اقتصاد اسلامی، فرق اساسی با اقتصاد های دیگر دارد

اقتصاد اسلامی، فرق اساسی با اقتصاد های دیگر دارد: آن اینکه می گوید :همه چیز مال خدا است. یعنی یک نفر که به قید شانس، در زمین نفت پیدا می کند، صاحب آن نیست! بلکه همه صاحب آن هستند. هرکس می تواند به اندازه نیازش، آن را مالک شود. نفت و گاز حکم: فئه دارند. و بیت المال محسوب می شوند. مانند کوه ، دشت، رودخانه و دریا ،همه این ها را خدا آفریده! دولت ها یا شرکت ها ،فقط آن را تصرف می کنند، و فکر می کنند:آن را به وجود آورده اند! توهم اقتصاد دانان غربی هم، همین است: اگر کسی چیزی را پیدا کرد: صاحب آن است! در حالیکه در اسلام، خالق هستی این ها را، برای همه انسان ها آفریده. نه یک نفر یا دونفر، یا حتی یک ملت و یک گروه، یک طبقه و یا یک نژاد . یک سیاهپوست عقب نگهداشته شده بدوی، همانقدر نسبت به بیت المال سهم دارد که: یک سفید پوست سامی یا عبری . اساس اقتصاد ایران هم، علیرغم کارشکنی تحصیلکردگان، به سوی اقتصاد اسلامی میرود : می بینیم ایران طی دوسال، از بزرگترین وارد کننده بنزین، به یک صادر کننده آن، تبدیل شده، یعنی تحریم را شکست داده. طی سال اخیر، بزرگترین قرارداد های گازی را ،با کشورهای همسایه خود منعقد کرده.اتحادیه کشورهای صادر کننده گاز را، تشکیل داه است. واین قدرت اجرایی در: اقتصاد اسلامی را ،نشان می دهد. در حالیکه در تعریف اقتصاد غربی، ایران یک کشور بیابانی ، تابع عربستان است، نفت ایران هم متعلق به عربستان است ! همه جا، ایران یک بیابان نقاشی می شود که: چند شتر سوار با صورت های بسته، از ان عبور می کنند! و کلمه انگلیسی (CAMEL  (  کمل یا: لورنس عربستان را، یدک می کشد ! یعنی اینقدر چشم ها کور است که: چهار فصل ایران را نمی بینند .اصلا نمیدانند زبان فارسی چیست! تصور می کنند این لطف عربستان است که: ایرانی زنده است ! حتی در اوپک به جای ایران تصمیم می گیرد. حالیکه برعکس است. اگر ایران ازنفت وگاز خود، برداشت کامل کند، چون در فلات قاره است، دیگر نفتی برای بیابان های پست :عربستان باقی نمی ماند.

این دایه مهربان تر از مادر: بنام دموکراسی

مردم آمریکا عادت کردند: به ندیده شدن! آن ها هیچوقت در رسانه ها دیده نمی شوند. هم اکنون مردم صد شهر، در ایالات متحده آمریکا، به خیابان ها آمده اند، ولی کسی آن ها را نمی بیند! میلیون ها آدم به قضاوت: نا عادلانه یک قاضی سفید پوست، برعلیه یک سیاهپوست،  به خیابان ها آمده اند،اعتراض می کنند کتک می خورند ولی نه حرفشان شنیده می شود ونه تصویرشان پخش می شود . آیا برای فاکس نیوز، سی ان ان و یا بی بی سی، این ها ارزش دارند؟ مسلم است که: این همه آدم حتی به اندازه: یک فاحشه ارزش ندارند! این فاسد الاخلاق ها و هرزه ها، آن قدر مهم هستند که: حتی میزان سفیدی فاضلاب بدن شان را ،هم در روزنامه ها می نویسند! اما اگر این همه مردم گرسنه بمیرند، یا خون شان در خیابان ها ریخته شود، یا پلیس آن ها را کتک بزند، یا به نا کجا آباد ببرد اصلا مهم نیست! و شاید هم بدتر. مردم آمریکا و اروپا ،همیشه بدهکار رسانه ها هستند! هیچ رسانه ای حق ندارد: از آن ها اسم ببرد. از نظر رسانه ها و دولتمردان آمریکایی، مردم خوب، یک مردم مرده هستند!شلوغ کاری و اعتصاب، بیرون آمدن و تظاهرات کردن ، خلاصه زنده بودن، یک جرم است. آن هم جرم غیر قابل بخشش. گرچه دولت های دموکراتیک ! نمی خواهند این ها را ببینند، ولی این ها وجود دارند. حداقل خودشان میدانند که هستند! در خیابان ها همدیگر را می بینند. با هم صحبت می کنند. مثل فیلسوفان قدیم می گویند : چون اعتراض می کنم، پس هستم!  آن ها مثل کودکی که: تازه بدنیا آمده، سروصدا می کنند تا: اعلام موجودیت کنند. اما نمی دانند: این دایه مهربان تر از مادر: بنام دموکراسی، سال ها است که: کودک آزار است. دندان های کودک ش را می کشد، و می فروشد تا :بودجه اش تامین شود.او فلسفه و تفکر را ،به تاریخ سپرده است. ونان به نرخ روز می خورد.

 

