اصول بازرگانی مقاومتی
مدیریت بازرگانی از رشته های مهم برای: غرب مخصوصا آمریکا است. با تحصیل در این رشته، میتوان در بازار بورس و شرکت ها به مشاغل با درآمد های بالایی دست پیدا کرد. زیرا از منظر درآمدی، دومین شغل در امریکا محسوب می شود. اولین آن در عالم آی تی است. بیزنس یا همان بازرگانی، از صفر تا صد هم تعریف شده، که گاه تولید و صنعت را هم در بر می گیرد، و گاه رشته ای کمکی برای مهندسی: صنایع بحساب می اید. گاهی هم از دیدگاه مخالفان، بعنوان ترویج مصرف و تبلیغات دروغین محکوم می شود.
مهمترین گام در این جا آن است که: ما بتوانیم تبلیغات دروغین و یا بازار یابی ضد ارزشی را، در ان نابود کنیم و یا کمتر کنیم. دراین صورت به یک: مدیریت بازرگانی مقاومتی دست یافته ایم. تبلیغات دروغین یعنی تضاد گفتار با کردار است. وقتی در برد های تبلیغی، یا رسانه ها گفته می شود که فلان شامپو، این خاصیت را دارد، مشتری ابتدا آن را یک توصیه علمی، برای نجات از حساسیت ها و بیماری های خود تلقی می کند. و این البته منظور تبلیغات چی ها هم هست، یعنی آنها هم چنین هدفی را برای: القا به مشتری و ایجاد انگیزه برای خرید دنبال می کنند.
اما خط تولید ممکن است اینطور نباشد، و محصولات فروخته شده خاصیت مورد نظر را نداشته باشند، یا مشتری به خواسته خود نرسد. در این صورت میتوان گفت راه بازرگانی غربی و مقاومتی جدا می شود. اقتصاد یا بازرگانی غربی سعی میکند: تبلیغات بیشتری انجام دهد تا این باز خورد ها، در فراوانی تبلیغات گم شود، و آمار ان کمتر شود. یعنی اعتراض های مردم را به:استفاده غیر صحیح آنان از محصولات تعبیر نماید. اما اقتصاد مقاومتی سعی دارد: به چرخ تولید برگرد و آنچه را تبلیغ می کند، خودش نیز آزمایش کند. و اگر مشکلاتی وجود دارد آن را رفع کند. و یا اگر امکان نهایی کردن خاصیت های تبلیغی نباشد، آن تبلیغات را حذف کند. از مشتریان عذر خواهی کند و به آنها غرامت بپردازد.
ممکن است ادعا شود که این روند، در اقتصاد و بازرگانی غربی هم پیش بینی شده، ولی یک تفاوت اساسی وجود دارد و: آن اینکه در اقتصاد وبازرگانی غربی سود و بهره وری، اصل برتر است و رضایت مشتری هم در کانالی باید هدایت شود که: سود را بیشتر کند. ولذا اگر عذر خواهی از مشتری، به سود کمک کند این کار انجام می شود، و الا به اصطلاح فارسی، گنجشک را رنگ می کنند و بجای قناری می فروشند، تا سود بیشتری داشته باشند.
این امر در اقتصاد و بازرگانی مقاومتی، نکوهیده و زشت است، ولی در اقتصاد و بازرگانی غربی یک هنر است. تبلیغات بازرگانی باید هنر جذب مشتری به خرید کالا باشد، نه به منافع یا مضار آن برای مشتری . به همین دلیل است که فروش سیگار و مشروبات، آدامس و نوشابه از همه کالاها بیشتر و: پر رونق تر است در حالیکه، هیچکدام خاصیت ذاتی ندارند و: اگر کسی آن را مصرف نکند نمی میرد! و شاید برعکس بوده و: اگر کسی ان را مصرف کند بمیرد! مانند سیگار که حتی بر روی بروشور های آن هم، ضرر هایش را نوشته اند ولی پروپاگاندا، یا تبلیغات دروغین چنان قدرتی دارد که: الاستیسته را هم از این کالا ها می گیرد، و مصرف روبه افزایش آن، با هیچ اقدامی کاهش نمی یابد.
اما میوه جات و غذاهای حلال و خوراکی هایی: مثل نان شب از واجبات زندگی است، و اگر کسی دچار سوء تغذیه هم باشد بیمار می شود. بازرگانی مقاومتی هم در این جا بیشتر متمرکز است. بنابراین تفاوت دیگر تبلیغات بازرگانی مقاومتی و غربی، در انتخاب نوع محصول است. در اقتصاد اسلامی گفته شده که: کل مضر حرام. یعنی هرچیزی که برای انسان مضر باشد، مصرفش حرام است. و برعکس آن خرید خوراکی های حلال، بعنوان استفاده از نعمت های الهی، و قدر دانی و شکر گذاری تعبیر گردیده است. علاوه بر مولفه های سوداگری ، دروغ پردازی و مصرف سازی، موضوع مهم در مدیریت بازرگانی، جایگشت خود و دیگری است. یعنی انسان ها همیشه توصیه می شوند که: هرچیزی را برای خود نمی پسندند، برای دیگران هم پیشنهاد یا تبلیغ نکنند. هیچ انسانی برای خرید کالا قیمت بالا نمی پردازد، یا اگر پرداخت از آن ناراضی خواهد بود. اما تبلیغات مدیریت بازرگانی، با استفاده از روش های روانشاسی یا جامعه شناسی کاری کند، که شخص قیمت بالایی بپردازد و راضی هم باشد! وشاید به آن افتخار هم بکند..
![]()
دائره المعارف ماهین