!جمعه 21 اسفند 1394 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی تحلیل بر اساس تعارض یا اصول؟ یک تفاوت راهبردی در تحلیل شرایط: عینی و اجتماعی وجود دارد که: برخی ها شرایط را براساس تضاد و یا تعارض ارزیابی می کنند، و عملکرد خود را براساس: عکس آنچه دشمن انجام می دهد، پایه گذاری می کنند. درحالیکه دشمن امری ذاتی نیست، بلکه بالعرض و بیرونی است. و تکیه بر عملکرد او و انجام دادن افعال معکوس آن، نمی تواند یک استراتژی دائمی باشد. بلکه باید تحلیل شرایط راهبردی براساس: اصول پایه گذاری شود و: فارغ از همه تعاریف، عملکرد افراد با آن سنجیده شود. زیرا چه بسا دشمنان ما کار های خوبی هم بکنند، ما نباید آن کار ها را هم بد بدانیم. مثلا اگر مالیات کسانی را که به امور خیریه کمک می کنند، ببخشند یا کم محاسبه کنند، ما نباید برعکس عمل کنیم و مالیات آنهایی را که: خیر هستند بیشتر نماییم؟ ممکن است در صحبت یا محاوره بگوییم: ما حرکت های خوب دشمن را هم قبول داریم، ولی وقتی تحلیل بر پایه تعارض باشد، این مشکل همیشه وجود دارد که: از خود بپرسیم کدام کار دشمن خوب است؟ و باید تقلید شود و کدام بد است؟ که باید بر ضد ان رفتار کرد. در واقع ما باید به جنبه های اثباتی: عقاید خود تکیه کنیم، نه جنبه های سلبی رفتار و عقاید دشمن خود. چون جنبه های اثباتی دائمی و همیشگی است، ولی جنبه های سلبی همانطور که از نامش پیداست، گاهی ممکن است سلب شود. مثلا اگر همه عملکرد ما این باشد که: ببینیم دشمن از چه کار ماتعریف می کند، آن را انجام ندهیم، گاهی ممکن است دشمن از روی نقشه این کار را انجام دهد. مانند رستم که به اکوان دیو گفت: مرا در دریا بیانداز! در حالیکه میدانست او برعکس عمل می کند، و در خشکی رهایش می کند. علت درست بودن تحلیل های امام راحل هم، بر همین مبنا است ایشان می گفت: ما به تکلیف خود عمل می کنیم. الان در شرایط امروز که ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا س است، اصول و مبنای تحلیل ما باید رفتار و گفتار فاطمه سلام الله باشد. نقل است که حضرت علی ع بجز در مسائل: امامت بعد از رحلت پیامبر، در همه کار ها از فاطمه سلام الله راهنمایی می خواست. و هرچه ایشان می فرمود انجام می داد. زیرا فاطمه جدا کننده است، یعنی بین حق و باطل و درست و نادرست، ایشان است که میتواند نظر بدهد. امروز هم اگر می خواهیم ببینیم که عملکرد: آل سعود درست است یا خیر، همه باید به فاطمه سلام الله اقتدا کنیم. اگر آل سعود کینه این بانو را در دل داشته باشد، و نخواهد فدک را آباد کند، و یا بیت الاحزان را آزاد کند، باید با ان دشمنی کرد، و او را ازبین برد. حتی در دولت ایران هم همینطور است. اگر ساخت موشک ها و سلاح ها، و انجام هزینه های فراوان نظامی و شبه نظامی، که تورم را برمردم تحمیل می کند، فقط برای قدرت نمایی، و در تعارض با آمریکا باشد، نیت درستی نیست. باید همانطور که در دفاع مقدس، نام فاطمه زهرا تابلوی پیروزی های ما بود، اکنون نیز موشک ها ناو های جنگی ما، در خدمت این بانو باشد:شمشیری که بهر علی نباشد در نیام به موشکی که بخاطر فاطمه نباشد خاموش به! چه سال ها زحمت کشیدند، و با رمز یا زهرا و یا فاطمه س، قله های پیروزی را یکی پس از دیگری فتح کردند. و امروز که همه قله ها در دستشان است، دریغ از یک نگاه قدرتمندانه به بقیع! و یاد فاطمه و اولاد ایشان. البته هرچقدر بخواهید اشک می ریزند! و بر سینه و سر می زنند ولی، یک موشک شلیک نمی کنند. آیا مادر سادات ارزش شلیک یک: موشک اشتباهی هم به ریاض ندارد؟ آیا هنوز هم باید بازار ابوسفیان در کنار: مدینه گرم باشد و بیت الاحزان فاطمه خاموش؟ می بینیم مسئله انحراف به همین سادگی است! از ترس آل سعود، منکر همه فضائل ائمه ومادر سادات می شویم. می گوییم که مشکلات ایشان باید با: مذاکره یا مناظره با دشمنان بقیع، حل و فصل شود. یعنی تنها جایی که حزب الله، باید سازش کند بر سر حق فاطمه است! حزب الله حق ندارد بر سر فلسطین سازش کند، و یا در میز مذاکره با امریکا سازش کند، اما اگر در مورد بقیع سکوت کند، بهتر است و با تخریب کنندگان آن، سازش نماید اشکالی ندارد. حتی به دست بوسی انها هم برود مبارک است.