l

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

منطقه يك : شيخ   سعيد دريكوند احمديزاده  دخيلي

منطقه دو:  انتظاري

منطقه سه : موسوي  چابك ميرزنده دل لطفعلي پور حق وردي توكلي

منطقه چهار : اشرفپور  جبهه متحد فرهنگيان

منطقه پنج: افشار  معتضدي  طالبي مباركي

منطقه شش : نصر حاميان فاطمي صبوري  فرشته توكلي و فرشته دولت آبادي

جمشيدي  

منطقه هفت : مظاهري قناد محمد زاده جلالي سعيديان

منطقه هشت :شميران نوسلطاني 09123494314

منطقه نه : مسلم دريك وند

منطقه ده :

منطقه يازده : غفاري درو

منطقه  دوازده : رضا نصيري حبيب الله ابراهيمي سليماني

منطقه سيزده : سيدكاظم حسن ومهدي اشتري

منطقه چهارده : مسجد پنج نن و رقيه س شيخ سفلي

منطقه پانزده : اماميان ميانجي ايرج اشتري

منطقه شانزده : جوادي شيخ لاري

منطقه هفده :لعلي بابايي يوسف قاسمي

منطقه هجده : رادمنش يافت آباد مروتي حامد زاغري دوست محمدي

منطقه نوزده :

منطقه بيست :

منطقه بيست ويك : مروتي غفاري ذاكر شريفي

منطقه بيست و دو : فوژان

رباط كريم : صنوبري

كرج : موسوي سلحشور

فرديس:مقيمي

اسلامشهر : ساور رنجبر سعيد

شهريار : احمد پور رادمنش داسدار اردستانيان

رودهن و بومهن : حق وردي

ورامين : تاجيك

فيروز كوه : دريا باري

اصفهان : پير نجم الدين : ن ميرزايي

شيراز : خردمنش  تابش

آباده : عبداللهي

بوشهر : حداد قوچاني

اهواز : معرف

قزوين : اشتري

ماهين : ايرج اشتري

زنجان : فروتن

تبريز : رفيع الله

مياندواب : سليمي

اروميه : محمد

ساري  : فروزش

كانديداها:

رياست جمهوري : ابوترابي

تهران : سيد احمد حسيني ماهيني سركار خانم حكمت مهندس لطفعلي پور

اتابك سهيلي  شاهي عربلو سيد مالك لطفيان ال بويه

اسلامشهر : حبيب الله ساور

دماوند : درياباري

باغستان : سيد حسين ترابي

قاليباف:طالقاني شئونات

محسن رضايي : محمد زاده

هاشمي رفسنجاني : معرف

ابوترابي : باقري حقاني

متكي : مهيار

مشايي : مصفي توكلي

پورمحمدي :سرابپور

حكمت: سرهنگ ماهيني

جبهه متحد فرهنگيان: محمدي زاده

جبهه اصولگرايان اصلاح طلب : اتابكي

حاميان ولايت : صيامي  ساور

تشكلهاي مردمي ائتلاف: ميرزنده دل

اتئلاف مردمي : شاهي عربلو

ائنلاف ورزش : اماميان

انجمن بازيگران : مباركي عليزاده

موتلفه : ذاكر حسيني

اصناف : بهلولبندي

جامعه روحانيت : قرباني

پيشكسوتان : حاجيان موسوي

مترو : ميركريمي

ثبت : فتحعلي

ائتلاف اصولگرايان اصلاح طلب : اتابك

ائتلاف مكتب : قليچ 77509201 فاكس

اسپانسر:يزدجردي مسچي طاري

انتقادتوكلي از عملكرد هاشمي

توكلي در نطق‌هاي انتخاباتي‌اش با تمركز بر بي‌عدالتي اقتصادي و اجتماعي، ناكارآمدي سياست‌ها و مديريت‌ها، امتيازطلبي وتجمل‌گرايي كارگزاران، و كم‌اعتنايي آنان به مشاركت سياسي مردم، سياست‌هاي ايدئولوژي‌زدایی و رفاه طلبي، فهرست بلندي از سوء تدبيرها و سوء رفتارهاي دولت پنجم را به چالش كشيد و موفق شد رأي 4 ميليون ایرانی را جلب كند. اين موضوع بي سابقه‌اي در تاريخ انتخابات‌هاي رياست جمهوري بود، چون هميشه جز كسي كه از ابتدا رياست جمهوريش پيش‌بيني پذير بود، ديگران هرگز رأي قابل توجهي نمي‌آوردند.

