وقتی مادر بزرگی به نوه خود می گوید: بیا این سوزن را برایم نخ کن، من چشمهایم نمی بیند و: کودک به سوی او می دود و با مهربانی تمام، فوری سوزن را نخ می کند، بلافاصله یک بوسه تحویل می گیرد، درواقع یک فرایند کمک در: امور خدمات رسانی انجام شده است. این فرایند دارای عملکردی که تحلیل سیستماتیک آن، به رشد هر دو طرف می انجامد. کودک وقتی این درخواست را می شنود، متوجه می شود در نهاد او چیزی وجود دارد که: دیگران ندارند و به آن محتاج هستند، و این کشف بزرگی برای او می باشد، که احساس برتری یا مفید بودن را در پی دارد. واین احساس در درون او به سوال من کی هستم و یا من چی هستم جواب می دهد. و این من همان عقل است که در همه جا باید حضور داشته باشد و الا هر کمک یا هر نوع در خواست کمک نمی تواند منطقی و درست باشد مثلا در خواست کمک برای خودکشی سریعتر و بهتر! یا برای اعتیاد بیشتر و دزدی وغارت و غیره از نظر عقلایی درست نیست . حتی کمک رسانی هم باید عقلایی باشد و الا دوستی خاله خرسه می شود که خرسی برای کمک به دوست خود و رهایی او از دست مگس ها سنگ بزرگی به سر او کوبید مگس فرار کرد اما مغز دوست او متلاشی شد و مرد. لذا پیش نیاز کمک یک سیستم ارزشی و عقیدتی است و بعد از ان فرایند کمک آغاز می شود که این فرایند مراحل درونی و بیرونی دارد. در فرایند درونی  اولین قدم اعلام یا در خواست کمک می باشد. البته در روایات اسلامی آمده که بهترین کمک آن است که قبل از درخواست باشد. این به معنی آن نیست که طرف در خواست کمک نکرده بلکه به معنی پذیرش سریع آن است. زیرا طبیعی است که انسان غلم غیب ندارد و نمی داند که طرف مقابل چه کمکی می خواهد شاید حتی اگر کمک کنیم ناراحت هم بشود. لذا در ایات قران هم آمده که شما در خواست کنید تا خدا اجابت کند. فردا نگویید ما این را نمی خواستیم! به همین منظور ضرب المثل است : گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست یعنی اگر کسی کمک نخواست معلوم است به او کمک نمی شود. دومین مرحله کانال انتقال پیام است که باید بین گیرنده و دهنده مشخص شود. این کانال میتواند پیام شفاهی باشد یا کتبی و غیره حتی میتواند به زبان مادری باشد یا زبان طرف مقابل.اما در هرصورت باید بهینه شود یعنی بالاترین اثر را داشته باشد مثلا نمی توان از سازمان ملل کمک خواست بدون اینکه به کنوانسیون های آن مخصوصا به زبان انگلیسی و به صورت کتبی اشاره نکرد   سوم اجابت کمک است. در مرحله اجابت که فقط  هماهنگ بودن داده و ستاده کافی نیست یعنی همینکه یکی بی پول بود و دیگری پولدار نمی تواند انجام کمک را تضمین کند. اراده انسان در اینجا وظیفه اصلی را بر عهده دارد. لذا اگر عقل را قوه مقننه انسان بدانیم اراده قوه مجریه اوست.

چهارم پاداش کمک یا ارزیابی آن است . و در اینجا وجدان انسان ها نقش موثری دارد و بعنوان قوه قضائیه عمل می کند. که در فرایند بیرونی توضیحات بیشتری داده می شود  فرایند بیرونی آن مرحله اول رایگان و دوم کالی به کالی سوم نقدی و چهارم فراتر از نقدی و کالا که مرحله استکبار است. در واقع کودک یا فرد عادی که برای اولین بار کمک می خواهد یا کمک می دهد نظر انتفاعی برای ان ندارد یعنی اصلا هنوز این توانایی را در وجود خود کشف نکرده است تا برای ان قیمت تعیین کند. لذا کمک های اولیه معمولا بدون رد و بدل اقتصادی صورت می گیرد. مثل اینکه دست پیر مردی را بگیرند و از عرض خیابان رد کنند یا عصا بدستی را هدایت نمایند.  اما پس از انجام این کمک و کشف استعداد مایل است آن را با نیاز هایی که خودش دارد به تعامل بگذارد. لذا شب وقتی به خانه می رود به مادر می گوید که یک پیرمرد را کمک کرده انتظار شام بیشتر یا یک شکلات و امثال آن را دارد. این دوران را ما دوران کالی به کالی می نامیم . در اثر افزایش این نوع تقاضا بخشی در اجتماع بوجود می اید که این خدمات را ارائه می دهد. مانند خانه سالمندان یا انجمن عصای سپید و غیره که اصولا در امد خود را در کمک به این افراد تعریف می کند. در واقع یک ارزیابی اقتصادی صورت می گیرد و مبلغ دستمزد تعیین می شود و اشخاصی برای اینکار استخدام می شوند. میتوان گفت تمام صنایع و خدمات و حتی بخش کشاورزی به این شکل بوجود آمده و توسعه یافته اند که تاریخ اقتصادی مبین این تحولات سه گانه است. اما ادامه این وضع به مرحله ای می رسد که کمک دهنده از کمک دادن خود داری کرده و تقاضای سود می کند و هرچه میزان این سود بالاتر باشد خطر استکباری آن بیشتر می شود. و درواقع هدف به صد هدف تبدیل می شود

احتمال حماقت اسراییل