تاثیر حسگر افزایش تعطیلات بر روی: کوچک سازی دولت.

هزچه بیشتر تعطیلات وسعت پیدا می کند، نا کارآامدی دولت حجیم را بهتر یاد آوردی می کند. به سادگی می بینیم که دولت عملا در یکماه فروردین، کلا تعطیل است و این هیچ مشکلی برای مردم ایجاد نمی کند! درساعات کاری هم عملا کارکرد کارکنان دولت، حداکثر دوساعت کاری کارآئی دارد. یعنی اگر حجم دولت تا 90درصد هم کوچک شود، هیچ مشکلی در روند جاری و اداری کشور بوجود نمی اید.

 ایام عید همچنان نشان می دهد که: کسب و کار هم فقط یکماه کارائی داشته و: کاسب کاران هم عملا اگر در سال یکماه کار کنند، برای یکسال خود ذخیره و درآمد خواهند داشت. البته هم دولت و هم بازار، یعنی هم بخش عمومی و هم خصوصی، به این موضوع رسیده اند ولی برخی عوامل هست که: باعث می شود که آن را یک ضد ارزش تلقی نمایند. و سعی کنند تعطیلات را کم کرده و: یا ساعات کار واحد های صنفی را افزایش دهند.

 مثلا در زمینه کارکرد امور قضایی، بیش از نود درصد پرونده ها مربوط به ارگان های دولتی است. که یا بین مردم و دولت اتفاق افتاده و یا دربین خود اجزا دولت می باشد. کل دیوان عدالت اداری برای همین منظور است. بازرسی کل کشور و کمیسیون های اصل نود و غیره، ناظر براین موضوع می باشند. بیشترین ارقام شکایتی هم مربوط به شهرداری ها است. و این نشان می دهد که کارکرد دولت، فقط افزایش تنش در بین مردم را در بر دارد.

 والبته این تنش را لازم و ضروری میدانند. برخی آن را از باب اجرای قانون می دانند، و برخی ها مخصوصا منتقدان، آن را مشغول کردن مردم و بازی دادن آن ها می دانند. فرضا در قضیه برجام، همه این عناصر را می بینیم که: عمر دوساله دولت را به برجام یک مشغول، و حالا که تمام شده برجام دو وسه مطرح می شود .

   درجنگ و دفاع مقدس هم این موضوع کاملا روشن بود. صدام نان شب کم نداشت که نیاز به: حمله به ایران داشته باشد! بلکه این خوی تجاوز طلبی و: جلب نظر جهانی بود که او را، تشجیع به هجوم به مرزهای ایران نمود. بر عکس آن هم موقعی مشخص شد که: آزادی  خرمشهر آبادان قطعی شد. براساس نظرات مطرح شده، چون ایران توانسته بود دفع شر بکند، و مرزهای خود را پس بگیرد، نیازی به ادامه جنگ نبود. ولی برخی از فرماندهان با مخالفت با نظر امام خمینی ره، مدعی شدند برای اینکه در مذاکرات، دست برتر داشته باشیم باید مقداری از : خاک دشمن را در اختیار داشته باشیم  علاوه بر انگیزه های فوق، انگیزه سود آوری و بهره بردای از بحران هم دخالت داشت. مخصوصا برای بخش خصوصی این امر مهم بود. مثلا وقتی که کارخانه ها با ظرفیت 15 یا 20درصد فعالیت می کردند، آن را یک نقطه ضعف می دانستند! درصورتی که با این ظرفیت نیاز مردم برطرف می شد، و لزومی به افزایش آن نبود. دقیقا من یادم است که هواپیماها، با ده بیست سرنشین می پریدند، واین هواپیمایی را به فکر واداشت تا: مشتری پردازی کند! یا اینکه فروشگاهای زنجیره ای قدیم کورش هم، همینطور با ظرفیت خیلی کمی مردم را پوشش می داد. اما فروشگاههای رفاه با اندیشه مصرف سازی! و افزایش خرید مردم بوجود آمد، تا مردم با مراجعه به یک فروشگاه بزرگ، و دیدن انواع کالاها مجبور شوند: خرید بیشتری انجام دهنددر آموزش و پرورش هم همینطور است، مکتب خانه های قدیم در مساجد تشکیل می شد، ولی برای ایجاد شغل برای عده ای و: بالا بردن دستمزد کارگران و کارمندان، مدارس را بوجود آوردند. هدف آنها این بود که جوانان، وارد بازار کار نشوند. تا دستمزد کارگران و کارمندان کاهش پیدا نکند. نوجوانان  هم به یک مصرف کننده تبدیل شوند، که از پایین فشار برخانواده وارد کنند تا: خرید های بیشتری بکند و کسبه و بازار هم به نوایی برسند.  در مجموع همانطور که گفته شد، تعطیلات یا پایین بودن راندمان کاری، نتیجه گسترش حیطه اختیارات دولت، وحجیم کردن آن از یک سو، و حریص بودن و بدنبال افزایش سودهای نجومی و: باد اورده بودن کسبه از سوی دیگر، آن را ایجاد کرده است. یعنی ما نباید سرنا را از سر گشادش بزنیم! و بگوییم تعطیلات باید کم شود بلکه باید حجم بازار و دولت کاهش یابد و به حجم کشاورزی افزوده شود.