اكبر شاه آمد

  وقتي بچه ها بازي مي كردند ناگهان يك بچه پر روي گردن كلفتي از راه مي رسيد و بازي بچه ها را بهم مي زد! حالا شده حكايت گردن كلفتي هاشمي كه در دقيقه نود تمام آرايش انتخاباتي كه ماهها بود وجود داشت بهم زد. الان هيچ كس نمي داند چكار كند. برخي مي گويند محسن رضايي و تمام اصلاح طلبان به نفع وي كنار خواهند رفت. و اصول گراها  و قاليباف هم به نفع ولايتي كنار مي روند.

  اما نكته مهم اين است هاشمي كه توانست با اعمال نفوذ جلوي اجراي قانون جديد انتخابات را بگيرد. و شرط سني و تحصيلات را حذف كند. بعدا هم به راحتي مي تواند خود را  اكبر شاه بخواند و ضرب سكه كند و تاج گذاري كند و پادشاهي را در فرزندان خود به ميراث بگذارد و واقعا چه كسي مي تواند جلوي اورا بگيرد

جاي تعجب اين است كساني كه تا ديروز اورا اكبرشاه مي خواندند از لجبازي و دهن كجي به ارزشهاي اسلامي اكنون حامي دو آتشه او شده اند و خدا مي داند اگر روي كار بيايد چه انتقام وحشتناكي از حزب الله بگيرد و همه را دم تيغ بدهد و مانند آقامحمد خان قاجار همه را نابود كند و خجالت آور اين است كه همان هايي كه وقتي هاشمي سركار بود با دادگاه مي كونوس و امثال آن سركوب به ما مي زدند اكنون انرا همه فراموش كرده اند الان اسمي از آن نمي برند گويا هاشمي تبرئه شده و ممنوع الخروج هم نيست !

اصولا فردي كه نمي تواند به خارج از كشور برود واگر برود اورا دستگير مي كنند مي تواند رئيس جمهور شود؟

و اين نشان مي دهد كه چرا ضرغامي حضور احمدي نژاد در وزارت كشور را پررنگ مي كند ؟ يكي از دلايل آن مخفي ماندن نقاط ضعف هاشمي است تا در سكوت مجوز شوراي نگهبان را بگيرد ولي آيا شوراي نگهبان با توجه به سوابق ايشان در سالهاي 88 و89 تاييد خواهد كرد؟زهي خيال خام براي ضرغامي كه بخواهد از هاشمي دست خط ادامه كارش را بگيرد ويا مثلا كانديداهاي ديگر به نفع او كنار بروند تا شايد گوشه چشمي به آن ها داشته باشد زيرا هاشمي اگر سركار بيايد دست راستش فائزه هاشمي است و دست چپش هم مهدي هاشمي  و تمام كساني كه در باز داشت اين دوتن دست داشتند تكليفشان معلوم است !

 

