ریزش و رویش تکفیری ها.
تکفیری ها روی دیگر کافرها هستند، چرا که از یک ریشه بوده و هدف و آرزوی آنها، مخفی ماندن حق و انسانیت و اسلامیت است. این اندیشه در دوران پیامبر اسلام، به سه شکل ظهور کرد. ابتدا به شکل کافر بودند یعنی اصلا خدا را قبول نداشتند، و بت های دست ساخت خود را می پرستیدند، یک خدا را، برای خود کم می دانستند! و برای هر قوم و قبیله ای بت جداگانه ای داشتند. کافران تا هنگام پیوستن حمزه عموی پیامبر نفوذ و اقتدار داشتند. ولی وقتی حضرت حمزه فرمود که: از این به بعد عموزاده ام تحت حمایت من است، ناچار خود را مشرک نشان دادند، یعنی خدا را قبول داشتند ولی چون، او را نمی دیدند بت ها را واسطه قرار می دادند! از نظر آنها هرگونه ناسزا به بت ها ممنوع بوده است. دوره مشرکین البته با سختی همراه بود، زیرا تحریم اقتصادی مومنان را در: شعب ابوطالب به همراه داشت. ولی دوره مشرکان هم با هجرت پیامبر به مدینه پایان یافت. درمدینه که قدرت در دست پیامبر بود، آنها ناچار علاوه بر خدا، اسلام را هم قبول کردند! ولی به مبارزه مخفی خود ادامه دادند، که این دوره آنها را منافقین می گویند. در طول تاریخ هم در مقابل رشد اسلام، این دوره ریزش و رویش ادامه یافت، یعنی هرچه اسلام پیشرفت می کرد، کافران عقب نشینی می کردند و: جای خود را به مشرکان می دادند. وقتی حاکمیت اسلام بی رقیب شد، فقط منافقان قدرت ادامه زندگی پیدا می کردند. آل سعود و وهابیت هم محصول این دوران هستند. یعنی قدرت اسلام بلامنازع است. دولت های غیر اسلامی وجود ندارند، و یا به صورت صلیبی ها در اروپا، و قبیله های جنگجو مانند مغول ها در آسیا و: یا برخی اقوام بدوی در افریقا زندگی می کنند. تا اینکه ال سعود به کمک وهابیت، به سراغ این قبایل می رود تا موازنه را به هم بزند. با اتحاد با انگلیسها به آنها، قدرت و جسارت دست اندازی به کشورهای اسلامی را می دهد، و بعد با فرانسه برعلیه عثمانی ها، وبا امریکا علیه ایران وارد مذاکره می شود. و در طی قرن بیستم به مدد دلار های کثیف نفتی، کفه موازنه قدرت به سوی دولت های: کوچک معاند اسلام بر می گردد. فرانسه و انگلیس که در گوشه اروپا، به صورت قبیله ای زندگی می کردند، صاحب صنعت وتجارت می شوند! و آمریکایی که به جز کشتن سرخپوست ها، کار دیگری نداشت مامور متمدن کردن ایرانی می شود، که بیش از 15 قرن تمدن دارد. لذا اسلام در سه جبهه مورد هجوم دلار های نفتی قرار می گیرد: در قبله اول با صهیونیسم، و در مکه و مدینه با امپریالیزم و لیبرالیزم، و در ایران و ترکیه با اندیشه های دگرباشی مانند: پان ایرانیسم یا پان ترکیسم. که در همه اینها سه چهره قبلی مخفی است: ترکیه لائیک می شود یعنی اصلا خدا را قبول ندارد، در ایران شاه سایه خدا و شریک او می شود، و در عربستان همه ظواهر اسلامی مراعات می شود، در حالیکه دولتمردان آل سعود مرکز: فساد اخلاقی و رفتار های ضد دینی هستند. اما وقتی امام خمینی ره، در ایران نهضت بپا می کند، مخالفان باز هم رادیکال تر می شوند، و کفار باز هم دور تر. اولین ثمره این حرکت تحمیل جنگ صدام علیه ایران بود، که تبلیغات آنها این بود که ایرانی ها، مجوس و ناپاک هستند و دوباره باید: قادسیه جدیدی براه بیافتد، و ایرانی ها را مسلمان کنند! ولی مقاومت مردم ایران به کمک اعتقادات شیعی، باعث پیروزی در این جنگ می شود، و دشمن را یک قدم عقب تر می راند. این بار دشمن به قدر کافی دلار ندارد، زیرا همه دلارها را قبلا خرج صدام کرده که: بی حاصل بوده است. حالا می خواهد از گلوی صدام خارج کند، لذا از امریکا می خواهند که به عراق حمله کند، و همه پول ها راپس بگیرد. ولی صدام اعدام می شود و هیچ ارثی هم به جای نمی گذارد. حتی آمریکاییها قادر به تامین نیاز های مالی خود، از محل فروش نفت عراق هم نشدند، لذا از انجا خارج شدند. کاهش شدید قیمت نفت وکمبود مالی آل سعود، باعث شد تا به سوی نیروهای کم هرینه تر برود! گروه های داوطلب یکی پس از دیگری ایجاد شدند: طالبان و القاعده و در نهایت دولت اسلامی (داعش). اما آنها هم بعد از مدتی نیازمند دلار های نفتی شدند، و آل سعود تنها درآمد خود را در ایران دید! لذا به آزار و اذیت حجاج ایرانی پرداخت، تا بتواند دولت ایران را مجبور کند: هزینه های بیشتری را بپردازد و این هزینه ها، بلافاصله به داعش منتقل می شد. حملات سنگین آنها همزمان با: پرداخت های ایران برای هزینه های حجاج آغاز می شد. اکنون هم می بینیم که در فلوجه و حلب، کار آنها تمام است و: کاملا روشن است که منتظر دریافت: کمک های مالی هستند که: عربستان از ایران بدست می آورد. حتی آیه الله سیستانی هم به کمک آنها آمده، تا کمی صبر کنند و فلوجه را آزاد نکنند، تا شاید پرداختی های: سازمان حج ایران به آل سعود، سریعتر به دست آنان برسد!
+ نوشته شده در شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۶ ساعت 0 توسط بی بی شهربانو
|
دائره المعارف ماهین