برخی ها از زیاد شدن جمعیت می ترسیدند، و سال ها تبلیغ ضد جمعیت کردند. حالا جوامع بشری به لشکر پیرمردان، و اردوگاه بازنشستگان تبدیل شده است. لذا آن ها فهمیده اند که کار اشتباهی کردند، و تنظیم جمعیت در دست آنها نیست، و نباید خود را همه کاره مردم بدانند، و حتی در باره عملیات اتاق خواب دیگران هم تصمیم بگیرند! علاوه بر آنکه آفریدگار جهان خودش هم، این موضوع را منع کرده و فرمود : اطفال خود را بخاطر: کمبود در امد نکشید این ما هستیم که، آنها را و شما را روزی می دهیم!  ( وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کانَ خِطْأً کَبيراً31)

این سیاست غلط آنها باعث شد: تا 12میلیون جوان سن ازدواج گذشته داشته باشیم، 5 میلیون بی فرزند 7 میلیون تک فرزند! حالا چطور جواب خدا را خواهند داد؟ باید روشن شود، زیرا در همان موقع ما فریاد می زدیم ولی، کسی نمی شنید و لذا نمی توانند بگویند: ما نمی دانستیم. بنده مقالات فراوانی نوشتم در: روزنامه ها و سایت های محتلف ولی همه با پوزخند به آن نگاه می کردند. 

عین همین سیاست در مورد اقتصاد هم بود. با اینکه سالها زحمت کشیدیم چه قبل از انقلاب، و چه بعد از انقلاب که ثابت کنیم: انقلاب های اسلامی یک انقلاب فرهنگی است، ولی آنها پوزخند زدند و گفتند اقتصاد مهمتر است، مردم باید شکم و زیر شکمشان سیر باشد. حتی امام امت برای تحقیر اینها گفت: اقتصاد مال خر است! ولی فوری رسانه های آقایان که، خود را عالم تر امام خمینی می دانستند، آن را بایکوت خبری کردند و: در گوشه و کنار هم با تمسخر گفتند: که امام خمینی چنین حرفی نمی زند!

 بانک ها را در دوران انقلاب، مردم آتش می زدند ولی، این دانشمندان خود برتر بین، دوباره بانک ها را زنده کردند! حتی آنقدر به آنها میدان دادند که: روی رباخواری در تاریخ را سفید کردند. حالا نمی دانند با این ولدالزنا و ولدحیض ها چکار کنند. شاید بگویید چرا تهمت می زنید؟ از کجا می دانید آنها گناهکارند! بله وقتی رسانه ها در اختیار ربا خواری باشد، همین است آیه صریح قرآن را کسی نمی داند، که فرمود اگر کسی ربا خواری کند به: جنگ با خدا رفته، یا گفته صریح معصومین که رباخواری را، از زنا با محارم هم بدتر می دانند.

انتظار توسعه از این افراد و: نهاد و سازمان ها هم عجیب تر است، یعنی شفای بیماری اقتصاد را از: این بانک ها می خواهند! درست مثل سامری که به مردم گقت: هرچه طلا دارند بیاورند و: آنها را ذوب کرد و گفت این خدای شما است، و هر شفایی می خواهید از آن بخواهید! حالا گوساله سامری آنقدر بزرگ شده، که زور حضرت موسی هم به آن نمی رسد. حضرت موسی که  در پیکر سازی های: میکل انژ هم آستین کوتاه می پوشیده وهم، بازوی عضلانی خود را به رخ مردم می کشید. شاید هم حق دارد، زیرا حضرت موسی وقتی از کوه طور برگشت، و دید که سامری گوساله ای را خدا کرده، و مردم آن را می پرستند! بجای گوساله ساز ، یقه برادر خود را گرفت و: نزدیک بود او را خفه کند.

در داستان سامری نکته مهم مردمسالاری دینی است! و کمک های مردمی و خیرین، اساس بودجه ریزی آن را تشکیل می دهد. سامری از خود سرمایه ای نداشت، لذا به زنان گفت طلاهای خود را بیاورند، همه آوردند. کسی اعتراضی نکرد که: چرا اموال خود را باید به سامری بدهد! اما موسی وقتی به این مردم می گفت کمک کنید، می گفتند خدای تو باید برای ما غذا از آسمان بیاورد، ان هم نه یک نوع غذا هر وعده غذای جدید: از عدس و پیاز و خیار و..

 ولذا می بینیم که ذخیره سازی پول مردم، در دست یک نفر به کجا می رسد. در حالیکه همه میتوانند با این سرمایه های اندک، به کار آفرینی مشغول شوند. روش های توسعه در کشور و جهان هم، باید از این اصول پیروی کند یعنی: مردم باید بدانند که پس انداز کردن یا ذخیره سازی، به معنی خارج کردن پول از دور اقتصاد است. اگر این پول را ذخیره کنند تا درآمد پولی! از ان به دست آورند، عین ربا خواری است. ثروت باید گردش داشته باشد، مانند ایام نوروز یا ایام ماه مبارک رمضان و ایام ماه محرم. به قول دکتر امرودی، در اختتامیه سلامت شهری در ایوان شمس: در ایام ماه محرم 80میلیون ایرانی، حداقل 5بار غذای نذری دریافت می کنند! که اگر دولت فقط می خواست یک وعده آن را بدهد نمی توانست. اما مردم نذری می دهند و نذری می گیرند. یعنی همین گردش برکت پیدا می کند.