سال جديد سال حكومت جهاني ايران است

بالاخره سران ايران، به قدرت ايران واقف شدند، و از موضع ضعف در مقابل كساني كه: آن ها را ابرقدرت مي ناميدند، دست برداشتند. الان ديگر مشخص است كه:جامعه جهاني، نظم واحد جهاني، ابرقدرت ها همه پوشالي هستند. در مقابل ايران ضعيف هستند . البته اين موضوع را امام خميني با فراست كامل، در سي سال پيش فهميده بود. و در تمامي صحبت هاي خود، مي فرمود: كه آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند! و اين يك شعار تبليغاتي نبود، سي و چند سال طول كشيد تا، جهان آن را بفهمد. نهيبي كه امروز، بر سر اسرائيل زده مي شود، يا دستوري كه به رهبران آمريكا داده مي شود، بايد سياست كلي شود، همه بدانند كه آمريكا ، اسرائيل و انگليس، بدبخت تر از آن هستند كه: ابر قدرت ، قدرت هاي جهاني، يا چيزي شبيه آن، خوانده شوند. البته اگر 60سال پيش بود، اين حرف جايگاه داشت. يعني اسرائيل ميتوانست: با يك حمله، ارتش تمام كشورهاي عربي را، شكست بدهد. ولي امروز همان ارتش، نميتواند حتي: جلوي موشك هاي پرتابي از: غزه محاصره شده، را بگيرد! امريكاي آن روز، با طرح مارشال، به تمام جهان كمك هاي اقتصادي مي فرستاد. ولي امروز، سه هزار ميليارد دلار بدهي خارجي دارد . و مي بينيم وضع فلاكت بار انگليس را، كه از فرانسه بدتر است. بدبخت آن هايي كه: به اين ها دل بسته اند! آن ها ،بر تابوتي گريه مي كنند كه: مرده اي در آن نيست! و به قول ايراني ها: اين امام زاده اي است كه:  بجاي شفا دادن ،كور مي كند. امروز همه چيز دنيا، ايران است: اخبار تيتر يك ايران است ! اين يعني از نظر سياسي در خط مقدم است. همه چشم ها به نفت و گاز ايران است: يعني نبض اقتصاد جهان، در خليج فارس مي زند . همه كشورها، شريك اقتصادي مهمتر از ايران، ندارند. ايران، هم خوب مي خرد، هم نقد مي خرد! .مصرف كالا  و خدمات در ايران، چهار برابر متوسط جهان است! يعني ايراني، خوب مي خورد و خوب مي پوشد! آن هايي كه سياه نمايي مي كنند،نمي توانند آمار را مطيع خود كنند. چه قدر تبليغ كردند كه: مردم ديگر چيزي نمي خرند ، عيد نمي گيرند، مسافرت نمي روند! آن ها كور بودند! نمي بينند،يا نمي خواهند آقايي ايران را ببيننند! باور شان نمي آيد كه ايراني امروز، همان نسل رستم وسهراب، كوروش و داريوش ، امام حسين و امام علي است! و امام خميني و امام خامنه اي، طلايه دار يك حكومت واحد جهاني هستند! تا آن را براي صاحب اصلي اش، آماده نمايند. تا صاحب الزمان عج بيايد.  

شادی ها ی بی پایان

شادی های ملت ایران، پایان ناپذیر و نامحدود است! هنوز شادیهای سه ماهه ایام نوروز، تمام نشده كه: چند روز دیگر سالروز تولد حضرت فاطمه س است! مردم ایران از سه ماه قبل، رفتن زمستان و آمدن بهار را، جشن می گیرند ! خرید لباس و شیرینی جات ، هدیه دادن ها، آهسته آهسته شروع می شود. در اسفند ماه به اوج می رسد. و فروردین هم فصل تعطیلی و شاد زیستن است. در اردیبهشت هم كه خدا، دنیا را مانند بهشت، می آراید.شادی ایرانی ها زمانی بیشتر می شود كه: برای اهل بیت پیامبر، جشن تولد می گیرند. مثلا حضرت فاطمه س،  در بیستم جمادی الثانی، بدنیا آمد و، مایه شادی و سرور پدرش، كه پیامبر اسلام بود، شد و خداوند نیز، از تولد او راضی شد ، وی را فاطمه نامیدند: یعنی جدا كننده خوب و بد، بهشتی ها و جهنمی ها. با بدنیا آمدن فاطمه س، دشمنان و منافقان هم خوشحال شدند! ولی خوشحالی آنان ریشه در جاهلیت داشت. آن ها گفتند كه زن پیامبر، دختر زا است! چون پیامبر پسری ندارد، نسل او ادامه نمی یابد. به فكر جانشینی برای ایشان افتادند! اما خداوند، سوره كوثر را، نازل كرد كه: در آن جواب كافران و منافقان را داد. و به آن ها م‍ژده هم داد! تا جواب خوشحالی آنان باشد: فرمود دشمنان پیامبر نازا هستند! نسل آن ها ازبین خواهد رفت!و این بود كه فاطمه س، نقش مهم: ادامه نسل حضرت رسول ص را، به عهده گرفت. واگر حضرت علی ع نبود، ایشان كسی را هم ارز خود، نمی داشت كه این وظیفه مهم را، به انجام برساند. لذا جشن های اسلامی به این مناسبت ، هرسال تكرار می شود. واكنون 14 قرن است كه: خوشحالی و شادمانی دوستان: پیامبر واهل بیت ایشان، ادامه دارد. نه تنها تولد دختر پیامبر، مایه شادمانی است، بلكه تولد امام حسن ع : در نیمه رمضان، و تولد امام حسین ع، در سوم شعبان، تولد امام زمان عج، در نیمه شعبان، همگی خط امتداد شادمانی ها هستند. البته همانطور كه خطیب جمعه تهران، تذكر داد، شادیها نباید با حرام مخلوط شود. و خدا را معصیت نباید كرد. مثلا عده ای می گویند: در شب تولد بی بی دو عالم، هرنوع شادی حلال است! و در عید الزهرا، رقص و آواز ، بی حجابی ، شراب خواری و امثال آن، راه می اندازند! اما خود حضرت فاطمه س نیز، از این گناهان ناراحت می شود! چه رسد به خود خداوند كه: در قران این اعمال را نهی كرده است .

