ادعای بی آبی در ایران، امر تازه ای است که به دو دلیل صورت می گیرد: یکی اثر گذاری بر همسایگان برای دریافت حقابه های تاریخی، مانند دریافت حقابه هیرمند از افغانستان و: دیگر رودخانه های مرزی و مشترک. دیگری از سوی کسانی مطرح می شود که: هنوز تصور می کنند ایران بخشی از عربستان است. متاسفانه تبلیغات آل سعود در دوران استعمار سیاه انگلیس و آمریکا، باعث شده بود که همه تصور کنند ایران بخشی از عربستان است. زیرا از یکسو در تمام نقاشی هایی که بنام ایران می شد، بجای شیرو خورشید چند شتر نشان داده می شد! که از میان کوهان آن ها خورشید غروب می کند، و ساربان شترها در سایه نخل ها، افسار شتران را در دست دارند! اغلب این نقاشی ها برعکس خورشید در پشت شیر، که در حال طلوع است ، خورشید پشت سر شتر ها همیشه غروب: غم انگیزی را ترسیم می کرد. از سوی دیگر چه در اوپک یا سازمان های دیگر بین المللی، ایران جرات مخالفت با رای عربستان را نداشت. لذا همیشه غرب  و غرب باوران، این تصور را داشتند که عربستان قیم ایران است. خوشبختانه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی این بار، با تعیین شروط برای حج ایرانیان نشان داد که: زیر بار این نوع تبلیغات نمی رود. زیرا یکی از مسئولین سعوی گفته بود: چنان ایران را خوار کنیم که: مثل سگ ولگرد زوزه بکشد، و منظور او در خصوص امتیاز دادن و: عقب نشینی ایران بخاطر اجرای مراسم حج بود. اما این آرزو را به گور برد. زیرا بزودی ایران خودش مدیریت حج را به عهده می گیرد، و مانند زیارت اربعین، همه دنیا با آزادی کامل به حج رفته، و بجای پرداخت سنگین هزینه حج ، مانند راهپیمایی اربعین، از انها پذیرایی هم می شود. طبق منشور سازمان ملل بخاطر جلوگیری از: کشتار حجاج و برقراری صلح در یمن و بحرین، باید رژیم آل سعود ساقط شود، و ایران مدیریت حج را به دست بگیرد. حتی اگر به شورایی از کشورها واگذار شود، معلوم است که زائر خانه خدا، از زائران امام حسین ع و امام رضا ع بیشتر خواهند بود.

علی ایحال تصور بی آبی نفوذ خود را در: ذهن مسئولان ایرانی به حدی بالا برده بود، که دغدغه اصلی آنها شده بود. در حالی که دور ایران را دریا و: دریاچه و شط و رودخانه گرفته، و حوزه های آبریز زیادی در داخل هم وجود دارد، و فقط باید مدیریت شود. سالانه میلیاردها مترمکعب آب شیرین، از طریق شط اروند رود، یا رود ارس و اترک به آب شور تبدیل می شود، و در دریای عمان و خلیج فارس و: دریای مازندران و دریاچه ارومیه، با مخلوط شدن به املاح و مواد معدنی، از دسترس خارج می شود. اگر بتوانند کانال هایی بزنند و: آب را منتقل کنند این اسراف بزرگ و تاریخی، از یک جا شروع به کاهش می کند. ما حتی نیاز به التماس به: شمربن ذی الجوشن هایی مانند: اسماعیل خان والی شیعه کش هرات،  و وزیر آب و برق امروز افغانستان، برای حقابه خود نداریم. با صنعت حفاری که در ایران بسیار پیشرفته است، میتوانیم در کنار مرزهای خود: به موازات مسیر هیرمند، چاههای نیمه عمیق و قنات مانند، بزنیم و آب را از زیر رودخانه هیرمند، برای خود داشته باشیم.     هم اکنون طرحی در دست بررسی است که: بتواند آب دریای عمان را از طریق تنگه هرمز، با حفر 135کیلومتر کانال به دریاچه یا تالاب جازموریان برساند. بر اثر این طرح که از سوی جمعیت حامی جازموریان، ارائه شده به سه طریق می توان این کار را انجام داد: اول اینکه همتراز سطح دریا، تونلی 135کیلومتری بطور مستقیم، به زیر دریاچه حفاری شود و بعد، با تلمبه خانه آن را به ارتفاع 350متر بالا برده، و در درون تالاب رها کنند. در این طرح نیازی به تملک اراضی نیست و: شوری و املاح آب هم در مسیر تصفیه می شود، و با واریز آب ، تالاب  پر آب می شود، و ضمن جلوگیری از انتشار ریزگردهای دودکش مانند، برای کشاورزی و دامداری مفید می گردد. البته طرح دوم با کانال روباز، این آب را منتقل می کند ولی، در سه نقطه باید آب را به کانال های بالاتر پمپاژ کرد. که به این وسیله کشتیرانی نیز رونق پیدا می کند و: بسیاری از بارهای کانتینری بجای باراندازی در: دریای عمان در مرز بین سیستان وبلوچستان، بارگیری یا باراندازی می شوند. ولی شوری و املاح آب ازبین نمی رود. ضمن اینکه چون کانال ها از مراتع یا زمین های کشاورزی و: شهری عبور می کند، باید برای تملک آنها رضایت صاحبان هم فراهم شود. طرح سوم بصورت سازه فضایی است، که مانند لوله کشی انتقال آب، بوسیله لوله از دریا به ارتفاع تالاب کشیده می شود. در این صورت نمک آبها ازبین نمی رود، و احتیاج به تملک اراضی هم نمی باشد. فقط اکوسیستم تالاب بهم می خورد: یعنی آب شیرین آن که از نزولات آسمانی است، با آب شور دریا مخلوط می شود و: موجودات جدیدی در تالاب پدیدار خواهند شد.

عبر الوطنية فاصلا