محاصره اقتصادی با الطاف الهی رفع می شود

اقتصاد دانان ایرانی، گرچه نام و نشان ایرانی دارند،  ولی ذهن و فکرشان را آمریکا ساخته،  و تولید یو اس ای هستند! لذا هرگز اقتصاد اسلامی، در کله پوک آن ها نمی رود. اصلا به فکر آن نیستند که: بدانند اسلام هم راه حل اقتصادی دارد. بلکه برعکس، دائما شعله های خود جوش اقتصاد اسلامی را، هم زیر مهمیز تاریکی های خود می گیرند تا: مبادا کسی اظهار وجود بکند : نمونه اش در تحریم اقتصادی، کاملا مشخص است. تحریم اقتصادی از نظر آنان: همان است که آمریکا می خواهد: یک بلای بزرگ برای: توبه کردن مسئولان ایرانی: یا سرنگون ساختن آن ها: ولی از نظر اسلامی برعکس است: یک نکته قوت برای: رهایی از وابستگی: و بدست آوردن استقلال اقتصادی: رشد درونی و بومی سازی توانایی های اقتصادی. لذا برخلاف این گونه صاحب نظران تولید آمریکا: که به مذاکره برای رفع تحریم معتقدند. تاریخ اسلام نشان میدهد: رفع محاصره اقتصادی، فقط با الطاف الهی است. وفات حضرت ابوطالب، پس از شعب ابوطالب، و نیز وفات حضرت خدیجه کبری، سه روز بعد   در دهم ماه رمضان، نشان می دهد: فقط با کمک موریانه ها ، محاصره اقتصادی شکسته خواهد شد. تاریخ نشان میدهد که: وقتی  قریش تصمیم به: محاصره اقتصادی مسلمانان: می گیرند. مواد آن را در نامه ای می نویسند، و در جای امنی نگهداری می کنند. بعدا که با مقاومت مسلمانان، روبرو می شوند: دچار دو دستگی می شوند. این  خبر از طریق وحی، به پیامبر می رسد. و جبرائیل امین می فرماید: که قراداد محاصره، به وسیله موریانه خورده شده. و فقط کلمه الله باقی مانده است. حضرت ابوطالب مامور می شود: آن را به اطلاع قریش برساند. سران قریش وقتی می بینند: حضرت از دره یا شعب ابوطالب بیرون می آید، تصور می کنند محاصره اقتصادی، مسلمان را به مذاکره واداشته. اما وقتی ابوطالب می آید می فرماید: که وحی بر پیغمبر اگر راست باشد، آن ها را آزاد کنند. واگر دروغ باشد پیامبر را تحویل خواهد داد. مشرکین به محل امن: مراجعه می کنند. و می بینند که نامه خورده شده. و مجبور می شوند دست از محاصره بردارند..واین افسانه نیست، خط قرمزی است بین: اقتصاد اسلامی و اقتصاد آمریکایی.

زنی که زیاد می دانست!

کاترین اشتون زنی که: نمیدانست دانشگاه چیست؟ الان تبدیل به زنی شده که: همه چیز را می داند! او البته به یک کلید رمز، دست پیدا کرده و آن: نقطه ضعف مردان مسلمان است ! وی در دیدار با دکتر جلیلی، چند بار لباس خود را عوض کرد! و حتی لباس قبل از ملاقات و بعد از ملاقات او، تفاوت اساسی داشت. اکنون نیز با سینه ای باز مانند: لات های قرون وسطایی، به مصر آمده تا :مشکلات مردم مصر را بر طرف کند.او خود را بسیار زیبا! و تو دل برو! می داند و تصور می کند: این برگ برنده اوست! اما اینطور نیست، وی بازیچه دست چند نفر است تا: بتواند راه ورود به تشکیلات مسلمانان را، پیدا کند .وی تاریخ مسلمانان ،مخصوصا مسلمانان اسپانیا را ،خوب مطالعه کرده! و از آنجا که دریک خانواده کارگری بوده، برخی مراسم مذهبی هم شرکت نموده، برخی اصول را هم می داند! همین باعث شده تا: در نقش یک دلقک، از او استفاده کنند. عروسکی که او را کوک می کنند، به جلو می فرستند ولی، خودشان هرکاری دلشان خواست می کنند. آمدن او نظر مشاوران اخوان، را به خود جلب کرده . اخوانیان امیدوارند که با او: به توافق هایی برسند! یا حد اقل فریاد اعتراض شان، به گوش غربی ها برسد. شاید اخوانیان ندانند که :همین جلب اعتماد آنان، یک حقه سیاسی است تا :زمان بخرند و دولت نظامی صهیونیست گرا را، در مصر ریشه دار کنند. نباید فراموش کرد که: زنان در اسلام محترم هستند. ولی حق جاسوسی و ضدیت با اسلام را ندارند. هرکس برعلیه اسلام توطئه کند. خائن است و فرقی بین زن و مرد نمی باشد.

کاترین مارگارت اشتون، نماینده عالی اتحادیه اروپا در سیاست خارجی و امور امنیتی است.کاترین اشتون عضو حزب کارگر بریتانیاست و در سال ۱۹۹۹ لقب بارونس گرفت.او در خانواده ای از طبقه کارگر در لانکشایر بریتانیا بدنیا آمد و اولین عضو خانواده اش است که توانسته به دانشگاه راه پیدا کند.قبل از فعالیت سیاسی در کمپین خلع سلاح هسته ای فعالیت می کرد و تا مقام معاونت این سازمان پیش رفت. در زمان نخست وزیری تونی بلر معاون وزیر بود.در سال ۲۰۰۹ به عنوان مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا انتخاب شد وی پیش از این کمیسر عالی اتحادیه اروپا در امور تجارت و بازرگانی بود.

شغل آینده احمدی نژاد

به عقیده اینجانب که: از بچه محل های ایشان، در تهران هستم، احمدی نژاد دیگر متعلق به خودش نیست که: بیاید در نارمک ، و به تدریس در دانشگاه علم و صنعت بپردازد. وی باید برود و جهان را بگردد،و از کاشته های خود، برداشت کند . الان دیترویت یک شهر ورشکسته است. حضور احمدی نژاد در آنجا ،بسیار مفید است :اولا خانه های خالی زیاد است، میتواند با دوستان زیادی برود. و ساکن شود. با سخنرانی های آتشین، به مردم دنیا بفهماند: عاقبت سرمایه داری چیست؟ و بت بزرگ غرب، و دنیای صنعت، اکنون به چه منجلابی تبدیل شده!ثانیا با دادن روحیه جدید، این شهر عزیز را ،نگذارد بیش از این ذلیل شود. زیرا گفته امام علی ع است که: عزیزان قوم های ذلیل شده را، عزیز بدارید. مردم دیترویت به خانه هایشان برگردند، و این بار، نه در سایه توهم صنعت و سرمایه، بلکه در سایه خدای بزرگ، به زندگی خود ادامه دهند. ساخت یک مسجد و یاحتی کلیسا، میتواند امید را به آنان برگرداند. محله نارمک تهران محله ای است که: ارمنی و مسلمان سالهاست: با همدیگر با تکریم و بزرگواری، همزیستی می کنند . کار آفرینی های جدید، از مردم بزرگوار دیترویت، دور نیست و نباید منتظر: دست های بی رمق: مرده سرمایه داری باشند. احمدی نژاد همچنین می تواند: به مصر رود و نماز وحدت را ،بین مردم مصر بخواند. و یا در سوریه حاضر شود، و در مسجد بنی امیه: از امام حسین ع بگوید. و یا در مکه برود و ببیند که: قول هایی که سعودی ها داده بودند. درست است؟ میتواند به مدینه برود: و برای امام جماعت مسجدالنبی کسی را معرفی کند. بهرحال دنیای امروز منتظر: این اقدامات وحدت آفرین و شیرین است. و باید یکی این کار را بکند. با نشستن بر سر سجاده، و حفظ گلیم خویش ،عبادت محقق نمی شود