نشانه ها ی برتر:یك كاندیدا

در میان كاندیداها، نام های آشنا یی چون: محسن رضایی دائم الكاندیدا، قالیباف مهندس دكتر ! روحانی ای كه فقط لباس روحانی دارد،باهنری كه هنرش، فقط تكروی است! ولایتی و دیگر ورشكستگان سیاسی، دیده می شود. فقط به یك نفر آن ها، میتوان امید داشت: آن هم حجت الاسلام و المسلمین :سید محمد حسن ابوترابی فرد است.

خصلت اول نامبرده: كار كردن بدون سرو صدا است. با اینكه ایشان، در تمام دوران نمایندگی اش، نایب رئیس مجلس بوده، ولی همانند: باهنر، یا لاریجانی، مسافرت ها و خرج های بی حساب از بیت المال  نداشته، در كار دیگران ،  دخالت نكرده و سرگرم: وظایف خود بوده است.

دوم: هرگز هزینه های تبلیغاتی نداشته، و همیشه از حداقل تبلیغات مشترك، ولی، برد بالای مردمی، برخوردار بوده است. هم اكنون نیز، هیچكس نمی تواند، ادعا كند: هزینه های تبلیغات سنگینی را، پرداخت كرده، و از او: انتظار برگشت دارد. در حالیكه، چهار نفر از پسرعموهای، یكی ازهمین كاندیداها اصولگرا، قرار است صد میلیارد دلار، برایش از سیاتل آمریكا، بفرستند! یا یكی دیگر از همین آقایان، پرمدعا :چند صندوق قرض الحسنه، بانك جدیدالتاسیس را، ورشكست كرده، تا بتواند هزینه های میلیاردی بكند!

سوم خصلت او: برپایه صحیح: تحلیل سیاسی: چهارده معصومی است. منظور آن است كه: هریك از روسای جمهور، در شرایطی مشابه یكی از امامان، به سر می برده! مثلا: در دوران جنگ، ما از سیستم مدیرتی حسینی ، زینبی، استفاده می كردیم. كربلا آمال آرزوهای ما بود. و در زماننا هذا از روش: امام جعفر صادق، برای زندگی رفاه آمیز مردم، و رشد و شكوفایی مدارس ، دانشگاهها، بهره می جوئیم. در استراتژی اینده، همان حس امام موسی كاظمی، مردم را به رای دادن به: ایشان سوق خواهد داد. چرا كه همانطور كه :شهادت شهید چمران، باعث شد تا برادرش، با راهبردی درست، در سال هشتاد وچهار، مسیر درستی را نشان دهد. اكنون نیز علی اكبر ابوترابی، برای مردم زنده است! و در نام محمد حسن، ایفای نقش می كند.

چهارم: برخی ها می گویند: ایشان از نظر اجرایی، شاید قوی نباشد! و رای مردم، براساس احساس آنان باشد. اما این هم نقطه قوت است! زیرا مدیری كه خود قوی باشد، افراد زیر دست ضعیفی را، انتخاب می كند و برعكس ، ایشان میتواند با: انتخاب افراد مناسب ، در اجرا و مشاورت، كاملا قوی و اجرایی وارد شود.

تمام اینها مزیت است. علاوه براین كه ایشان: از سلاله رسول الله است. و ملبس به لباس روحانی، حوزه و دانشگاه رفته،  و جهان دیده است.

خانواده جهاني، يا جهان خانواده.

