توانمندی های فوق تصور ایران،
حدود 180هیات تجاری از بلند پایه تا دون پایه، پس از برجام به ایران سفر کرده اند، و همین تعداد نیز از ایران به کشورهای دیگر رفته اند. اگر هزینه هر نفر را ده میلیون تومان در نظر بگیریم، و هر هیات را 20نفر بدانیم، بطور متوسط 72میلیارد تومان هزینه این رفت و امد ها شده است. و هنوز قراردادی اجرایی نشده، و مبادله ای صورت نگرفته است. البته به گفته رئیس جمهور 120فقره قرارداد، نهایی شده یا امضا گردیده است.
امضا کردن و اجرایی شدن با احتیاط انها در مقابل ایران، مسئله مهمی است و ان این است که آنها، با توانمندی های ایران آشنا نبودند، و به خیال خود آمده بودند، تا دوباره همه چیز را جارو کنند و ببرند، و یک لقب توسعه نیافته یا در حال توسعه هم، به ایران بدهند تا دانشمندان اقتصادی و اجتماعی ما هم، مثل بلبل ان را تکرار کنند. دکتر قالیباف در سخنرانی خود در در کنفرانس حمل و نقل، به این نکته اشاره کرد و گفت: ما هر وقت به کلمه کشورهای توسعه یافته می رسیم، ناخود آگاه می گوییم: البته ایران جزو کشورهای توسعه نیافته، و یا در حال توسعه است!
اما به قول استاد توسعه، محمد تقی حسینی ما فقط 30میلیون نیروی کار اماده و تحصیلکرده داریم، که سرمایه اصلی ما است و: امکانات نفت و گاز و معادن در درجه دوم اهمیت قرار دارد. امروز ایران مانند دو سال پیش یا حتی ده سال پیش نیست. ایران امروز رتبه اول گازی را در جهان دارد، یعنی بزرگترین ثروت جهان را در خود ذخیره کرده است. رتبه دوم نفت ایران یعنی داشتن: ذخایر صد و پنجاه ساله از طلای سیاه در زیر زمین های ایران. معادن کانی و غیر فلزی و ذخایر دریایی در خلیج فارس، دریای عمان و دریای مازندران که مثال زدنی نیست!
اما معلوم نیست که چرا عده ای: هم زبان با استعمار گران همه این ها را نادیده می گیرند، به گفته دکتر روحانی چشم خود را بسته و می گویند شب است ! باید چشم های خود را باز کنند و ببینند که: ایران امروز همه داشته های جهانی را در حد اعلا دارد. و اقتصاد ایران علیرغم تبلیغات آنها، یک اقتصاد مقتدر و پویا است که: توانسته با تمام تحریم های ظالمانه مقابله کند. وقتی خود کشورها و نمایندگان آنها می ایند، متوجه برتری تمام مزیت های اقتصادی ایران، بر کشور خودشان می شوند، ولی برخی ایرانی ها آن را متوجه نمی شوند. در حالیکه ایران کشور چهار فصل است، و چهل درجه اختلاف دما بین شمال غربی و جنوب شرقی ان وجود دارد، آنها اصرار دارند که ایران کشوری بیابانی و بدون آب و علف، و در حال ازبین روفتن و ویران شدن معرفی کنند. همه کشورهای اروپایی هرکدام فقط به: اندازه یکی از استان های ماهستند. این فقط به مساحت انها نیست، محصولات کشاورزی انها هیچکدام قابل رقابت با: محصولات کشاورزی و دامی ایران نیست. انگلستان فقط سیب زمینی دارد، که از ان انواع خوراکی ها را درست می کند! درحالیکه فقط سیب زمینی های: طارم سفلی از میزان تولید انها بیشتر است.
کارخانجات آنها همگی به سرمایه و تقاضای ایران بستگی دارد، و دراین مدت تحریم انها بیشتر ضرر کردند. زیرا کشورهای ضعیفی چون کره و تایلند جای انها را گرفتند، و چین هم باقدرت تمام انها را به زمین زد. در نفت و گاز که اصلا حرفی برای گفتن ندارند. و محتاج سهم گاز ایران هستند که به: سوی انها باز شود تا از شر: روسیه و بازیهای سیاسی ان راحت شوند. یکی از دلایل سرد بودن این تعاملات، آن است که انها می دانند درایران نیروی انسانی، زبده و باهوش حرف اول را می زند. اگر ایرانی ها یکبار کار انها را ببینند، امکان ندارد که آن را تولید نکنند. و اصلا شرط ایران هم همین است که: انتقال تکنولوژی بکنند، و این یعنی بیکار شدن تدریجی آنها و: ازبین رفتن کل مزیت هایی که تاکنون، در لوای مخفی کاری از ایران پنهان کرده بودند یکی از دلایل مهم دیگر هم این است که: حالا دیگر می دانند که ایرانی ها ببو گلابی و احمق نیستند، که هرچه انها می گویند اینها تکرار کنند. و اینطور نیست که بنشینند و: امار سازی انها را باور کنند، و فکر کنند که خیلی عقب هستند . امروز حتی امار سازی ایران هم پیشرفت کرده است. می بینیم که در یک گزارش اقتصادی سازمان ملل، محیط کسب و کار ایران در عرض یکسال 40پله ترقی می کند! زیرا میدانند که این بار ملت ایران از انها مطالبه می کند، و می خواهد که مبنای اماری خود را بگویند، نه انکه ان را مانند وحی الهی، بدون کوچکترین شکی قبول کند.
![]()
دائره المعارف ماهین