رهبری واحد جهانی لازم است

نوزایی جهانی

جهان در حال زایشی نو است: درد زایمان جهان، هر روز بیشتر می شود. مردم از این درد خبر دارند ، با صدای بلند آن را بیان می کنند. صدای اعتراض کردن، همانند صدای یک مادر: در حال درد کشیدن است. اگر در آمریکا بحث نژاد پرستی است، مردم اعتراض می کنند. اگر در اروپا: معضل بانک جهانی و حوزه یورو است. مردم به صحنه می آیند. در مصر و تونس ،جنس این کار بهتر معلوم می شود. به ترکیه و یونان که برویم، نمایش بهتری می بینیم.در خیابان های افغانستان ، پاکستان وعراق، زبان انفجار این را بیان می کند. اما در چین ، هند و روسیه، آتش زیر خاکستر هستند. و تا این ها به میدان نیایند، چرخه کامل نمی شود. باید که همه مردم یکصدا شوند: از شرق تا غرب، از جنوب تا شمال، همگی یک حرف را بزنند. قیام های ملی، به جنبش جهانی تبدیل شود. سایه سنگین ظلم ، ستم و استکبار، از سر جهانیان برداشته شود. تهر های جوشان مردمی، به دریای خروشان بریزد. دنیا یک پارچه شور ، حیات و زندگانی شود . تا موقعی حوادث مزبور، جدا جدا اتفاق می افتند ، هر قوم و قبیله در جایی ،جداگانه ساز خود را کوک می کند، از همدلی و اتحاد خبری نیست، این زایش و نوزایی، به طول خواهد انجامید. مردم با هر زبان و هر ملیت ، هر فکر و اندیشه، باید یک چیز را بخواهند. رهبری جهانی، به یک رهبری یکپارچه تبدیل شود. البته الان تاحدودی یکپارچگی هست. اما در اردوگاه شر و بدی است . و هنوز اردوگاه خیر و خوبی، به این وحدت نرسیدند . صهیونیسم ،امپریالیسم و لیبرالیسم،با تمام اختلافات، به صورت یکپارچه عمل می کنند. اما ملت ها هرکدام ،جداگانه عمل می کنند. اگر روزی برسد که همه آن ها به یک رهبری واحد برسند، روز زاییدن است :روز نو برای بشریت است. و ما در انتظار چنین وحدت و همدلی، تحت رهبری واحد هستیم

ایین گروه خشن

یاران  مجلسی آقای دکتر روحانی آدم را یاد این گروه خشن که یک فیلم سینمایی است می اندازد کسانی که سالیان سال پشت در ریاست خوابیده اند و امیدوارند خوابشان تعبیر شود و آن وقت معلوم است چه به روز گار مردم در خواهند اورد آن ها حتی نخواهند گذاشت لیست اموال و دارایی شان نوشته شود! و مطمئن باشید بعد از صدرات به پشتشان هم خواهند گفت دنبال من نیا بو می دهی! هم اکنون سرویس های شیرو عسل به راه افتاده و شب ها بدون ماساژ کسی به رختخواب نمی رود! کارت های افطاری است که پخش می شود و ..

به نظر نمی رسد این گروه خشن واقعا مورد نظر جناب روحانی باشد زیرا آنطور که ایشان گفته بر اساس اعتدال و شایسته سالاری خواهد بود و این گروه خشن در سوابق خود جز نفرت از اسلام و جمهوری اسلامی ندارند مخصوصا اقتصاد دانان که همگی بخاطر تحصیلات عالیه شان به سازمان های بین المللی بدهکار هستند و باید تئوری های آنان را پیاده کنند از هم اکنون نظریه آنان توانسته تورم 23 درصدی خردادماه را به 42 درصد برساند و بعید به نظر می رسد در مردادماه از 50 درصد کمتر شود 

تورم 42 درصدی یک دروغ از دولت راستگو

افراط در اعلام ورشکستگی

علیرغم گفتمان اعتدال و راستگویی ، رئیس جمهور منتخب، همچنان سیاهنمایی و اعلام ورشکستگی کشور را، در دستور کار خود قرار داده است. تعجب است با اینکه:  بارها سید احمد خاتمی، در نماز جمعه گفته: از ورشکست نشان دادن کشور، سودی به کسی نمی رسد. ولی دکتر روحانی اصرار دارد بگوید: یک کشور ورشکسته را تحویل می گیرد!کشوری مخروبه ، فقیر ، گرسنه ، بیکار و قحطی زده : این نمای نزدیک حسن روحانی است. که خود را اعتدال گرا می داند. و دولت راستگویان شعار او بود! باید پرسید: برای آبادانی کشور مگر روحانی چه خواهد کرد؟ آیا جز ساختن سد ، راه ، مسکن چیز دیگری، آبادانی محسوب می شود؟ و یا برای تورم چه چاره ای دارد؟البته هدف او از اعلام 42درصدی نرخ تورم، این است که اگر وی نتوانست: نرخ تورم را کنترل کند. و مثلا 41 درصد شد، مردم خوشحال شوند؟ یعنی او به مرگ می زند تا مردم به تب راضی شوند؟ بدیهی است بعد از این هم، بانک مرکزی و مرکز آمار آن، مجیز گوی روحانی خواهند بود. واگر تورم 50درصدی هم در دولت روحانی اتفاق بیافتد، آن را 25 درصد اعلام خواهند کرد. از ابتدای گفتمان عدالت و راستگویی، معلوم است که انتهای آن چه خواهد بود: سالی که نکوست از بهارش پیداست. اینطور به نظر می رسد که روحانی در نظر دارد طوری پوست مردم را بکند که مردم دوباره به احمدی نژاد علاقمند شوند!

 

 

راه حل های ایرانی :برای مردم جهان!