خانواده در اسلام، براي خود يك جهان است: زيرا دراسلام شخص مهم است. انسان اهميت دارد. قران مي فرمايد: اگر كسي يك انساني را بكشد، مثل اين است كه :همه مردم  را يكجا كشته باشد. زيرا اگر كسي زنده باشد، زاد و ولد مي كند و:يك تاريخ را مي سازد. اما شرط اصلي آن تشكيل خانواده است. زيرا زاد و ولد به تنهايي، كافي نيست، بايد آن ها در يك محيط آرام و دوست داشتني بزرگ شده ، تربيت گردند. چون اگر خوب تربيت نشوند، خود بخود، دست به قتل و غارت مي زنند. و اين نقض غرض است. يعني: برعكس منظور و هدف مي باشد.  لذا تشكيل خانواده و شناخت وظايف و كاركرد ها ي آن، و دقت در اجراي وظايف، بسيار مهم است. البته جامعه شناسي غرب، اين كار را انجام داده، ولي با هدف فروپاشي آن، يعني وظايف خانواده را، پس از شناسايي و مطالعه، از خانواده گرفته، و به يك ارگان يا نهاد ديگري داده است. از نظر اسلام، خانواده ركن اساسي هر گونه اجتماعي است. و جامعه شناسي اسلامي، از طريق خانواده شناسي، آغاز مي شود. در حاليكه جامعه شناسي غرب، هرگونه  گروه واجتماعي را، ولو به صورت تصادفي، مي شناسد و آن را تاييد مي كند. بجز گروه اصلي كه: خانواده باشد.در واقع جامعه شناسي هايدگر و روانشناسي فرويد، يك چيز را قبول نمي كنند: همه وظايف اصلي، در خانواده تعريف شود. و خانواده جنبه قانوني پيداكند.  وقتي مي گوييم :غرب وظيفه خانواده را، در چند چيز دانسته و همه آن ها را، به ديگران داده ، به اين صورت است: مثلا غريزه جنسي، كه اصل تشكيل خانواده است. از خانواده جدا و به روسپي خانه ها داده است. و اصولا روسپي خانه ها را، هر چه با كلاس تر درست كردند، تا كسي نياز به ازدواج را حس نكند! تربيت كودك را هم، به مهد كودك ها سپردند. غذا درست كردن را، به رستوران ها دادند. حتي توليد مثل را، به ساز مان هاي حرفه اي واگذار كردند! به گفته آنان بايد قويترين مردان، براي توليد مثل انتخاب شوند، و بقيه مقطوع النسل شوند. و زنان قوي فقط سالي 9ماه باردار شوند. و سه ماه مرخصي داشته باشند! و بقيه زنان نازا باشند! اينكه مي بينيم اكثر زوج ها، قادر به توليد مثل نيستند و يا مايل نيستند، براساس برنامه هاي تبليغاتي و رژيم غذايي ساختگي آنان است . مصرف سيگار ، نوشابه ، سوسيس ، كالباس و ديگر غذاهاي حاضري و هورمون دار،همه براي مقطوع النسل كردن جوانان است.

طرح هاي عمراني جهاني

طرح هاي عمراني جهاني

همانطور كه در هر كشوري، طرح هاي محلي يا  ملي است. در مديريت جهاني نيز، بايد ديدگاه يك ديدگاه جهاني باشد. و طرح هاي عظيم جهاني: براي اشتغال،افزايش توليد و رفاه مردم دنيا، داده شود. بيكاري يا بي غذايي يك روستاي دور افتاده، همان قدر بايد مهم باشد كه: مثلا روستاي نوفل لوشاتو! مهم است. اگر روستا هاي دور افتاده، به دليل فاصله، از امكانات محروم باشند، يا مورد بي توجهي و بي مهري قرار گيرند، اين نشان ضعف مديريت جهاني، بايد تلقي شود. و هرچه زودتر اين ضعف مديريتي، بر طرف شود. همه انسان ها ، همه روستاها و شهرها، به يك چشم ديده شوند.

