برخی ها زندگی را، بازی می دانند. و برخی ها، بازی را زندگی. برخی ها دوست دارند در: زمین دشمن بازی کنند. برخی ها دوست دارند: دشمن در زمین آن ها بازی کند. اینکه کدام صحیح است؟ کار فیلسوفان و علما نیست. گرچه آن ها خود را عقل کل میدانند. برای همه و به جای همه، تصمیم می گیرند، ولی این خداوند است که :همه چبز را اعتبار می بخشد. از نظر خداوند، دنیا ،لهو، لعب است. لعب برای کم عقل ها، و لهو برای عقلا ،ولی باید از آن بگذرند. نه اینکه در آن بمانند. دنیا مانند پلی برای عبور ، نه مسکنی برای سکونت. حضرت علی ع نمونه انسان کاملی است که: به دست پیامبر تربیت و عرضه شده است. ایشان در دوران پیامبر در زمین دشمن بازی می کرده. ولی در دوران حکومتش، ناچار دشمن در زمین او به بازی پرداخت. فرق این دو در آن است که: در زمان پیامبر دشمن نمی دانست، پیامبر چه می گوید؟ هرلحظه وحی جدیدی میرسید. و همه را مات می کرد. اما در زمان حضرت علی ع، همه حرف ها گفته شده، کتاب نازل شده، و ختم وحی اعلام شده بود. همه میدانستند حضرت علی ع چه می گوید.لذا با همان حرف های خودش، به جنگ او می رفتند. ناکثین ،قاسطین و مارقین که :سه جنگ با ایشان به راه انداختند. مسایل شرعی را اگر نه مانند ایشان، ولی کمتر هم نمی دانستند. اکنون دنیای ما نیز: به مرحله دوم رسیده :همه دنیا حرف امام خمینی ره، را شنیده اند صحیفه نور او، دیگر بسته شده و در همه جا ترجمه شده. لذا در مصر ما می بینیم: مردم به خیابان می آیند ،با هم مقابله می کنند: در حالیکه هردو طرف :ضد آمریکا، ضد اسرائیل می باشند، نماز می خوانند، روزه می گیرند، قرآن تلاوت می کنند. پس دشمن اکنون در زمین ما، و با فرمول ما بازی می کند.. و همین باعث می شود تا: علی ع در محراب نماز شهید شود.در حالیکه مردم از خود بپرسند: علی ع مگر نماز هم می خواند؟ تنها راه این است که: دشمن را بشناسیم، وبه او میدان ندهیم تا با سلاح خودمان ، سر ما ن را ببرد. مردم مصر بیدار شوند ، باهم دوست شوند ، اسرائیل ، آمریکا و مزدوران آن ها، را بیرون کنند. مصر از آن مصری ها است ، مصری ها به اسلام تعلق دارند.