وارونگی واقعیت و ذهنیت

یکی از صفات خداوند، حق است. کلمه حق یعنی: درست و راست گفتن. خداوند تمام حرفهایی که در قرآن زده، یا کلماتی را که در قرآن آمده، حق میداند. همه آنچه را پیامبران پیشین هم گفته اند، تصدیق کرده و درست میداند. اما در میان بشر، گروهی هستند که این ها را تکذیب می کنند. برخی براساس نادانی، ولی برخی براساس علم خودخوانده، فرق میان انبیا الهی و فیلسوفان، همین است: پیامبران بسیار ساده و روشن حرف می زدند. و هرچه را خداوند می فرمود، تکرار می کردند. ولی فیلسوفان پیچیده حرف می زدند، گفتار ساده و روشن انبیا را، به مسخره می گرفتند. در همین زمان ما که دور نیست، مکاتب زیادی تاسیس شد، فیلسوفانی چون هگل، مارکس ، پولیتزر و سارتر ظاهر شدند. و دین را ذهنیت خواندند، ایدئالیست بودن را یک ناسزا، معرفی کردند. و خود را رئالیست یعنی واقع گرا نامیدند. البته حرف های تازه ای نداشتند، تنها گفته های قبلی را ، جمع بندی و سیستماتیک کردند. از الفاظ پیچیده تری استفاده کردند. تا عامه مردم از درک آن عاجز شوند. و حق را به جانب آنان بدهند. خداوند برای نشان دادن: واقعیات ذکر شده در قران، پیامبران را به عنوان شاهد، به معراج می برد. یکی از معراج های مهم ، یا در واقع معراج اصلی، معراج پیامبر اسلام است. ایشان سوار بر براق، با سرعت بینهایت، به همه جا می رود . هفت آسمان خدارا طی می کند و برمی گردد. در حالی که زمان صفر شده بود. برخی نشانه های عامه فهم آن، همان موقع به اثبات رسید: نظیر آنچه از کاروان قریشی ان، دربین راه مکه دیده بود. و قبل از ورود آنان ،خبر داده بود. دیدار با انبیا قبلی ، دیدن دوزخ و بهشت، همه برای این بود که :پیامبر حقایق ذکر شده در قران را، واقعی ببیند. و به یاوه گویانی که :واقعیت را ذهنیت میدانند،اتمام حجت کند. درواقع معراج نشان میدهد که: انسان ها تا چه حدی: بین ذهنیت و واقعیت گم می شوند. و گاه آن را برعکس معرفی می کنند. واقعیت خدا است. و هر آنچه خدا می گوید. ولی یاوه گویان، هرآنچه خدا می گوید را، ذهنی و غیر واقعی میدانند. حتی برخی خود خدا راهم غیر واقعی می خوانند! که اینان همان کافران هستند. یعنی پوشانندگان حق، و چه حقی بالاتر از خالق این جهان ؟که آن ها منکر ش می شوند! و خلقت را به: تصادف کور نسبت می دهند.
دائره المعارف ماهین