جهان اکنون در التهاب و آشوب است. و هرگوشه از آن مردم، از بیکاری و تورم، به ستوه آمده اند. تظاهرات مردمی ،یک لحظه دنیا را آرام نمی گذارد. وقتی مردم مصر ساکت هستند، مردم ترکیه ناراحت هستند، وقتی آن ها چیزی نمی گویند، اروپائی ها به خیابان ها می آیند. اگر اروپایی ها خسته شدند، نوبت به مردم آمریکا می رسد. هیچکس نمیداند چاره کار چیست؟جهان در سر در گمی، به سر می برد! اما در ایران همه مشکلات، راه حل دارد: کتابچه برنامه ها آنفدر زیاد است که: حتی یک نماینده شورای شهر هم، برای خود برنامه  و کتابچه راهنما می نویسد! و همه حرفی برای گفتن دارند. جوانان ایرانی، هوش ایرانی را به نمایش می گذارند. و در همه زمینه ها حرف اول را می زنند: سازمان ناسا ، میکروسافت ، یاهو و.. همه،زیر بلیط ایرانی ها هستند. حتی آمریکا و اروپا که: سالیان سال تیزهوشی ایرانیان را، به نفع خود مصادره می کردند، امروز مجبور به اعتراف هستند. حال ببینید مثلا مردم مصر ،باید از ایران بخواهند تا به عنوان میانجی، بین آن ها وارد شود. وطرح دهد.اگر رهبری معظم انقلاب اسلامی، صلاح دیدند ، طرح یا رهنمودی دادند، آن را و محور حرکت خود بدانند. آن وقت خواهند دید که: مشکل چند ساله میدان تحریر، چه ساده حل می شود!مردم زیر سایه ولایت،چه ساده ،به وحدت می رسند. در ترکیه هم همینطور است: مردم ترکیه باید رسما درخواست: میانجیگری ایران را، داشته باشند.تا بتوانند : بعنوان ریش سفید یا کدخدا منشی، مشکلات را حل نمایند. بدیهی است ایران، برای مردم اروپا و آمریکا هم، راه حل برون رفت از :مشکلات را دارد. ولی همه اینها مشروط بر آن است که: خود مردم بخواهند. معضل بیکاری و فقر مردم اروپا، فقط برای این است که: لشگر کشی بیهوده، به دنیا می کنند. و مالیات و در آمد های: مردم اروپا و آمریکا را، به باد می دهند.درست است که: این حرف به گوش دولت مردان نمی رود. ولی مردم که این را می فهمند، باید به ولایت اعتقاد پیدا کرده، و خواسته های خود را صریحا با او،مطرح نمایند. و در خواست رهنمود عملی از ایشان بنمایند.

تایید کودتاچی دست سوم!

از مواضع دوپهلو تا: تایید کودتا چیان

 مواضع دوپهلوی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران،  در مورد تحولات مصر، دارای  انتقاد اصولی است.  چون به نظر می رسد: گفتن اینکه رای مردم مصر مهم است، یک حرف غلطی باشد! چون مردم مصر،  رای به محمد مرسی  دادند. ولی به رای آن ها احترام گذاشته نشد. هیچ تضمینی هم  وجود ندارد که : بار دیگر به رای آنان، احترام گذاشته شود! ارتباط وزیر امور خارجه ایران، با محمد البرادعی هم ،چون بعنوان معاون امور خارجه رئیس جمهور: منصوب شده از سوی کودتا است،  یعنی تایید کودتا چیان، و بدتر :یعنی  تایید مهره های دست چندم آن ها، چون البرادعی، بعد از رئیس حکومت نظامی، و رئیس جمهور موقت، تقریبا نفر سوم  محسوب می شود! ایا بهتر نیست که با پیام مناسبت تر گروه های مخالف هم جذب موافقان شوند و کودتا چیان تنها بمانند؟

ترحم بر پلنگ تیز دندان ،ستمکاری بود بر گوسفندان    

علل حجاب ستیزی

دلایل جهانی برای: مبارزه با حجاب، بسیار ساده و روشن است : تعیین خط قرمزی، برای مبارزه با اسلام و دین . در واقع دشمنان اسلام، درست عکس آن چه را قران دستور داده، تبلیغ می کنند. کاری که شیطان می کند: یعنی بد ها را آرایش می کنند: تا به جای خوب جلوه بدهند. به عبارتی: گنجشک را رنگ می کنند ،و جای قناری می فروشند.همین ها هستند که :هیزم جهنم را تامین می کنند: اگر دیدید حرف حق و اسلامی، به گوش کسی نرفت، ناراحت نباشید. آن ها ظاهر انسانی دارند، ولی حیوانات و نباتاتی هستند که: برای هیزم جهنم خلق شده اند. خداوند صراحتا می فرماید: امثال رابرت موفاز ، نتانیاهو،که  گوش شنیدن و، هوش فهمیدن ندارند. از ابتدا برای هیزمی جهنم، خلق شده اند. در ایران هم زنان بد حجاب و بی حجاب، که گوش شنیدن مسایل اسلامی را، ندارند. همچون اربابان شان، از ابتدا برای هیزمی جهنم، خلق شدند. زیرا آتش جهنم شدن را ،هیچ کس از روی اختیار نمی پذیرد، لذا عدل خداوندی اقتضا می کند: ماهیت این افراد را، از ابتدا برای این کار بیافریند:(و لقد ذرانا لجهنم کثیرا من الناس) کسانی که: زیبایی های خدا دادی را، برعلیه خدا! به کار می گیرند . تاریخچه بی حجابی هم، مملو از کشتار زنان باحجاب بوده است. چه در فرانسه و اروپا  که قانون منع پوشیدن: شلوار و روسری، دویست سال پیش تصویب شد.اما بالاخره خون های به ناحق ریخته،باعث شد چند سال پیش لغو شود. چه در دوران حکومت آتاترک جلاد، در ترکیه، و چه  در زمان رضاشاه که: در روز 21 تیرماه، نزدیک به سه هزارنفر را، در صحن گوهرشاد امام رضا ع شهید کردند. اکنون هم برای: ترویج بد حجابی درایران، 80ماهواره 800برنامه تلویزیونی، میلیونها سایت، با هزینه رسمی دشمنان، در کار هستند.لذا ساده لوحانی که می گویند: باید کار فرهنگی کرد؟! باید بدانند: با خواهش و تمنا نمی شود: جلوی این تهاجم ضد فرهنگی را،گرفت.  باید قوانین مربوطه، به درستی و سختی اجرا گردد.

