سال فاطمی تمام شد ولی.
حتی موشک های دوربرد سپاه هم نتوانست کاری بکند. قبر بی بی پیدا نشد، قبور نواده هایش هم آباد نشد. راز این موضوعات در چیست؟ آیا لجبازی موضوع را عوض می کند؟ یا اینکه آن را برای مدتی از دسترس مردم خارج می کند؟ چرا با اینکه سادات در همه جای دنیا هستند، مادرشان غریب است و جای ان معلوم نیست؟ و با تمام موشک ها و اژدر انداز ها و: قایق های تند رو هم نمی توانند به قبور ائمه، مخصوصا شیخ الائمه امام صادق ع رسیدگی کنند؟
عده ای می گویند انها عرب هستند، خرج برای انها برای ایرانی و فارس مجاز نیست، چونکه مانند چراغی است که به خانه رواست ..اما اعراب هم حاضر نیستند: پای بقیع بایستند و آنجا را آباد کنند! آنها این عده را از خود نمی دانند، انها را منتسب به ایرانی دانسته و طرد می کنند! حالا باید پرسید که راه وسط کدام است؟ اولا که عرب بودن عیب است یا حسن؟ اگر ائمه ،عرب بودند که در بین اعراب احترام داشتند! و اینجور مزار آن ها تخریب نمی شد، و اینطور مخفیانه کفن و دفن نمی شدند. عرب حد اقل هیچ چیز نداشته باشد، غیرت و حمیت دفاع از عرب و عربیت را دارد. چه در گذشته که یک قبیله برای: خونخواهی یک نفر بپا می خواستند، و چه الان که سیصد میلیون عرب، برای خود اتحادیه دارند و هم پیمانی، که هرکس به یکی از اعراب تجاوز کند: یعنی به همه آنها تجاوز کرده است.
ولی وقتی پای مادر به میان می آید، همه آنها از ترس رنگ می بازد. غیرت عربی وجود ندارد تا: جلوی یک دختر 18 ساله را بگیرد، تا او به مسجد نرود و سخنرانی نکند. غیرتی عربی وجود ندارد تا: جلوی پیرمردی را بگیرد،که مادر جوان بارداری را سیلی نزند، و در خانه اش را به آتش نکشد. غیرت عربی وجود ندارد تا: دختران و نوه های پیامبر را سر برهنه، در کوچه ها بگردانند و: مردم به انها سنگ بزنند.
ولی غیرت الهی وجود دارد! تا دختر جوانی 18ساله پیامبر، چادر سر کند و به مسجد برود و: برای امت پیامبر سخنرانی کند، و خود را معرفی نماید و از ولی امر خود دفاع نماید.غیرت الهی وجود دارد که :عقیله بنی هاشم در جمع سران و: فرماندها و پادشاهان و سفرا، در مجلس یزید با صدایی علی گونه، داد سخن بدهد و همه انها را به زیر سوال ببرد. و مانند مادر خود، ابتدا به معرفی خود بپردازد، تا ثابت کند که غیرت عربی، همه چیز را فراموش می کند! حتی نام دختر و نوه پیامبرش را. این غیرت الهی در همه فاطمه ها، و زینب ها باید وجود داشته باشد.
اما حالا دیگر باید منتظر دستانی از ایران بود، که به کمک بشتابد. همانطور که در همه جا، به اسلام کمک کرد. از طرح ایجاد خندق که توسط سلمان فارسی داده شد، تا دعوت از نوادگان رسول برای زیستنی ارام، و امن در سر زمین خودشان. از همسر گزینی امام حسین ع تا: سرازیر شدن امامزادگان به سرتاسر ایران، همگی دست ایرانی را برای کمک به مادر نشان می دهد. آیا وقت ان نرسیده که بر: غربت این مادر و فرزندانش، در بقیع نقطه پایانی گذاشته شود؟ و یک موشک ناقابل هزینه شود؟
مگر انها قرشی (کورشی ) نبودند؟ و از سلاله حضرت ابراهیم علیه السلام، که فرزندش را به دستور الهی بین اعراب برد؟ شما ببینید که قبرس(سایپرس) کراوات و خراسان( کورشان) کی روش و قرشی هم، همه تلفظ گوناگون کورش است. و این یعنی علاقه انها به ایران، علاقه به زاد بوم خودشان است، که از ان دور شده بودند. و ایرانیان در واقع به خودشان کمک می کنند، و باید که این کمک را ادامه دهند. ایرانیان بدانند که اگر فاطمه سلام الله، زجر دید و اگر امام حسین ع شهید شد، یکی از دلایلش آن بود که اعراب جاهلی به انان شک داشتند. آنها از اصالت این خانواده و: پیوستگی انان به حضرت ابراهیم خبر داشتند، و برای همین انها را قومی از کورش ( قرشی) می خواندند، و همیشه بغض اصالت دار بودن این خانواده، آنها را رنج می داده است.
اکنون نیز که چهره عرب جاهلی، در افرادی مثل عادل الجبیر و ملک سلمان است، بخوبی می توان کینه انها را نسبت به این خاندان، در چهره تک آل سعود خبیث دید. عادل الجبیر اعلام کرده که ایران، اگر رفتار خود را عوض کند، حاضر است روابط مجدد برقرار کند! ولی او باید بداند که ایران، دست از فاطمه و خاندان او برنخواهد داشت، و تنها در صورتی که بقیع باز سازی شود، آل سعود را به رسمیت خواهد شناخت.
![]()
دائره المعارف ماهین