ارزش های متعالی یک فرهنگ، آن را به فرهنگ مسلط و با قدرت تبدیل می کند. در حالی که ابتذال فرهنگی، به تسلط فرهنگی می انجامد. به عبارتی بهتر وقتی که یک تمدن، زیربنای فرهنگی قوی نداشته باشد، ناچار است فرهنگ ابتذال را توسعه دهد، تا از تسلط فرهنگ غنی در امان باشد. مثلا در ایران هرکس قوی است، باید اخلاق پهلوانی داشته باشد، یعنی در باشگاه یا زور خانه، به او یاد می دهند که شکرانه بازوی توانا، کمک به ناتوان است. در حالیکه اگر کسی این زیربنای اخلاقی را نداشته باشد، مانند رمبو های آمریکایی با هرکس و هر چیزی در گیر می شود! و چون زور بازوی زیادی دارد، همه را مطیع خود می کند و چون ایدئو لوژی هم فرا نگرفته است، به ابتذال یعنی رفتار های حیوانی و: مادون بشری روی می اورد. مثلا تجاوز به عنف و یا زور گیری را پیشه می کند.

فوکویاما گفته است که: حرف آخر تاریخ را لیبرال دموکراسی می گوید! ولی می بینیم هنوز تاریخ به ابتدا هم نرسیده، لیبرال دموکراسی حرفی برای گفتن ندارد! لذا برخلاف تبلیغات غربی، نظم نوین جهانی به سرکردگی آمریکا، همگی دروغ بوده است و: آمریکا فقط می خواسته زلزله پیش آمده را مدیریت کند، و یا درخت به بار نشسته را بنام خود ثبت نماید. در ایران هم هواداران آمریکا، آنی برای تحلیل سلطه فرهنگی، آمریکا را فراموش نمی کنند، آنها حتی در صدا و سیما هم جولان می دهند و: سعی دارند مثلا فروپاشی شوروی سابق را، یک پیروزی برای فرهنگ آمریکایی جلوه دهند!

ببینید چطور این کار را می کنند: می گویند از گورباچف پرسیدند فروپاشی شوروی از کی شروع شد؟ وی جواب داد از موقعی که مک دونالد آمریکایی،  در مسکو شعبه زد و مردم روسیه، در سرمای زیر  صفر درجه به صف ایستادند! این یعنی مصادره به مطلوب، و تهدید ایران. یعنی هیچ حادثه مهمی اتفاق نیافتاده، و فقط مردم بخاطر شکم انقلاب کردند، و شوروی از هم پاشید. و اگر ایران هم اجازه دهد مک دونالد در: تهران شعبه بزند همین اتفاق می افتد! اما آنها یک موضوع را فراموش کرده اند که: مردم شوروی برای شکم نبود که با کا گ ب در افتادند. یا به خاطر خوش رقصی های چند: غرب گرا نبود که به همه چیز پشت پا زدند. فروپاشی شوروی محصول سال ها شکنجه و: عذاب در پشت دیوار های آهنین بود، کشتار وسیع مسلمانان و خراب کردن مساجد بود. همین مردم که 80سال بالاترین شکنجه ها را تحمل کردند، در اولین روز فرو پاشی در مساجد نماز برگزار کردند، و برای حج راهی مکه شدند. و الان بسیاری از انان براثر شوق اسلام خواهی، اسیر تبلیغات داعش و امثال آن هستند. امروز در تمامی کشورهای همسود یا شوروی سابق، فقط اسلام است که حرف اول را می زند. اصلا نام مسکو یعنی مسجد! و کاخ کرملین و میدان سرخ، با گنبد های مسجدی مزین است.

البته میتوان به برخی تبلیغات هم توجه کرد، ولی این تبلیغات امری زوری است یعنی: خواست مردمی نیست. مثلا دولت جمهوری آذربایجان با اینکه 96درصد: جمعیت آن شیعه  هستند قران خواندن و حجاب داشتن را منع کرده، و این قدرت اسلام را می رساند! که غرب ناچار است همان شیوه کا گ ب را ادامه دهد، تا رشد اسلام خواهی در آنجا نمود نداشته باشد. ولی فرهنگ مسلط اسلام با قدرت در همه جا در انتهای خط پایان ایستاده تا: مدعیان تسلط فرهنگی، هرچه زور دارند بزنند و هر حرفی دارند بگویند، و در اخر با قدرت تمام آنها را سر بزیر می کند، و دست خالی می گذارد. همانطور که 80سال حکومت ضد دینی  نتوانست مردم را از دین جدا کند، این قرتی بازی های غرب گرایان هم، مشت بر هاون کوبیدن است. این قدرت اسلام فقط در شرق نیست، بلکه در غرب هم همینطور است. مردم انگلستان که سال ها است با: تبلیغات زهر آگین ضد اسلامی و ضد شیعی روبرو هستند، در زیر بار سنگین نژاد پرستی، یک مسلمان پاکستانی را به عنوان شهردار لندن انتخاب می کنند! مردم آمریکا که سرمایه های صهیونیست ها در: دریای رسانه ها همه چیز را بر مسلمانان سخت گرفته است، به اوباما رای می دهند و او مجبور می شود: نام اصلی خود را افشا کند. نام او حسین است نامی که همه می شناسند، و همه میدانند یعنی چه. هم نام خودش حسین است، و هم نام پدر بزرگش . البته فرهنگ سلطه دست بردار نیست، حتی بعد از انتخابات هم اوباما را کافر و: ضد دین و مبلغ ضد اسلام می کند، همانطور که از شهردار لندن خواست تا: بعنوان یک مسلمان با: موضوع همجنس گرایی کنار بیاید. ولی همه اینها نفس های آخر فوکویاما است.

درود به شما و خطاب به كسبه و بازاريان محترمي