براي نمونه، چند طرح جهاني مطرح مي شود: در حمل و نقل و ارتباطات، درست مانند اينترنت، كه قابل دسترسي با حداقل امكانات، براي همه جهانيان است. دسترسي به قطار، اتوبوس و هواپيما هم براي همه امكان پذير باشد. لذا اتصال تمام خطوط راه آهن سراسر جهان، به يكديگر، امري لازم ،  ضروري و در عين حال اشتغال زا است. حتي بين قاره ها هم بايد راه آهن باشد. مثلا از طريق گرينلند ، الاسكا ، اسكانديناوي و سيبري،  ميتوان بين آسيا ، اروپا و آمريكا ريل گذاري كرد. ويا با ايجاد پل هاي دريايي، بين جزاير ارتباط بر قرار كرد. اين درواقع يك امر مديريت جهاني است. يعني فرضا، رهبر يا رئيس جمهور ايران، به عنوان تصميم گيرنده جهاني، طرح جهاني را تهيه و تصويب و ابلاغ نمايند. و از بودجه جهاني كه: قبلا گفته شده، هزينه هاي آن را پيش بيني كنند. البته در درجه اول، اينها به عهده سازمان ملل متحد بود. ولي از آنجايي كه اين سازمان، انديشه اي به اندازه شوراي امنيت خود دارد. لذا فرا گير نيست. و نمي تواند جهاني عمل كند. او حتي نميتواند مطالبات خود را از آمريكا ، اروپا و ديگر اعضا شوراي امنيت بگيرد. لذا قدرت اجرايي هم ندارد . فقط بعنوان بازوي اسرائيل، عمل مي كند. علاوه بر ريل گذاري، بايد اتوبوس ها ، كشتي ها و ديگر وسايل حمل ونقل عمومي، نيز با حداقل قيمت، به نقل و انتقال مسافرين اقدام نمايد. و البته ويزا بين تمام كشورها، بايد برداشته شود . برق رساني، آب رساني و تغذيه مناسب، در صدر طرح هاي جهاني قرار مي گيرد. و همه بشر بايد به يك ميزان، به رفاه و آسايش دست يابند. واين امكان پذير نيست، مگر با جهاني كردن تمامي طرح هاي اجرايي . 

عدم نياز جهاني به ارتش  

اگر همه انسان ها باهم متحد باشند، اصلا نيازي به ارتش و يا پليس نيست . چرا كه ارتش  زاده و معلول : تعيين مرز ها ، دشمني هاي در داخل مرز ديگران است. اما اگر 7 ميليارد بشر، يك ملت باشند، ديگر دشمني در كار نخواهد بود. لذا كليه امكانات و بودجه ارتش ها، صرف رفاه مردم مي شود. چيزي كه برعكس آن را، آمريكا دنبال مي كند. چون قدرت  حكومت آمريكا و جمهوري خواهان، براساس  ثروت كار خانه هاي اسلحه سازي است. لذا فقط بر طبل جنگ مي كوبند. حتي اگر دشمني هم نبود، دشمن فرضي درست مي كنند. هم اكنون ،تروريسم يك مفهوم و يك دشمن فرضي است. كه آمريكا، دكترين خود را، براساس آن تنظيم كرده است.تا سلاح هاي خود را به فروش برساند. در حاليكه مبارزه با  تروريسم نيازي، به اين همه بودجه ، نيرو وامكانات ندارد. تروريسم اگر واقعيت داشته باشد، محصول اعتماد مردم و پشتيباني آن ها، از تروريست ها است.لذا جهت حذف مردم از پشتيباني آن ها، نياز به كار فرهنگي هست نه نظامي، اما دكترين امريكايي، حتي از درك اين مسئله ساده هم عاجز است. زيرا فقط زبان پول و سلاح را مي فهمد. در تمامي زمينه ها اينطور است: يعني اگر يك ملت هم، باهم متحد باشند، نيازي به پليس نيست، زيرا پليس به وجود مي آيد تا: امنيت را ايجاد كند. و امنيت در اثر اختلافات داخلي به خطر مي افتد. و اگر اختلاف داخلي نباشد، خطري براي امنيت نيست .  از نظر كلي، هر فرد هم، همينطور است: اگر باخود در گيري نداشته باشد، نيازي به سرزنش ندارد. اين درگيري در فرد: بين ضمير خود آگاه و نا خود آگاه اوست . افراد در اثر تربيت هاي اجتماعي ،داراي سلايق و عقايدي منطبق با جامعه مي شوند. ولي خودشان هم علاقه و سليقه دارند، كه در موقع نبودن در اجتماع، به آن رجوع مي كنند. در گيري موقعي اتفاق مي افتد كه سهم اين ها مساوي باشد: يعني خواست شخصي قوي شود و بخواهد در اجتماع خود را نشان دهد. ولي اجتماع هم قوي باشد و اجازه ندهد. معمولا سنين بلوغ چنين مواقعي است. شخص خود را مستقل از جامعه دانسته  وبراي برآورد خواسته هاي خود تلاش مي كند. جامعه مقابل او مي ايستد. ناچار ائ دست به دزدي مي زند. تا حق خود را به دست آورد. البته اين امر از نظر اجتماع دزدي، و از نظر خود شخص، حق ناميده مي شود.لذا چه در جامعه جهاني، چه در حد يك ملت، يا يك شخص، وقتي هماهنگي و وحدت باشد، در گيري پيش نمي آيد. ولي اگر در تعريف حق هركس، تضاد باشد، درگيري به وجود مي آيد.