ترحم بر پلنگ تیز دندان ،ستمکاری بود بر گوسفندان   

راز به قدرت رسیدن دوباره محمد مرسی

(محمد مرسی) اگر به اشتباهات خود، اعتراف کند به قدرت بر می گردد.

در گیری ها در مصر، از موقعی شروع شد که :محمد مرسی از مواضع قبلی خود، در زمان انتخابات، عقب گرد کرد. وی در زمان انتخابات با ایران، بسیار دوست بود. و حتی مردم تصور می کردند: دشمنی سی ساله: ایران و مصر، پایان یافته است. در حالی که این دشمنی، شخصی نبود، بلکه به خاطر: قرارداد ننگین کمپ دیوید بود.

هنوز هم مرسی ،به اشتباه خود اعتراف نکرده ، اسرائیل هم ،خواب برقراری مجدد قرارداد کمپ دیوید می بیند. نتیجه قبول قرارداد کمپ دیوید، شهادت شیعیان در روز نیمه شعبان بود. مرسی هرگز آن را تکذیب نکرد، وی در مواضع ضد سوری خود هم، پافشاری کرد. خواهان حذف بشار اسد، از سوریه بود. حتی وقتی به ایران سفر کرد. درکنفرانس شرکت نمود، بازهم دست از مخالفت با سوریه برنداشت. اکنون هم که در زندان است، بازهم از مواضع خود دست برنداشته. که اگر این کار را می کرد، میتوانست به قدرت برگردد. امروز موافقان ومخالفان او، در نماز جمعه ها حاضر می شوند. ولی بدانند :در ابهام ماندن :مواضع مورد درخواست مردم مصر، باعث دو دستگی بیشتر، آن ها می شود. ما می بینیم حتی مخالفان مرسی،از حضور آمریکا ، حمایت آن از ارتش ، اعطای کمک های مالی عربستان وقطر، ناراضی هستند. لذا دو دستگی مردم مصر، یک سوء تفاهم است! دخالت و حمایت ایران، می تواند این را برطرف کند. اما ایران نمی تواند بر: مواضع دو پهلو، تکیه کند. مانند همین برای اردوغان و: دیگر رهبران جهان، پیش آمده: اردوغان هم تا موقعی که بر: مواضع فلسطین دوستی، تکیه داشت مورد حمایت ایران بود. ولی از موقعیکه، با اسرائیلی ها کنار آمد، قدرت خود را از دست داد. مردم در تمام دنیا امروزه  حاضر نیستند: رهبران شان نوکر اسرائیل باشد.

 

ذوالفقار علی در نیام و زبان سید علی در کام نخواهد ماند

دلارهای کثیف  پاداش کشتار شیعیان

عربستان و قطر، وعده کمک های میلیونی ،به کودتا چیان مصر داده اند.

سوال اول این است که: ایا این مبلغ داده خواهد شد؟ یا زمان بذل و بخشش اعراب گذشته؟ و آنان دیگر پولی ندارند که: به دشمنان ایران بپردازند؟ بحران مالی از یک سو، و بی ثباتی در قدرت اعراب، آیا پولی برای آن ها باقی گذاشته؟ هردو کشور یعنی عربستان و قطر، در رده بالای قدرت دارای، چالش بزرگ هستند. و معلوم نیست چه کسی بر خزانه قدرت دارد، و یا اصلا خزانه ای باقی مانده یا خیر ؟ در ثانی بر فرض درست بودن این وعده، و پرداختن مبلغ واقعی اعلام شده، این پول ها با چه ضمانت، و به چه دلیلی پرداخت می شود ؟ آیا بدون چشم داشت می باشد؟ و یا برای تقویت حضور گروه های تکفیری، در دولت مصر خواهد بود؟ حتی اگر دولت مصر، بسیار ساده لوح هم باشد، این کار را انجام دهد، پشیمان خواهد شد. زیرا در مقابل تاریخ جوابی: برای مهره چینی تکفیری، نخواهد داشت. و چنین پولی وجود خارجی نخواهد داشت. و تنها رو سیاهی برای: دولت کودتا خواهد بود. سکوت رئیس جمهور منتخب، در قبال تحولات منطقه، اعلام مواضع دو پهلوی: وزارت امور خارجه ایران ، نیز نشان میدهد :دلارهای کثیف سعودی، ایران را نیز نشانه گرفته است. ممکن است عده ای هم، به ساده اندیشی مصری، دچار شده وتصور کنند: دلار های نفتی عربستان، برای ایران هم شفابخش خواهد بود! این ها بدانند که: دلار های عربی ، غربی و عبری، جز نحس نخواهد بود .امام موسی کاظم می فرماید: خداوند در حرام شفا قرار نداده است .زیرا آنان اگر توانسته باشند، چنین پولی را بدهند، در هرحال داده اند. و جریان های تکفیری را، درایران تقویت کرده، و می کنند. دیگر توانایی پرداخت بیش از این را ندارند. واگر پرداختی هم صورت گیرد، به صورت علنی هم باشد، هیچ نفعی به حال ایران نخواهد داشت. ملت ایران ملتی نیست که: نماز پشت سر حضرت علی ع بخواند، و نهار دست بر سفره معاویه، داشته باشد.

