تسبیح را از انگشتان گرفتند و سیگار دادند!

تحرک انگشتان دست نه تنها در تسکین اعصاب و روان موثر است، بلکه باعث تقویت حافظه شده و از پارکینسون جلوگیری می کند. از این رو در اسلام مستحب موکد است که: مردان تسبیح در دست بگیرند و ذکر بگویند. تا از لقلقه و فراموشی(پارکینسون و آلزایمر) یعنی دو بیماری: معروف پیری زودرس در امان باشند. در نحوه ورود تسبیح برخی می گویند که: پیامبر اسلام فرمود من هدیه ای از جانب پروردگار برای دخترم آورده ام . و در برخی روایات هم هست که: ذکر تسبیحات بسیار مهم است زیرا اگر از آن مهم تر بود، پیامبر آن را به دخترش تعلیم می فرمود.

البته تحرک دست و انگشت و لب و دهان، امری مورد توجه همه ادوار تاریخ بوده است. و اگر دورانی به آن توجه نمی شد، مثلا در کار کشاورزی یا تیراندازی، از ان استفاده نمی شد دست و زبان بیکار نمی شدند، و به کار های دیگری می پرداختند که: در روانشناسی به آن تیک می گویند. مثلا شخص وقتی با شما صحبت می کند، بی اختیار با دکمه های شما بازی می کند، یا لباس شمارا مرتب می کند! اگر قلم وکاغذی نزد او باشد، آن را خط خطی می کند و یا اشکال نامشخص می کشد. یا در خلوت و جلوت با شلوار خود ور می رود، یا دماغ خود را می خارد و یا ..

 لذا این امر بسیار مهمی است، که نباید نادیده گرفته شود. البته برخی از افراد به ورزش روی می آورند: با تیراندازی و کار های دستی خود را مشغول می کنند، و برخی ها هم به توصیه پزشکان، از خمیر بازی استفاده می کنند! یا لاستیکی را در دست باز و بسته می کنند، و یا دوعدد گوی را پشت سرهم می چرخانند، تا آرامش پیدا کنند تا تمدد اعصاب نمایند. اما خطرناکتر از آن استفاده از انگشتان ، یا هدف آرامش در امر مواد مخدر است.  شاید خیلی ها ندانسته وارد این بازی شده باشند، که فقط برای نرمش انگشتان، پیپ یا پایپ را در دست می گیرند! یا سیگار را لای انگشتان خود می چرخانند. درست همانطور که برخی ها سلاح را، در دست می گیرند و با آن بازی می کنند.

اما ذکر تسبیحات حضرت فاطمه سلام الله، هم به دست زیبایی می بخشد و: هم لب ها را حرکت می دهد. هم با استمداد از خداوند و: تکبیر و تهلیل و تسبیح، خداوند احساس پشتوانه می کنند، و هرگز خود را تنها ندیده و نا امید نمی شوند. از نظر فیزیک پزشکی و آناتومی، هر دو عمل یعنی هم گرداندن تسبیح در دست، و هم گفتن ذکر خداوند باعث تقویت عضلات انگشتی، فک و صورت می شود و از بیکار ماندن آنها جلوگیری می کند. زیرا هر کدام از عضلات ما، مانند انبار عمل می کنند کم کم پر می شوند، و باید همانطور که پر می شوند خالی هم بشوند.

با خوردن غذاهای پر کالری و بی حساب، ما در واقع انرزی جنبشی را به بدن منتقل می کنیم، و اگر بدن از خود جنبشی نشان ندهد، انبار کم کم پر می شود و اگر سر ریز شود، به صورت نا خودآگاه و یا غیر نرمال خود را نشان می دهد. برای همین است که گاهی انسان به دیوار مشت می کوبد، یا به هر قوطی در جلو پای خود ضربه می زند، و یا به دوستان خود بصورت شوخی حمله می کند. البته اینها حرکات معمولی است ولی در اثر تکرار، به جنون یا دیوانگی موقت یا فصلی تبدیل می شود، و شخص احساس می کند: تا یک نفر را کتک نزند آرام نمی شود!

در سن پیری هم که این حرکات، حالت شرطی پیدا کرده و: به صورت لقلقه یا بیماری پولشماری (پارکینسون ) خود را نشان می دهد. ذکر تهلیل و تکبیر و تسبیح ،حتی میتوان با تنفس عمیق در ورزش آن را یکی دانست. در واقع با تکبیر یعنی 34 بار الله اکبر گفتن، از ناف خود تا دهان را به کار می گیریم، تا هرچه رسوبات تنفسی را در مویرگ ها داریم، بیرون بریزیم و با33بار الحمد الله که، باید از بیخ گلو گفته شود آنها را، حتی از مری و نای هم بیرون می کنیم، و سپس با 33بار سبحانه الله، هوای جدید را به درون شش ها هدایت می کنیم. در انتها هم با کلمه استغفرالله، دریچه اطمینان را نصب می کنیم  حالا اگر این کار را نکنیم، شیطان ما را به استفاده های ناصحیح هدایت می کند. که برخی از انها آزار به خود و: برخی آزار به دیگران و بالاخره، در نهایت انگشتان زیبا در میان: دود و دم سوخته و گم می شود. شما مطمئن باشید روانشناسان ضد اسلامی ، همه اینها را مطالعه کرده اند. برای همین است که تسبیحات را مسخره می کنند، تا شما از ان دست بردارید و بجای آن، سیگار در دست بگیرد.