دکتر مظهری می گوید: اوقات فراغت را با بیکاری و: بیعاری و به بطالت گذراند نباید اشتباه گرفت. اوقات فراغت یعنی تمدن یعنی پیشرفت. البته  این گفته چندان ناروا نیست، زیرا حضرت علی ع می فرماید: بهترین تفریح کار است. یعنی برای گذراندن وقت باید کاری انجام داد، و تنبلی در هر شکل و به هر بهانه قابل قبول نیست. البته سازمان جهانی اوقات فراغت هم، با تشکیل کمیسیون هایی سعی دارد که: کار افرینی را به عنوان فراغت تعریف نماید. زیرا یکی از این کمیسیون ها، کمیته گردشگری  و ورزش است که: کشور برزیل را به عنوان بهترین پایلوت این کمیته معرفی کرده، و برگزاری جام جهانی را در آن با اینکه آلمان برنده شد، بهترین پروژه این کمیته تعریف می نماید.

البته از نظر انجمن ایرانی اوقات فراغت، این موضوع سه بخش دارد یکی مربوط به جسم است، یکی جان و یکی هم جامعه. که در اولین همایش ملی اوقات فراغت آن را علنی کرد. در قسمت جسم پرفسور احرابی، نظرات جالبی دارد وی می گوید: جسم انسان باورزش نیرومند تر می شود، ولی باید بدانیم که ورزش برای سه امر مهم است: اول برای قهرمانی و مسابقات، دوم برای تفریح و دوست یابی، سوم برای سلامت. ورزش برای سلامت هم پنج قسمت دارد: اول برای تقویت استخوانها و جلوگیری از پوکی استخوان، دوم برای ماهیچه و قدرتمند سازی یا حجیم سازی آنها، سوم برای تقویت مفصل ها،  چهارم برای مبارزه با چاقی و لاغری مفرط، و پنجم برای تقویت قلب و عروق. که هرکدام نیاز به تخصص دارد که: اگر رعایت نشود نتیجه درستی نمی دهد.

اما در حالت کلی تفریحات و ورزش و اوقات فراغت، در بحث و بررسی چیزی است، و در عالم واقع چیز دیگری. و در ایران ما می بینیم که مردم وقتی به: تعطیلات اجباری می خورند به یاد اوقات فراغت می افتند. لذا تابستان که مدرسه ها تعطیل می شود، در اواخر بهار این موضوع مهم می شود. یا در ایام عید که معمولا یک ماه تعطیلی است. در روستاها و در مزارع کشاورزی، معمولا زمستان ها سراغاز تعطیلی است، زیرا در زمستان نه می شود کشت و کار کرد، و نه دام را به چرا برد.   اما در هر صورت نشان می دهد که: کشاورز لازم نیست همه روزها را کار کشاورزی کند . کارگران بخش خصوصی هم معمولا: شب عید ها کار دارند و یا در فصل مدرسه. در زمینه مسکن هم می بینیم اگر فعالیتی باشد، در ماههای اردیبهشت هر سال است و: در ماههای دیگر کسادی بر بازار حاکم می شود. با توجه به این مقدمه باید دانست که: انسان ها معمولا بیش از یک مهارت را باید داشته باشند. مهارت دوم همان اوقات فراغت است. روستاییان تراجیح می دهند: زمستان ها را به شهر ها کوچ کنند، و به کارهای ساده شهری بپردازند. دانش آموزان و دانشجویان هم به دنبال کار های فصلی و موقتی، با دستمزد های بسیار پایین می روند تا: کمک خرجی برای ایام تحصیل باشند. بنا براین در اقتصاد مقاومتی، همه انسان ها باید در همه حال کار کنند. فقط محیط آن تفاوت می کند: کار اصلی آنها باید روزی 8ساعت، یا یک سوم روز را پر کند. شغل دوم یا تفریحی و فراغتی آنها، میتواند حتی داوطلبانه و بدون مزد باشد: مانند کمک به پدر و مادر در اداره وضع زندگی و معیشت خانواده. دختران به مادران کمک کنند و: پسران به پدران. وقتی این امر اتفاق بیافتد درآمد کافی برای خانواده تامین می شود، امکان پس انداز هم بوجود می آید، از این پس انداز میتوان برای گردشگری، مهمانی و مسافرت و یا ورزش و بازی استفاده کرد.  گرچه ممکن است بسیاری از این کمک ها گردشگری هم باشد! مثلا دانشجوها موقع تعطیلی برای کمک: به پدر و مادر باید راهی شهر خودشان شوند! یا برای زیارت و عبادت، به شهر های مذهبی سفر کنند.     در واقع می توان گفت کار بر سه قسم است برای خود برای جامعه و برای خدا! برای خود ما میتوانیم آزادانه بخوابیم یا استراحت کنیم برای جامعه باید تولید ثروت بکنیم. یعنی چیزی را که جامعه به آن نیاز دارد، شناسایی و در صدد رفع آن برآییم. وقتی مردم نان می خواهند وظیفه اجتماعی ما تهیه نان است. کار برای خدا هم میتواند عبادت کردن باشد. ولی سعدی می گوید: عبادت بجز خدمت خلق نیست، به تسبیح و سجاده و دلق نیست . یکی از معصومین علیهم السلام هم روز را به سه قسمت می کند: قسمت اول کار دوم عبادت سوم تفریح و استراحت. کسی که خوب کار کند خوب هم استراخت می کند. خوب هم کاسبی می کند. برای همین می گویند کاسب حبیب خدا است. زیرا همینکه در مغازه را باز می کند بسم الله می گوید و: از خدا برکت می خواهد و انتظار مشتری و روزی را می کشد برای همین کسب حلال مانند جهاد در راه خدا است.