افطار و سحر در: کف خیابان

افطار و سحر در: کف خیابان

ماه رمضان مبارک

ترکیه و مصر دو قطب بزرگ اسلام، از خواب بیدار شده اند.و امسال رمضان را، در کف خیابان ها خواهند بود. دنیای تنگ غرب، که انسان ها را در قوطی کبریتی: بنام آپارتمان محبوس می کرد، و یا آن ها را، در محل هایی بنام ادارات و کارخانجات ، به صلابه و دار می کشید. امروز دیگر قدرت کنترل خود را، از دست داده است. میلیون ها دوربین، در خیابان های لندن ، پاریس و نیویورک، دیگر ارزشی ندارند چون: این بار همه به خیابان ها آمده اند. در آمریکا  نهضت 99 درصدی، در اروپا اعتصاب ها ، در کشورهای اسلامی: تظاهرات عظیم میلیونی، راه را برای مردم باز کرده اند. آن ها مجبور نیستند: صبح از خواب بیدار شده، ابتدا به یاوه گویی های بی بی سی،ا فاکس نیوز گوش بدهند! بعد صبحانه نخورده زندان کبریتی، خود را ترک و به سوی :بازداشتگاه کار اجباری بروند. اکنون آن ها میتوانند: ساعت ها در خیابان بمانند. در پارک ها بیتوته کنند. شام را میهمان همدیگر گردند. ماه مبارک رمضان، به این آزادی آنان روح و عمق بیشتری می بخشد. این ماه که برای نخوردن است. همه را به میهمانی خدا می خواند. همه غذا های خود را به کف خیابان می آورند.و با همدیگر می خورند. و شب را درخیابان می گذرانند! برای آنها زمین تشک  و تخت  است، آسمان لحاف و روانداز ! روی زمین خدا می خوابند، ستاره های خدا را، به جای دکمه به رواندازشان می دوزند! البته گاز اشک آور های  غرب ساخته  ارتش ترکیه ، گلوله های سربی شرق ساخته ارتش مصر، به سوی آنان شلیک می شود. ولی زجر آپارتمان نشینی، و اردوگاه های  کار اجباری را ندارد! و مردم خوشحال هستند که: آزاد هستند، مختصری کار می کنند ، باهم می خورند و باهم می میرند، ولی ذلت سرمایه داری را نمی پذیرند. آن ها فهمیده اند که :چرا امام حسین ع فرمود : (هیهات منا الذله) زیرا که زندگی با ظالمان، جز رنج و عذاب نیست. در حالیکه مبارزه با آنان، افتخار و سربلندی است .

اتفاقا مردم خواستار اقتصاد دستوری هستند

مردم خواستار اقتصاد دستوری هستند

برعکس اقتصاد دانان بی درد ، درد مردم از اقتصاد ولنگ و واز و بی برنامه است مردمی که می خوابند صبح بیدار می شوند می بینند عرضه و تقاضا نرخ ها را بالا برده ناراحت هستند آنها می خواهند دولت کنترل کند برنامه ریزی کند و جلوی این هرج و مرج را بگیرد.

وقتی در زمان مهندس موسوی ما در دوره فوق لیسانس مدیریت مالی در دانشگاه تربیت مدرس درس می خواندیم استاد های استراتژیک از آمریکا آمده ما او را کمونیست معرفی می کردند ! و میگفتند کوپن یعنی چه؟ اقتصاد دستوری یعنی چه! آنقدر گفتند ونوشتند تا به این روز افتاد یم ! که مردم برای پیامک می فرستند که محمود قفل ساز چنان قفل محکمی به اقتصاد زده که صد تا حسن کلید ساز هم نمی تواند آن را باز کند! تنها راه چاره برای اقتصاد ایران گوش ندادن به تئوری های اقتصاد دانان بی درد است زیرا آنان برای گرفتن دکترای اقتصاد باید تاییدیه سازمان سیا را می داشتند لذا هیچ وقت نمی توانند به نفع ایران حرف بزنند تعهد ذهنی و عملی آنان به سازمان سیا و استفاده از بورسیه و کمک های مالی و تحقیقاتی ! به آنان اجازه این کار را نمی دهد. لذا باید اقتصاد ایران یک اقتصاد متمرکز با نظارت و حتی دخالت دولت باشد زیرا مردم به دولت اعتماد دارند نه سرمایه داران! سرمایه داران فقط به فکر جیب خود هستند و عرضه وتقاضا همه بهانه است 99 درصد کارخانه داران وام های کلان گرفتند ولی هیچکدام صرف تولید نکردند! آن  یک درصد هم از دستشان در رفته ! مگر فک و فامیل ها ، خرید های خانه و ماشین و، سفر های خارج می گذارد که آنها به فکر تولید هم باشند تمام کار خانه هایی که در حال تعطیل شدن هستند همگی می خواهند از زمین کار خانه برای برج سازی استفاده کنند کارگر و حقوق کارگر همه کشک است تا اینها زودتر وام را بگیرند و در بروند!

چرا بیان اعتدال مبهم است

از نظر استراتژیست ها هر هدفی باید بعئبی بیان شود و سپس هدفهای فرعی معلوم شود تا به هدفهای عملیاتی رسید پس از استراتژی پالیسی است و بعد تاکتیک یا متد اجرایی اینکه هدف را مبهم معنی کنند بدیهی است که بقیه نیز مبهم باقی خواهد ماند علت ابهام در بیان هدف تضاد داخلی آن است یعنی گوینده منظوری دارد که نمی تواند بیان کند و بیان او اهداف را روشن نمی کند. مثلا برای مبارزه با حجاب اسلامی برخی خیلی صریح اعلام موضع می کنند و آن را نفی حقوق بشر مثلا می خوانند ولی برخی در لفافه بیان می کنند تا هم مخالفان را جذب کنند و هم موافقان را از دست ندهند در موضوع اعتدال هم هیچکس نیست بگوید با اعتدال مخالف است و طرفدار افراط یا تفریط است اما میتواند دیگران را به نداشتن آن متهم کند که نفی ماعدا اثبات شی نمی کند یعنی متهم کردن دیگران به  نداشتن اعتدال گرچه در باطن خود اثبات برای گوینده را دارد ولی آن را ثابت نمی کند به دلیل اینکه همه با سخنرانی اعتدال کار خود را شروع می کنند

هشدار به تغییر معدل با طرح مبهم اعتدال

نماز جمعه تهران و تغییر معدل

سید احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران نسبت به تغییر معدل هشدار داد وی با تاکید بر اینکه شاخص اعتدال رهبر معظم انقلاب است گفت افراط و تفریط ها راباید با نسبت به ایشان تغیین کرد نه کس دیگری

میتوان گفت شاخص گرایی یا ایندکسینگ اساس تعیین اشتباه آلفا و بتا در آمار است و هرچه معدل تغییر کند این دونوع اشتباه هم تغییر می کند و به زبان ایشان اگر شاخص رهبر معظم انقلاب اسلامی باشد فتنه گران سال 88افراطی و ساکتین فتنه تفریطی محسوب می شوند

بدیهی است اگر معدل  یا شاخص را مثلا هاشمی بدانیم چون جزو ساکتین بوده لذاموافقین فتنه محسوب و کسانی که در مقابل فتنه ایستادگی کردند افراطی محسوب خواهند شد. حال باید دانست اصرار بر اعتدال از سوی دکتر روحانی آیا تغییر شاخص است یاخیر

