اقتصاد دانان ایرانی، گرچه نام و نشان ایرانی دارند،  ولی ذهن و فکرشان را آمریکا ساخته،  و تولید یو اس ای هستند! لذا هرگز اقتصاد اسلامی، در کله پوک آن ها نمی رود. اصلا به فکر آن نیستند که: بدانند اسلام هم راه حل اقتصادی دارد. بلکه برعکس، دائما شعله های خود جوش اقتصاد اسلامی را، هم زیر مهمیز تاریکی های خود می گیرند تا: مبادا کسی اظهار وجود بکند : نمونه اش در تحریم اقتصادی، کاملا مشخص است. تحریم اقتصادی از نظر آنان: همان است که آمریکا می خواهد: یک بلای بزرگ برای: توبه کردن مسئولان ایرانی: یا سرنگون ساختن آن ها: ولی از نظر اسلامی برعکس است: یک نکته قوت برای: رهایی از وابستگی: و بدست آوردن استقلال اقتصادی: رشد درونی و بومی سازی توانایی های اقتصادی. لذا برخلاف این گونه صاحب نظران تولید آمریکا: که به مذاکره برای رفع تحریم معتقدند. تاریخ اسلام نشان میدهد: رفع محاصره اقتصادی، فقط با الطاف الهی است. وفات حضرت ابوطالب، پس از شعب ابوطالب، و نیز وفات حضرت خدیجه کبری، سه روز بعد   در دهم ماه رمضان، نشان می دهد: فقط با کمک موریانه ها ، محاصره اقتصادی شکسته خواهد شد. تاریخ نشان میدهد که: وقتی  قریش تصمیم به: محاصره اقتصادی مسلمانان: می گیرند. مواد آن را در نامه ای می نویسند، و در جای امنی نگهداری می کنند. بعدا که با مقاومت مسلمانان، روبرو می شوند: دچار دو دستگی می شوند. این  خبر از طریق وحی، به پیامبر می رسد. و جبرائیل امین می فرماید: که قراداد محاصره، به وسیله موریانه خورده شده. و فقط کلمه الله باقی مانده است. حضرت ابوطالب مامور می شود: آن را به اطلاع قریش برساند. سران قریش وقتی می بینند: حضرت از دره یا شعب ابوطالب بیرون می آید، تصور می کنند محاصره اقتصادی، مسلمان را به مذاکره واداشته. اما وقتی ابوطالب می آید می فرماید: که وحی بر پیغمبر اگر راست باشد، آن ها را آزاد کنند. واگر دروغ باشد پیامبر را تحویل خواهد داد. مشرکین به محل امن: مراجعه می کنند. و می بینند که نامه خورده شده. و مجبور می شوند دست از محاصره بردارند..واین افسانه نیست، خط قرمزی است بین: اقتصاد اسلامی و اقتصاد آمریکایی.