سقوط سریع (محمد مرسی)، این سوال را دربرابر: جهانیان قرار داد که: آیا این ایران است که: طرفداران و هواداران خود را، تنها می گذارد؟ یا اینکه آن ها هستند که : راه خود را جدا می کنند؟ موضوع اسرائیل حط قرمز نظام است، لذا می بینیم که :وقتی) محمد مرسی)، خود را با اسرائیل، در گیر نمی کند. نه اسرائیل از او حمایت می کند، نه ایران! اسرائیل به این دلیل حمایت نمی کند که: تمام خواسته هایش اجرا نشده، ایران نیز در نقطه مقابل. لذا او در دام کودتا می افتد. دوستان او هم بازداشت می شوند. واین نشان می دهد که : راه سوم وجود ندارد. یا باید به اسرائیل ، تکیه کرد یا به ایران . در موضوع حزب الله و سوریه، می بینیم که تکیه آن ها بر ایران ،و مبارزه آن ها با اسرائیل، باعث ماندگاری آن ها شده است. و الا (بشار اسد) هم، اگر کمی کوتاه می آمد، به سرنوشت مرسی دچار می شد. حتی اروپا و آمریکا، از این قاعده مستثنی نیستند، تا هنگامیکه آن ها، مزدور اسرائیل هستند، بزرگ و کوچکی کشور، یا قوی و ضعیف بودن قدرت آن ها، فرقی نمی کند. اما اگر با اسرائیل مقابله کردند، و یا حتی در مقابل آن ها، سختی نشان دادند، موفقیت خود را تضمین کرده اند. یکی دیگر از کسانی که موضع خود را، نسبت به اسرائیل معین نکرده ،همان سرباز افشاگر است، مسلما اگر او، اسناد جاسوسی اسرائیل را ،افشا می کرد. نتیجه بهتری می گرفت! زیرا که استاد تمام جاسوسان آمریکایی، موساد است. و آنها بجز دستور موساد، کار دیگری نمی کنند.