سیاست خارجی ایران، براساس حکمت ، عقلانیت و احترام متقابل است. اما در برخی جاها، باید آن را کنار گذاشت و :با دشمن با زبان خودش حرف زد. مثلا ما در مورد اسرائیل: دو استراتژی مهم در فلسطین، می بینیم اول: سیاست عقلایی محمود عباس، که به مذاکره پایبند است. و معتقد است مشکل فلسطین، با مذاکره ، کلمات عقلایی و قانونی، قابل حل است. ولی دیدگاه دوم دیدگاه :حماس است که به دیدگاه: امام خمینی ره نزدیک است. و آن اینکه اسرائیل: نامشروع است. و باید از بین برود.چون هیچگاه مذاکره نتیجه نداده است. آن ها معتقدند: اسرائیل فقط زبان زور را می فهمد. لذا استراتزی برخورد، باید استراتژی مقاومت باشد. نه مذاکره! اگر ایران هم بخواهد با: همه منطقی حرف بزند، تازه می شود: محمود عباس دوم! زیرا وی  دست برتر دارد: یعنی مستقیم مذاکره می کند. ولی ایران مجبور است با: واسطه جلو برود . مسئله آمریکا، گرچه کمی تفاوت دارد ،ولی بازهم در فالب سیاست: حکمت آمیز نمی گنجد. زیرا حماقت آن ها به قدری است که: همه تعامل ها را یکطرفه میدانند، و بجای ملت ایران فکر می کنند ، وحتی تصمیم می گیرند! در این 35سال، نه تنها دارایی های ایران را بلوکه کرده، بارها برعلیه نظام نوپای جمهوری اسلامی توطئه ، کودتای نظامی به راه انداخته اند. حتی از اعلام کودتا های خزنده :بطور دائم بر علیه ایران نیز، ابایی ندارند. نمونه اخیر آن: تصویب تحریم های جدید علیه ایران، بود که بدون نظر خواهی، یا دادن حق دفاع به ایران، یکطرفه آن را تصویب نمودند. حتی در دیکتاتورترین محاکمات، یک حق دفاع به محکوم می دهند. ولی آن ها چنان احمق هستند که :حتی ظاهر کار را هم رعایت نمی کنند! و یا :همین بیانیه وزارت خارجه آمریکا، که برای صدمین بار، با متن واحد که: مردم خواستار تغییر نظام، در ایران هستند منتشر می شود !  واین حماقت آن ها را می رساند که: از زبان کسانی سخن می گویند که: زنده هستند! وکیل وصی یا سخنگو نمی خواهند!