مدیریت کسب و کار مقاومتی

 به تازگی غرب و غرب زده ها مفهومی را پیدا کرده اند: به نام توسعه کسب و کار که، با ذوق و شوق از آن یاد می کنند و: سمینار های پر خرج می گذارند، استاد پروازی می آورند و: برای خودشان جاه و جلالی درست کرده اند. در حالیکه اگر این نظریات درست بود، بحران اقتصادی غرب را حل می کرد، حل مشکلات ایران پیشکش ! اما کسب و کار در ایران سابقه 15هزار ساله دارد، ما در میراث فرهنگی خود تولیداتی داریم که: حتی به بیش از 15هزار سال، مخصوصا در دامنه های زاگرس می رسد. سیلک کاشان و واکاوی های: شهر سوخته سیستان جای خود را دارد.

  اولین تولیدات بشر را خداوند به او یاد داده است. یعنی وقتی حضرت آدم به روی زمین آمد، در جنگل زندگی می کرد و برای پوشش عورت خود، از برگ درختان انجیر که پهن بود استفاده می کرد. خداوند به ایشان کشاورزی را یاد داد، تا بتواند از دانه های مفید گیاهی برای تغذیه استفاده کند. تولید لباس و خیاطی را یکی دیگر از پیامبران، از وحی الهی کمک گرفت و به مردم یاد داد. ساخت زره یا لباس آهنین هم، که از کشف اهن تا ذوب و بهره برداری از ان را درپی داشت، ( وعلمناه صنعت لبوس)بر رسول بعدی وحی فرمود.

  آن موقع انها کجا بودند؟ ولی الان بخاطر اینکه تئوری های خودشان را حقنه کنند، همه را تکذیب می کنند و فقط: خود را مبدع و متفکر این امور می دانند! کار هایی را هم که نمی توانند به خود نسبت یدهند، به حاثه و اتفاق و تصادف نسبت می دهند. مثلا می گویند:بطور تصادفی انسان آتش را کشف کرد! آنها نمی دانند که اصلا برخی از موجودات را خدا، از اتش خلق کرد و صاعقه و رعد و برق هم، نیاز به مجوز این دانشمندان غربی ندارد. همه کسانی که تولید را از انبیا یاد می گرفتند، آن را امری مقدس می دانستند و بر ادامه آن کوشش می کردند. مثلا برخی از انبیا نجار بودند، یا بسیاری از انان دامدار و کشاورز بودند. پیامبر ما هم یک بیزنس من اینترنشنال بود!تاجری بود که کالاهای مختلف را به کشورهای مختلف سفارش می داد، و به مکان دیگری خارج از مرزهای عربستان می فروخت. بازاریابی پیامبر چنان خوب بود که: اعتماد حضرت خدیجه را بخود جلب کرد: تا همه سرمایه اش را در اختیار ایشان گذاشت. و حتی خودش نیز با ایشان ازدواج کرد.

  تجربیات سال های دراز کسب و کار در ایران، تجارت در جاده ابریشم اصول محکمی را پیشنهاد کرده که: توانسته ملت بزرگی مثل مردم ایران را، استوار و راست قامت نگهدارد. بطوریکه به تنهایی در برابر تمام تحریم های ظالمانه ایستاد. نه تنها نیاز های خود را تعریف کرد، بلکه به دیگران نیز فروخت. آنهایی که فکر می کنند با چند مقاله خارجی، استاد مدعو و پروازی میتوانند: کسب و کار را یاد بگیرند مطمئن باشند که: کسانی که این کتاب ها را نوشته اند، باید خودشان هم آنرا اجرا کنند! و به همین دلیل است که وزیر صنعت در کمال سادگی می گوید: ما باید مدیر هم وارد کنیم! طبیعی است اصول مدیریتی که آنها نوشته اند، خودشان هم باید اجرا کنند، زیرا هرچه ما موفق هم باشیم، از نظر انها هنوز به اصول و عناصر مدیریت غربی عمل نکرده ایم. پس عقب افتاده ایم و باید بیایند و: مدال "در حال توسعه" را خودشان به ما بدهند.

  غرب پرستان می گویند: شما فقط به گذشته خود افتخار می کنید، ولی گذشته که تمام شده الان چه دارید؟ آنها، باید این حرف را بزنند. زیرا غارتگرانی که اورانیوم افریقا را غارت می کردند، نمی گفتند این ثروت آفریقا است که ما را ثروتمند کرده، بلکه می گفتند قاره سیاه، قاره گرسنگی و قحطی است! مسلم است خانه ای که دزد زده شد، یک ویرانه بیش نمی شود. وقتی انگلیسی ها ریختند و: گندم و غذای مردم ایران را آتش زدند، و یا برای سربازان خود بردند، نیمی جمعیت ایران را از گرسنگی مردند. 14 میلیون نفر فقط در فاصله بین جنگ جهانی اول و دوم، ازبین رفت. باید هم آنها افتخار کنند که: ایران عقب افتاده است و آنها پیشرفته ! پیشرفت و توسعه اگر دزدی و غارت منابع دیگران باشد، ارزانی خودشان! ملت ایران در طول تاریخ، هرگز سعادت خود را درکشتار دیگران ندیده، بلکه این دیگران بودند که به ایران حمله می کردند. اگر ایرانی به دلاوری مشهور است، آرش و رستم و علی ع مقتدای آنها است، برای این است که از زور بازوی خود، برای کسب و کار و استفاده رساندن به دیگران، بهره می بردند نه برای: کشتن و آواره کردن دیگران.