فطرت در قرن 21
در مواقعی انسان فکر می کند: آیات قرآنی برای زمان های قدیم بوده است، و الان کاربردی ندارد. این البته زیاد مهم نیست، زیرا میتوان استدلال کرد که قوانین آن، برای امروز هم کار برد دارد. بلکه مهم این است که برخی آن را به: عالم قبل از این دنیا یا بعد از اتمام دنیا نسبت می دهند. مثلا فکر می کنند فطرت بشری، سرشت انسان ها است که خداوند در: روز اول آفرینش آنرا بوجود آورده و تمام شده. در حالیکه اینطور نیست، بلکه خلقت خداوندی لحظه ها را در بر می گیرد. یعنی جهان امروز با جهان دیروز فرق دارد، حتی لحظه قبل با این لحظه تفاوت دارد. در سال قبل خیلی از انسان ها بودند که الان نیستند! همینطور در جهان دیروز، میلیون ها موجود زنده مرده اند و امروز وجود ندارند. در لحظه قبل هم هزاران میلیارد سلول، در همین بدن ما مردند! وجای آنها را سلول های جدید گرفتند.
پس اگر یک لحظه خداوند دست از دنیا بردارد، و فیض خود را تزریق نکند همه دنیا معدوم می شود. مانند جریان برق بدون خازن است، به محض اینکه کلید برق، جریان را قطع کند همه لامپ های بعد از کلید خاموش می شوند. لذا اینکه برخی حوادث را به گذشته یا آینده نسبت دهیم، دور از واقعیت است. زیرا واقعیت همان لحظه آنی است که ما در آن هستیم. با این منظر فطرت الهی نه در گذشته، که همین الان در حال سرشتن است (فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ) و دستور قران برای زمان حال است که: روی خود را بسوی دین حنیف برگردان، که در جان های شما گذاشته است. در این فطرت که هرلحظه به امر خدا آفریده می شود، همه مردم دنیا مشتر المنافع هستند و: کسی از آن بی نیاز نیست، و کنار گذاشته نشده است.
وقتی خداوند می فرماید : مگر ما از شما تعهد نگرفتیم که: خدا را بپرستید. مفسران تصور کرده اند، این تعهد برای عالم دیگری است، لذا مردم هم می گویند ما یادمان نیست! اگر تعهد دادیم خبر نداریم، و لذا مجبور به اجرای آن نیستیم! در حالیکه تعهد همین جا از ما گرفته می شود. البته در گذشته هم بوده ولی برای گذشتگان ، در هر لحظه و در هر زمان که ما اراده کاری می کنیم، اول به خدا رجوع می کنیم، و در دل خود با او عهدی می بندیم، و به قول ایرانی ها نذری می کنیم، تا به ان خواسته برسیم . این همان تعهدی است که با خدا می بندیم، ولی بعدا فراموش می کنیم. زیرا در شرایط عادی، توان ما برای پیدا کردن راه درست و: انگیزه ما برای انجام دادن آن کم است. مثلا کسی که در کنکور شرکت می کند، یا به یک آزمون استخدامی می رود، درواقع امتیاز هایی را طلب می کند که: تا امروز نداشته است. لذا در دل خود با خدای خود عهدی می کند. خداوند هم همه عهد ها را قبول نمی کند! بلکه عهد هایی که بتواند مشکلات: همنوع خود را حل کند، و بشریت را یک قدم به سعادت نزدیک کند، مورد توجه خدا است. لذا مثلا در خواست ثروت برای خود امری قابل قبول نیست، اما اگر کسی نیت کند اگر ثروتمند شد، آن ها را در راه کمک به فقیران و یتیمان صرف کند، بلافاصله تعهد او امضا می شود. بنابر این تعهد ما اگر بخواهد دوطرفه باشد، باید منافع مردم در میان باشد. وقتی اینطور شد خداوند هم در ذهن شخص، جرقه ای ایجاد می کند که راه جدیدی بر روی او باز می کند. (العلم نور یقذفه الله فی قلب مایشا) علم نور یا همان جرقه ذهنی است، که خدا در دل هرکس که بخواهد می افکند. و در قران هم آمده (من یتق الله یجعل له فرقانا). این ایه طبق تعریفی که امروز، آقای اوحدی رئیس سازمان حج در میان ازادگان مطرح کرد. فرقان به معنی جلو افتادن از زمان خود، و قدرت تحلیل و آینده پژوهشی است. یعنی کاری می تواند بکند که هرچه زمان می گذرد، اهمیت آن بیشتر روشن می شود. مانند پیش بینی های امام خمینی در مورد: فروپاشی شرق که گفته بود من صدای شکستن استخوانهای کمونیزم را می شنوم، و از این به بعد باید کمونیزم را در: موزه های تاریخ بخوانیم، والان می بینیم که همانطور شده است.
لذا همه انسان ها بنابر فطرت خود، مخاطب اصلی تمام ایات قرانی هستند و: اگر حتی داستانی از گذشته گفته می شود، برای عبرت و پند آموزی است. فطرت انسانی در قرن 21 بیدار تر و هوشیار تر از: قرن 20یا جلوتر آن است. یعنی هرچه علم پیشرفت می کند، جهل آدمی بهتر نمایان می شود. هنوز در قرن بیست و یکم، هیچ دانشمندی نمی تواند بگوید: گوش انسان چطور می شنود، و یا چشم انسان چطور می بیند، یا خافظه چطور کار می کند. البته مکانیسم چشم و گوش، یا فیزیولوژی دهان و دندان پیشرفت کرده، ولی اینها همه ظرف است، مظروف فقط نزد خدا است.
![]()
دائره المعارف ماهین