یکپارچگی عراق منحصرا در دست ایران است
هیچ کس و در هیچ کجای دنیا، دلی برای عراق یکپارچه نمی سوزد، و تنها ایران است که بالاترین هزینه را از قبیل دریافت نکردن خسارت جنگی صدام و کمک به بازسازی عتبات پذیرفته، تا عراق یکپارچه بماند. زیرا در درون عراق همانطور که می بینیم: کردها برای خود ساز جداگانه می زنند، تکریتی ها و داعشی ها یک قسمت از عراق را می خواهند، شیعیان جنوب دست تنها مانده، و پایتخت هم در این آتش فرقه گرایی می سوزد. همه میدانند که انفجار های عراق به دست کردها و داعشی ها است. فقط فرق این دو آنست که داعش، مسئولیت عملیات خود را قبول می کند، و شاید به آن افتخار هم می کند، ولی کردها در ظاهر چیزی نمی گویند، تا مقام ریاست جمهوری در عراق از دست شان نرود.
در بیرون عراق هم می بینیم که ترکیه، در شمال عراق نیرو پیاده می کند. سوریه هم که در آتش داعش می سوزد، در جنوب هم آل سعود وهابی آزار و اذیت می کند. آمریکا و انگلیس هم که آتش بیار معرکه هستند، تا فوری نیرو پیاده کنند و در عراق مستقر شوند . حتی کشورهای بالکان و چین و روسیه و جاهای دیگر هم، نمی خواهند از این سهم بندی ها عقب باشند.
وقتی قانون اساسی را نوشتند، امید بود که مانند لبنان به یک وحدت یا تفاهم در: تقسیم بین قبایل برسند. ولی این چند سال بعد از صدام نشان داد که: این یکپارچگی شکننده است، باری به هر جهت بوده، برای گذران روزمرگی است، و در دراز مدت اصلا به فرجام نمی سد. اصولا این نوع تقسیم بندی یا فدراتیو در لبنان هم جواب نداده . زیرا تا موقعی که شیعیان، زور گویی های 14 مارسی ها را تحمل می کنند، اوضاع آرام است. همینکه سهم خودشان را طبق قانون اساسی، در خواست می کنند لبنان تبدیل به جهنمی از اتش و دود می شود. واین نشان می دهد که برای همیشه نمی توان: بر پایه قومیت یا نژاد، کشوری را تقسیم بندی یا اداره کرد. در ایران بعد از انقلاب هم عده ای می خواستند: این کار را بکنند ولی نتیجه، جز ترور و حاکمیت وحشت نبود. لذا امام خمینی ره آن را با اندیشه سیاسی والای خود اصلاح کرد.
اندیشه سیاسی امام خمینی، نه بر پایه قومیت و نژاد و نه بر پایه زور و وحشت بود، بلکه همه را به وحدت در توحید، دعوت می کرد و همه مردم ایران حول اسلام توافق کردند. یعنی حتی اقلیت های دینی و مذهبی هم باور داشتند که: اسلام منافع انها را بیش از هر مکتب سیاسی دیگر حفظ می کند. ما اکنون بخوبی می بینیم که انتخاب رئیس جمهور عراق، از بین یک جمعیت درجه سه کرد، چه گرفتاری هایی دارد. آنها با این قدرت فوق العاده، هم شیعیان و اعراب را اداره می کنند، و هم برای خودشان اقلیم جداگانه دارند.
در اقلیم کردستان هم اولا، همه کرد نیستند ولی مجبورند پیشمرگه شوند، و به ترکیه و سوریه و ایران اعزام شوند، تا از پ ک ک و پژاک وغیره دفاع کنند برای: یک کشور کردستان بزرگ. ثانیا همه کردها هم یکدست نیستند. کردهای ایرانی تبار با پیوستن به پژاک مخالفند، و کرد های عراقی هم از پ ک ک حمایت نمی کنند، و در سوریه هم بسیاری از کردها طرفدار بشار اسد هستند. بنابر این تنها راه نجات همه گروه ها، چه در ترکیه و عراق یا سوریه و لبنان وفلسطین، اطاعت از قوانین اسلامی با تفسیر امام خمینی و خامنه ای می باشد. و اگر تمام آنها دل به اسلام ناب محمدی داشته باشند، مطمئن باشند منافع آنها بهتر از قومیت گرایی تامین می شود.
جریان صدر در عراق و حزب الله در لبنان و: بشار اسد در سوریه، علوی ها در ترکیه این امید را دارند که: برداشت بهتری نسبت به دیگران داشته باشند. البته حزب الله لبنان تاکنون اشتباهاتی نداشته است، هم رهبری ایران آنها را تایید کرده اند، و هم آنها خود را تابع رهبری ایران می دانند. ولی جریان صدر ، جنبش امل در لبنان یا حماس در فلسطین، گاهی اشتباهاتی می کنند و از: جریان اصیل خط امام خمینی خود را خارج می کنند. که البته احتمال داده می شود: برای مستقل نشان دادن خودشان است. مثلا جریان صدر برای اولین بار، بر علیه ایران و سردار قاسم سلیمانی شعار دادند. حماس و دولت عراق بیانیه ضد ایرانی را امضا کردند. اگر این حرکت ها برای نماد مستقل بودن هم باشد، زیانبار است زیرا حرمت شکنی: خط امام خمینی نه تنها باعث افزایش محبوبیت آنها نمی شود، بلکه آنان را در دل دشمنان، افراد قابل نفوذ نشان می دهد.
![]()
دانشگاه بین المللی بی بی شهربانو در حال تاسیس