خوشبختانه سردار قاسم سلیمانی، به همراه رزمندگان عراقی وارد شهر فلوجه شدند، و نقطه پایانی بر چند سال فعالیت مخفی و: علنی گروههای تکفیری گذاشتند. اما هنوز کار تمام نشده است! دشمن مترصد آن است که رزمندگان فلوجه نیز، دچار غرور شده و تنگه احد را باز کنند! هیهات مواظب این تنگه باشید.

گرچه به دست آوردن این پیروزی بسیار ساده می نماید، ولی تحلیل درست عوامل آن باعث تداوم این پیروزی می شود. همانطور که برداشت نادرست باعث می شود به: همین سادگی هم آن را از دست بدهند. متاسفانه به قدری فضا غبار آلود است، که تشخیص دوست و دشمن در این فضا مشکل و گاهی نابجا هست. برای اینکه دشمن شناسی به میان مردم برود، در گذشته روش آموزش های بسیار ساده ای بود: مثلا بوزینه ای را در میان مردم می بردند! اولین سوال لوطی بوزینه باز، این بود که از میمون می خواست: جای دوست و دشمن را نشان دهد. و او با دست نشان می داد که جای دوست، بالای سر است و جای دشمن در زیر بدن . و اگر چرخ گردون بچرخد، و جای این دو عوض شود، مسیر زندگی همه به هم می خورد. در همین فاجعه فلوجه یا تکریت در عراق، ابتدا هیچکس فکر نمی کرد چنین فاجعه ای اتفاق بیافتد، که ارتش عراق مجبور شود به جای: دفاع از مرزها به دفاع در داخل مرزها بپردازد. زیرا که دشمنان دوست نما، همه چیز را برعکس نشان می دادند. در حالیکه دوستان از ظهور سفیانی در: ارتش سوریه و عراق خبر می دادند، دشمنان سعی داشتند آن را یک جریان عادی بدانند! حتی وقتی که دولت اسلامی عراق و شام اعلام موجودیت کرد، بسیاری از آن خوشحال شدند. دستورات سخیف این دولت در مورد: لباس پوشیدن زنان و ریش گذاشتن مردان، بند ها و تبصره ها و مواد الحاقی به این دستورات، برای بسیاری شادی آفرین بود! و متاسفانه هنوز هم هست. یعنی هنوز هستند کسانی که در ظاهر، دوست هستند ولی تمایلی به ازادی فلوجه در عراق ندارند. از نظر آنها تجزیه عراق امری محتوم و پذیرفته شده است، بخشی از عراق باید به کرد ها داده شود! بخشی هم باید به وهابیون طرفدار عربستان واگذار شود، و مقداری هم به شیعیان جنوب! مرکز و بغداد هم تا تجزیه داخلی شهر، نباید روی آرامش ببیند.  عده ای ساده اندیش هم عجله در آزادی فلوجه را نمی پسندیدند، و می گفتند باید با آرامش این کار شود. در حالیکه همانها موقع آزادی شهر های دیگر، که با همکار آمریکا و باتخریب 90درصد: زیر ساخت های شهر صورت می گرفت، این دلسوزی ها را نداشتند. چون نمی دانستند سیاست آمریکا، تجزیه عراق است نه اتحاد آن و: اگر مجبور به باز پس گیری شهری شدند، باید آن یک شهر سوخته و: مردمان آن مردمانی مرده باشند! چون از نظر امریکایی ها، یک امریکایی یا یک شهروند خوب، شهروند مرده است! کشتار وسیع مردمان شرق و غرب، برای صلح مورد نظر خودشان است. صلحی که بر پایه میلیون ها جنازه و: جمجه باید بنا شود. از نظر آل سعود و آمریکا و اسرائیل، همه دنیا تروریست هستند، مگر خلاف آن ثابت شود. و این در حالی است که خودشان تروریست هستند، و دلیل آن هم همین کشتار وسیع مردم است. اکنون نیز می بینیم با ابتکار نیروها، در سوریه و عراق دولت اسلامی شکست خورده؛ عقب نشینی کرده است. ولی این عقب نشینی تاکتیکی است، تا حمایت جدید آغاز شود، و کمک های مالی و تسلیحاتی دوباره برسد. همه این ها هم به آل سعود بستگی دارد. آل سعود هم که درآمد نفتی ندارد، منتظر دریافت سرانه حجاج است. بیشترین این سرانه از ایران گرفته می شود. آل سعود قصد دارد با کارشکنی در جریان حجاج ایرانی، اخاذی بیشتری انجام دهد تا بتواند هرچه سریعتر، به کمک شکست خوردگان فلوجه و حلب برود. ممکن است دولت ایران هم مجبور شود: این پول های کلان را بپردازد. و عربستان هم بلافاصله آن را، به داعش بپردازد. لذا باید رزمندگان مخصوصا سردار سلیمانی، مواظب عقبه جبهه ها باشند، و نگذارند این کمک ها به دست داعش برسد.

طبق یک محاسبه ساده، هزینه هر حاجی  9تا ده میلیون تومان، یعنی سه هزار دلار برای هر نفر است. اگر دو میلیون حاجی باشد، 6میلیارد دلار به عربستان باید پرداخت کنند. که در این وانفسای کاهش قیمت نفت، مبلغ کلانی است و باید از روش پیامبر در: مصادره اموال دشمنان استفاده کرده، نگذارند یک دلار به داعش برسد. و این امر باعث تقویت بنیه دفاعی مقاومت شده، و نوعی دریافت غرامت هم محسوب شود. 

هشدار به رزمندگان راه: آزادی فلوجه و حلب.