غارتگری مدرن و سنتی!
از آنجا که هر چیز مدرن باشد، بهتر از سنتی است، امروزه غارتگری و دزدی هم بصورت مدرن در آمده و: با غارتگری در شیوه های سنتی فرق می کند. امروزه غارتگران خود، رشته حقوق سیاسی خوانده و از همه جهات به غارتگری وارد هستند! و دقیقا میدانند از کجا غارت کنند که: کسی حق اعتراض نداشته باشد. در حال حاضر بررسی مدل رفتار گرگ و میشی، بین ایران و آمریکا، تفاوت های موجود در غارتگری مدرن را بیان می کند، و الگوی مناسبی برای بررسی است. زیرا از یکسو ایران کلاس خود را پایین نمی آورد، تا تصور کند غارتی صورت گرفته، و آمریکا هم از این توهم مسئولان اجرایی ایران، بالاترین سوء استفاده را کرده و قانونا راهزنی می کند.
البته علل روانشناختی این موضوع، در ماهیت تساهل و تسامح مسئولان اجرایی ایران نهفته است. یعنی تا جاییکه آمریکایی ها توانستند، ایرانی ها را در گذشته تحقیر کردند، که هنوز ایرانی ها به باور حفاظت از منافع خود نرسیده اند. مثلا در طرح ترومن و اصل چهار، ایران به عنوان یک پایلوت فقیر گرسنه و: وحشی معرفی شد بطوریکه، سال ها برای رهایی از وحشیگری ایرانیان، کمک های اهدایی آمریکایی ها با هواپیما! بر سر مردم سیستان و بلوچستان ریخته می شد. یا برای مامورانی که مجبور بودند در روی زمین، به ایرانی ها کمک رسانی کنند، به آنان حق توحش می دادند! یعنی علاوه بر حقوق و مزایا و دوری از مرکز و امثال آن، ردیف بودجه ای هم بعنوان حق توحش بود، که کلیه ماموران آمریکایی دریافت می کردند، تا به ایران اعزام شوند.
در بالاترین رده متخصصان ایرانی در: نیروی هوایی ارتش، آمریکایی ها مرز هایی را برای خود تعیین کرده بودند! که حتی سرلشکر یا ارتشبد ایرانی هم، حق ورود به آنجا را نداشت. و هیچیک از همافر ها که حتی در امریکا، دوره دیده بودند حق نداشتند کوچکترین: سوال فنی بپرسند یا دست به تعمیرات بدون اجازه بزنند.
البته این تحقیر ها و خود کم بینی ها، خواسته قلبی برخی از ایرانیان خود فروخته نیز بود. مثلا جمله معروف تقی زاده ارانی، که گفته بود باید از نوک پا تا موی فرق سر، اروپایی شویم تا متمدن شویم! تصور نکنیم این افراد از بین رفته اند، هنوز هستند کسانی در مصادر مهم امور اجرایی ایران، که معتقدند علت پیشرفت مردم هندوستان یادگیری و: استفاده از زبان انگلیسی است. و ایران با اینهمه پیشرفت ها، هنوز عقب مانده و جهان سومی است، چراکه انگلیسی را خوب یاد نمی گیرد.
از نظر اینها آمریکایی ها، تمدن را به ایرانی ها یاد دادند، و لذا حق شان است هرچه می خواهند ببرند، و بعنوان دستمزد این متمدن سازی بردارند. و لذا آنها که خود این اعتقاد را ایجاد کرده اند، همیشه دنبال روی کار امدن چنین افرادی هستند، تا راه را برای غارت آنان باز کنند. بنابر این در ایران هم مانند بسیاری از کشورها، دو گروه عمده وجود دارد: گروه های ملی و وابسته به درون و اقتدار داخلی، و گروههای آماده خور و وارداتی و وابسته به خارج. حالا ممکن است کشورهایی مانند برمه یا تایلند و تایوان، این اعتقاد را نسبت به چین داشته باشند، یا کشورهایی مثل داغستان و بلاروس و اکراین، نسبت به روسیه و در ایران هم به آمریکا. البته در ایران این گرایش هم، مفهوم و بازتابی از تاریخ است. زیرا ایران نسبت به همسایگان خود همیشه: دست برتر داشته لذا مرعوب روسیه و چین و امثال آن نیست، چونکه حتی دشمنی با آنها هم در تصور نمی باشد، و روابط تاریخی بسیار زیاد است. ولی آمریکا به دلیل بعد مسافت و دوری، توانسته جای محبوبیت انگلیسها یا: اروپایی ها را در ایران بگیرد. این امر در بعد دیگری، از قصد پنهانی جهان گشایی ایرانیان نیز حکایت دارد. یعنی در یک دید بلند مدت، این ایرانی ها هستند که بر زمام امور امریکایی ها تسلط دارند. و اگر کسی هم از این سو از آمریکا حمایت می کند، به قصد حمایت از ایرانی هایی است که در: امریکا مراحل ترقی را طی می کنند. مثلا غارت دو میلیارد دلار اخیر، شاید تلخ باشد ولی همین کار باعث می شود: که کارکنان ایران در ناسا یا دیگر سازمان های آمریکایی بیشتر شود. و کسی با نفوذ آنها احساس خطر نکند. و از حساسیت امریکایی ها کاسته شود، تا محبوبیت ایرانی ها در مراکز اجرایی و دانشگاهی آمریکا، افزایش یابد و به قول خودشان تالیف قلوب شود! یعنی چه بخواهند چه نخواهند این غارتگری باج تسلیم آمریکا در برابر ایران است.
![]()
دانشگاه بین المللی بی بی شهربانو در حال تاسیس