازی، باید از سرمنشا آن یعنی ایران باشد، تا درست و صحیح باشد. و الا با غرض و مرض، الوده شده و عقده های تاریخی و جغرافیایی، در شکل انحراف مذهبی مانند: تکفیری ها خود را نشان می دهد.