تغییر موازنه جهانی

تا چند سال جهان دوقطبی، شوروی و آمریکا بود. مردم از ترس بمب اتم های آمریکا، و موشک های شوروی، خواب آرام نداشتند. تا اینکه انقلاب اسلامی ایران، این روند را برهم زد. شوروی از لحاظ سیاسی فرو پاشید،و آمریکا از لحاظ اقتصادی. تا بالاخره زمان حکومت کوچکترها رسید، مدتی اروپا خواست: تا با ایجاد اتحادیه، این رهبری را در دست بگیرد. ولی بحران آمریکا، اروپا راهم درگیر کرد، و آن ها را از میان برداشت. چین یا روسیه هم خواستند تا: مانند دهه شصت، جای شوروی را بگیرند. ولی بحران های سیاسی شوروی سابق، دامن آن ها را گرفت. اکنون آنها بیشتر اروپایی و آمریکایی هستند، تا شوروی! .لذا اکنون فقط یک قدرت در جهان وجود دارد که: موازنه اصلی را تعیین می کنند : وآن قدرت جمهوری اسلامی ایران است. که جزیره ثبات بوده، و با انتخابات 24 خرداد ، جهان را به تسخیر خود در آورد . اما دشمنان ساکت ننشستند، این بار زیر پرچم اسرائیل، که دشمن قسم خورده ایران است، جمع شدند! آمریکا و اروپا، بلافاصله بعد از تبریک به پیروزی دکتر روحانی، سلاح و مهمات، برای مخالفان ایران در سوریه فرستادند. طرفدار ایران در مصر را، شهید کردند. و بدینوسیله،سر سپردگی خود به اسرائیل را، دوباره امضا نمودند! کودتا برعلیه (محمد مرسی)، حمایت از البرادعی، کاملا موازنه جدید را تایید کرد. اکنون مردم مصر هستند که: باید بگویند : به اسرائیل وفا دارند، یا به ایران؟ البته اجتماع انان،بعداز نماز جمعه، در شهرهای مختلف،نشان داد که :در شرایط ازادی،انان ایران را ترجیح میدهند. و فقط استبداد نظامی ،حامی اسرائیل است.

ایران از مهره های خود، حمایت نمی کند ؟

سقوط سریع (محمد مرسی)، این سوال را دربرابر: جهانیان قرار داد که: آیا این ایران است که: طرفداران و هواداران خود را، تنها می گذارد؟ یا اینکه آن ها هستند که : راه خود را جدا می کنند؟ موضوع اسرائیل حط قرمز نظام است، لذا می بینیم که :وقتی) محمد مرسی)، خود را با اسرائیل، در گیر نمی کند. نه اسرائیل از او حمایت می کند، نه ایران! اسرائیل به این دلیل حمایت نمی کند که: تمام خواسته هایش اجرا نشده، ایران نیز در نقطه مقابل. لذا او در دام کودتا می افتد. دوستان او هم بازداشت می شوند. واین نشان می دهد که : راه سوم وجود ندارد. یا باید به اسرائیل ، تکیه کرد یا به ایران . در موضوع حزب الله و سوریه، می بینیم که تکیه آن ها بر ایران ،و مبارزه آن ها با اسرائیل، باعث ماندگاری آن ها شده است. و الا (بشار اسد) هم، اگر کمی کوتاه می آمد، به سرنوشت مرسی دچار می شد. حتی اروپا و آمریکا، از این قاعده مستثنی نیستند، تا هنگامیکه آن ها، مزدور اسرائیل هستند، بزرگ و کوچکی کشور، یا قوی و ضعیف بودن قدرت آن ها، فرقی نمی کند. اما اگر با اسرائیل مقابله کردند، و یا حتی در مقابل آن ها، سختی نشان دادند، موفقیت خود را تضمین کرده اند. یکی دیگر از کسانی که موضع خود را، نسبت به اسرائیل معین نکرده ،همان سرباز افشاگر است، مسلما اگر او، اسناد جاسوسی اسرائیل را ،افشا می کرد. نتیجه بهتری می گرفت! زیرا که استاد تمام جاسوسان آمریکایی، موساد است. و آنها بجز دستور موساد، کار دیگری نمی کنند.

چرا ایران نباید به: افشاگر ویکی لیکس، پناه دهد؟

ترس از آمریکا ،باعث شده تا برخی مسئولین، برای جلوگیری از پناه دادن به: سرباز افشاگر: بردلی مینک، توجیهات نامعقولی داشته باشند! آنها فقط در اخبار، حامی این سرباز هستند! و به قول قدیمی ها: تا بخواهی اشک می ریزند! ولی افسوس از یک ریال کمک! یکی نیست به اینها بگوید: از ترس حمله آمریکا، لانه موش می خرید؟ اولا :آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند! ثانیا: اگر بردلی کار خوبی کرده، چرا حمایت عملی نمی شود؟ و اگر کار بدی کرده، چرا اینهمه به آن افتخار می کنید؟ آیا بور کینافاسو، جرات بیشتری از ایران دارد؟ چرا باید اینطور باشد که در حادثه خوب تاریخی ،ایران سهمی نداشته باشد؟ مگر چیزی جز این می خواهید: که ذهن مردم نسبت به: جاسوسی های آمریکا، روشن شود؟ ایا جرم افشاگر این است که: او را پس بزنند؟ و اصلا هیچ کمکی به او نکنند؟ تا اعدام شود؟ خون او اگر پایمال شود، چه کسانی به گردن می گیرند؟ باید دانست که  آمریکای خون آشام، را بالاخره این کار را می کند. و تنها جایی که نمی تواند کاری بکند، ایران است. سستی یا ترس نباید موجب توجیهات احمقانه شود.!

مرسی همان بنی صدر است؟

آیا محمد مرسی همان بنی صدر است؟

اگر انقلاب مصر از روی انقلاب اسلامی کپی برداری شده باشد الان محمد مرسی مانند بنی صدر است با اینکه با رای مردم روی کار آمده ولی به دلیل تغییر برخی مواضع زمینه را برای مخالفان باز کرده و احتمال رفتن او هست البته ممکن است که ارتش دخالت کند یا ضد انقلاب وارد صحنه شود ولی پیروز نهایی ملت مسلمان مصر خواهد بود که با انتخاب  دقیق تر فرد بهتری را برای ریاست جمهوری برمی گزیند.بهرحال خون شیعیان نباید پایمال شود

تفتیش عقاید در مصر !

