از فاطمه اکتفا به نامش نکنید،  نشناخته توصیف مقامش نکنید،

هرکسی که در او محبت زهرا نیست،  علامه اگر هست، سلامش نکنید،

چه کسی امروز رهبر جهان است؟ جواب این سوال به قول طلبه ها سهل ممتنع است، یعنی در ظاهر ساده است، ولی در واقع مشکل است . در ظاهر ساده  است چون هرکسی، برای خود و یا ایدئولوزی خود، کسی را رهبر می داند. نیازی هم ندارد که دیگران حرف او را بپذیرند. مثل اینکه اظهر من الشمس است، یعنی کاملا واضح است که: مثلا رهبر جهان رئیس سازمان ملل متحد است! اما همه میدانند که رئیس سازمان ملل، در واقع رئیس یک سازمان است، نه رهبر جهانی  زیرا، رهبر جهانی باید خصوصیات خود را داشته باشد، و فقط یکی از خصوصیات ان جایگاه قانونی است.

 به زبان ساده، رئیس سازمان ملل حتی قدرت اداره سازمان خود را هم ندارد! یعنی برای دریافت بودجه و یا هر کار دیگر، باید به شورای امنیت التماس کند، و لذا در همه کار ها هم، نظر شورای امنیت را برتر از همه میداند. شاید بگوییم پس شورای امنیت، رهبری شورایی جهان را در دست دارد! ولی این هم درست نیست، زیرا همه آنها به فرمان اسرائیل، بعنوان رئیس شورای امنیت نگاه می کنند! بطوریکه اگر او موافق نباشد، آمریکا یا انگلیس ،همه قطعنامه را ها را وتو می کنند که ارزشی برای اجرا ندارد.

  حالا ممکن است راه ساده تر باشد و: بگوییم که امریکا یا اسرائیل رهبر جهانی است! اما اینهم درست نیست زیرا: اسرائیل بدون کمک مالی آمریکا هیچ کاره است، و امریکا هم بدون کمک مالی آل سعود، کاری از پیش نمی برد.  منابع مالی عربستان هم از دو چیز است: درآمد نفت و درآمد حج،

درآمد نفت که به پایان رسیده و: زودتر از آنچه که همه اندیشمندان اقتصادی پیش بینی می کردند، آل سعود به فلاکت رسیده و زمین گیر شده است. البته آنها پیش بینی کرده بودند که: نفت سی سال دیگر تمام می شود، و آغاز بدبختی آل سعود وآل صباح و آل خلیفه است. ولی حالا آنقدر قیمت نفت پایین امده که: آل سعود آرزو می کند کاش نفت تمام شده بود! زیرا دیگر هزینه ای نمی شد. چون الان درآمد نفت فقط به جیب دلال ها می رود، و هزینه های استخراج و تصفیه و انتقال آن، برای آل سعود مانده است. و در مخمصه ای گیر کرده که اگر تولید نکند ، با اعتصاب کارکنان و فقدان حمایت جهانی روبرو می شود.

     بنابر این در زمان ما، این قدرت حج است که میتواند رهبری جهان را در دست بگیرد. منابع عظیم درآمدی و حکومتی که 1400سال پیش، برای چنین روزی طراحی شده بود! قران صراحتا می گوید که به حج بروید تا: منافع خود را مشاهده کنید.

 این منافع همان منابع مالی و: نیروی انسانی موردنیاز برای رهبری جهان است. در بین حجاج هم اگر بررسی کنیم، همه انها برای پرداخت هزینه های اولیه خودشان هم، بودجه کافی ندارند: مخصوصا کسانی که از آفریقا یا آسیای دور می آیند. بلکه همه این درآمد ها از جیب ایران است. اکنون براساس برآورد های اولیه، هزینه هر حاجی ایرانی  30میلیون تومان، یا ده هزار دلار است. اگر صدهزار حاجی در یک نوبت اعزام شوند، درآمدی بالغ بر یک میلیارد ایجاد می شود، که بدون هزینه های اولیه یا سرمایه ای است!یعنی سود خالص است. لذا مدیریت مالی جهانی به دست ایرانی ها است.

   تنها بحثی که می ماند این است که:  کدام رهبر ایرانی می تواند رهبر جهانی باشد؟ طبیعتا کسی که فقط در چارچوب ایران فکر می کند، برای رهبری جهانی مناسب نیست. چرا که رهبر جهانی باید جهانی فکر کند، به فکر مسلمانان میانمار و: شیعیان پاراچنار و گرسنگان آفریقا هم باشد  نگاه ناسیونالیستی به این سبک که: فقط در جاییکه منافع ایران است، حضور پیدا کنیم راه رهبری جهانی را برما بسته نگه می دارد. چنانچه امریکا هم بخاطر همین نگاه نابود شد.

    لذا باید در ایران کسی که می خواهد رهبر آینده ایرانی باشد، باید که جهانی فکر کند. رفاه و پول و اشتغال را، فقط برای ایران نخواهند. همانطور که امام زمان عج چنین است. همه انسان های جهان باید برای این رهبر جهانی، ارزش داشته باشد. همانطور که گرسنگی  و فقر را، برای ایرانیان مناسب نمی داند، برای جهانیان که همه مخلوق خدا و: خانواده او هستند فکری بکند. بداند اگر داخل مرز های ایران امن باشد کافی نیست، امنیت برای طفل یمنی یا کودکان امریکای لاتین هم لازم است. و این افتخار نیست که دنیا در: اتش باشد و ایران جزیره ارامش

سياسة فاطمي في القيادة العالمية،