در مصر باستان، تفتیش عقاید بود. حتی در زمان حسنی مبارک هم بود. ولی تعجب از این است که: یک حقوقدان که بالاترین مقام اجرایی یک کشور را دارد، چنین حکمی کند!محمد مورسی  می گوید: هرکس کتاب شیعی داشته باشد، با او برخورد می شود! البته شاید خیلی ها تصور کنند: این شیوخ الازهر هستند که :به او دیکته می کنند! و یا اینکه تکفیری ها، او را ،از ترور، ترسانده اند! اما هیچکدام نیست، بلکه جای پای: دولت اشغال گر صهیونیستی، و آمریکای جنایتکار است. زیرا از یکسو، تاکنون مصر، مخصوصا شخص مورسی، مخالفتش را با اشغالگری صهیونیست ها ،اعلام نکرده! و بلکه دنبال فرصتی است تا: ارتباط بیشتری داشته باشد. و نتیجه خوش خدمتی او، به اسرائیل، قطع رابطه با سوریه است. که در خط مقدم مبارزه با اسرائیل، قراردارد. اما موضوع آمریکا، پیچیده تر است. زیرا گوشت و پوست مورسی، از آمریکا است. تحصیلات او در رشته حقوق، آن هم در آمریکا، کاملا او را شستشوی مغزی داده، بطوریکه هیچ صدایی، غیر از صدای اوباما، نمی شنود! البته عین همین موضوع، برای اوباما است. او به دلیل وابستگی مالی به عربستان و قطر، همچون مورسی ، هیچ صدایی غیر از صدای: وهابیت و تکفیری ها، نمی شنود. لذا می بینیم قتل عام شیعیان، در همه جای دنیا، با یک شیوه صورت می پذیرد: همان که شیخ مفتی تکفیری های عربستان می گوید! اوباما دستور میدهد، و مورسی هم اجرا می کند. همانطور که در خود عربستان و قطر، یا پاکستان، افغانستان و جاهای دیگر، اجرا می شود. اما همانطور که قرون وسطی، به تاریکی پیوست. قاتلان شیعه و: مدعیان دروغین آزادی بیان، که حتی از یک کتاب! می ترسند ، به دنبال آن ها خواهند رفت. و برگه سیاهی به قرن 21 اضافه خواهد شد. 

ایا ترکیه، از دست نظامیان، نجات پیدا خواهد کرد؟

ترکیه از هم پیمانان رژیم صهیونیستی و ناتو است.و یکی از پایگاههای مهم، در برابر روسیه و سوریه، محسوب می شود. ارتش سرکوبگر آن،در امور داخلی ، به قدری قوی است که:  به بهانه پ ک ک، کردها را زیر چکمه های خود قرارداده. شیعیان را به بهانه فارس گرایی ،علوی ها را نیز، به بهانه مبارزه با عربیت، و یا همان پان ترکیسم، تحت فشار قرار داده، بطوریکه شیعیان ،قدرت اعلام وجود ندارند. و علویان هم  غالبا، باید لاییک باشند. یا مثل مسیحی ها، فقط هفته ای یک روز یا، سالی یک ماه، به وظایف دینی برسند! صهیونیست ها، در تار و پود اقتصاد ترکیه، حضور دارند. و بدون اجازه آنها ،هیچ ترکیه ای حق رشد و افزایش سرمایه ندارد. جوانان ترکیه باید کاملا غیر سیاسی باشند. فیلم های پورنو و موسیقی فحشا، تنها راهی است که: جوانان ترکیه باید طی کنند! البته مدتی براثر انقلاب اسلامی، مردم تاحدی مقاومت کردند ، احزابی چند، اسلامگرا شدند. ولی فقط تا مرحله ای حق داشتند  که :به رژیم صهیونیستی ضرر نرسانند. و می بیتیم بلافاصله، بعد از اظهار نظر اردوغان در قضیه لبنان و فلسطین، ورق برمی گردد. و اردوغان زیر فشار صهیونیستها، وزیر خارجه اش را، برای عذرخواهی جلو می اندازد. اما شاید امروز، روزی باشد که دیگر، ترفند صهیونیستها کارساز نباشد. ملت ترکیه اراد کرده که: از یوغ آن ها نجات پیدا کند. لذا باید که حرفهای آن ها، شنیده شود. و جهانیان بهار ترکی را نیز تجربه کنند.

پیام برزیلی ها باید شنیده شود

خیزش مردم ترکیه و همزمانی آن با انقلاب برزیل بسیار میمون و مبارک است مردم هرد کشور سا ل ها است که زیر چکمه نظامیان جانشان به لب رسیده و امروز روزی است که باید این ظلم به پایان برسد بخصوص برزیلی ها که قدوم فوتبالیست های ایران برایشان مبارک است وانشا الله پیام آنها را به تمام جهانیان خواهند رساند

صدای برزیلی ها، این بار باید شنیده شود.

مردم برزیل، سال هاست که زیر چکمه های بلند نظامیان، جان شان به لب رسیده. تاکنون به احترام فوتبال، چیزی نگفته اند. ولی این بار، با صدای پای فوتبالیست های ایرانی، جرات پیدا کردند تا :اعتراض نمایند. امید آن ها این است که: این بار صدایشان شنیده شود. مباد که ایران، برای بازی بی سروصدا ،این خواست آنان را نادیده بگیرد. زیرا که انقلاب، فقط مخصوص یک سرزمین، یا یک ملت نیست. همه ملت های تحت ستم، باید بپا خیزند،اکنون که بپا خواسته اند، نباید بنشینند. باید که تا حصول پیروزی نهایی، ادامه دهند. اینهمه سال برای فوتبال، همه چیز خود را قربانی کردند، از ظلم و ستم چیزی نگفتند، ولی به کجا رسیدند؟ هر روز سایه فوتبال بر سر آنان، سنگین تر ، وضع زندگی آنان، بدتر شد. فساد و تبعیض ،هر روز بیشتر شد. فاسدان از علاقه مردم به فوتبال، سوء استفاده کردند. حتی قهرمانان فوتبال برزیل هم، این را میدانند،و فهمیدند تا بحال، در خواب خرگوشی بوده اند. و باید که یک روز، بیدار شوند. حقایق را ببینند. و به مردم خود حق بدهند.