با اجازه و بدون اجازه

برخی از کار های خلاف و درست، از نظر مکانیزم عمل یکی هستند. تنها  چیزی که آنها را از هم جدا می کند، خواست و نیت افراد اجرا کننده می باشد. بطور مثال اگر دو بار کتاب کسی را برداریم، از نظر مکانیکی یک حرکت  انجام شده، و نیروی وارد بر اجسام هم یکسان است. ولی اگر در اولی با اجازه مالک آن، این کار شود و در دومی بدون اجازه او باشد، اولی به امانت گرفتن کتاب است، و دومی دزدیدن کتاب! به همین سادگی دو عمل مشابه، انسان ها را به اشتباه می اندازد. باید مواظب باشند که این دو را باهم مخلوط نکنند. مثلا فرق ازدواج و فحشا هم همین است! ازدواج با خواست و رضایت طرفین، و با حضور شاهد انجام می گیرد. برای اینکه تعداد شاهد ها بیشتر باشد، سنت رسول خدا است که برای ازدواج، ولیمه یعنی شام و یا نهار رایگان به مهمانان داده شود. اما در فحشا تجاوز به عنف انجام می شود، یعنی بدون رضایت یکی از دوطرف.

     فرق دختر بازی  و صیغه هم، در همین است در صیغه، رضایت پدر دختر شرط است، ولی در دختر بازی، پدر و مادر معمولا اطلاع ندارند. یعنی شاید هیچکس اطلاع نداشته باشد! ولذا می بینیم که رابطه دوستی بین دختر و پسر در اسلام را، چون با اجازه هست طرد می کنند! و دوستی دختر و پسر بدون اطلاع پدر و مادر را، ترویج می کنند. و این فساد اخلاقی و عمل خلاف را تزیین می کنند.

این تفاوت ها در یک جمله هم بیان شده که:( الاعمال بالنیات) ارزش اعمال انسان به نیت او بستگی دارد. مثلا در نماز خواندن هم می بینیم که اعمال مکانیکی، یا تحرک بدنی همه انسان ها شبیه هم است. ولی برخی از این نماز ها قبول می شود، و برخی را خدا قبول نمی کند. و اینهمه  فقط به نیت است، یعنی کسی که نماز می خواند تا: مردم ببینند و او را تحسین کنند یا به او اعتماد نمایند، او ریا کار است. ولی کسی که نماز را می خواند برای عبادت خدا، او مخلص یا فرد عابد و: عبادتش مورد رضایت خداوند می باشد. حتی در جبهه و جهاد هم همینطور است، در جنگ تحمیلی صدام علیه ایران، هر دو طرف مسلمان و معتقد به قران بودند، ولی با هم می جنگیدند و همدیگر را می کشتند. در سوریه و عراق امروز، جنگ با داعش از نظر مکانیزم و: طرز مادی سلوک یکی است. همه کسانی که از سوی داعش، برای گروگانگیری بنگلادش اعزام شده بودند، شعار لا اله الا الله محمد رسول الله می دادند! مردم بنگلادش و گروگان ها هم، این دو شعار را قبول داشتند. ولی چرا باید عده ای گروگان شوند و عده ای گروگانگیر؟ تعدادی این طرف و: تعدادی آن طرف و در مقابل یکدیگر؟ حتی در این نوع مبارزه ها، دو طرف از همه لحاظ با هم مساویند، لذا می بینیم که این گروگانگیری، از هر دو طرف کشته می گیرد.

 علت تمام این در گیری ها در یکصد ساله اخیر، فقط یک موضوع است : بازگشت به خویش. اما تفسیر هرکس از این بازگشت فرق می کند، تا جایی که با هم زاویه گرفته و: در نهایت به تقابل با یکدیگر می انجامد. برای تحلیل این موضوع، همه میدانند که جمعیت اصلی عربستان ، انگلیس، آمریکا، و استرالیا و کانادا را، مجرمانی تشکیل می دادند که: رفتن به آنجا برایشان تبعید بود. یعنی آنها را از خود دور کرده بودند. آنها هم سیاهپوست ها را مجبور به دوری از خویشان کردند، و بعنوان برده برای خود بردند. اما هرچه پیشرفت و توسعه و زندگی آنها زیباتر می شد، شوق بازگشت آنها زیادتر می شد. احساس گناه را با دوری از خود در ضمیر ناخود آگاه، باهم ترکیب کرده ودارای عقده ای بنام بازگشت می شدند.

اولین عقده گشایی ها از قوم یهود شروع شد، یعنی فراری ها توانستند با یک ترفندی، یهود را قربانی یا پیشقراول بازگشت خود نمایند. یهودیان هم به سبب سرگردانی تاریخی خود، این مسلخ یا قربانگاه را با جان و دل پذیرفتند. لذا هرتزلیا یا شورای انتقال یهودیان به: سرزمین موعود که شکل گرفته بود، تغییر جهت داد و به سرزمین مادری، یا موعود و ارض فلسطین تعبیر و ترجمه گردید . آمریکا و انگلیس واسترالیا و کانادا و عربستان هم با شوق و ذوق، تمام طلاهای خود را نثار گوساله ای کردند که: به قربانگاه می رفت. تا آنجا پایگاهی باشد برای بازگشت آنها. اما با ظهور انقلاب اسلامی، صهیونیزم ترک برداشت. لذا همه آنهایی که فراری بودند از فراری های اروپایی یا آمریکایی تا فراری های مسلمان همچون اعقاب ابوسفیان ها، صلاح را در این دیدند که: بازگشت به سرزمین عراق و شام کنند.

    در حالی که اگر بجای خشونت، از راه دوستی وارد می شدند، بازگشت آنها جشن گرفته می شد. لذا اگر همان بازگشت به خویشتن  ایدئولوژیک و: نرمی که دکتر شریعتی و فرانتز فانون مطرح می کردند، اتفاق می افتاد، کسی کشته نمی شد، اما همین اشتباه جزئی که بجای استفاده از: ایدئولوژی برای برگشت، از سلاح استفاده کردند، باعث شد که این جهنم را درست کردند.

 ، قطر و اسرائیل در منطقه

زمین در برابر کار

خیلی از پروژه های فراملی یا ملی و محلی، نیمه تمام مانده و پیمانکاران نیز به پول خود نرسیدند، و تعطیلی کار گاه هم به ضرر: پروژه تمام شده هم به ضرر پیمانکار. دلیل اصلی همه این ها مادی شدن یا پول پرست بودن، یا چشمداشت ریالی داشتن است. یعنی همه ایستاده اند و فقط پول، پول می کنند! حتی زمانی بیماری پار کینسون را هم، مرض پول شماری نامگذاری کردند. کاش به همین جا خاتمه می یافت، همینکه قسط اول دریافت می شد، همه را مصرف حقوق های نجومی می کنند و: برای خود ویلا و ژیلا می خرند! حقوق کارگر و قیمت مصالح همه احاله می شد به پیش پرداخت دوم. باز پروژه می خوابید تا قسط دوم را بگیرد، و همینکه قسط را گرفتند، خرج خواب پروژه می کنند! و می گویند این مدت که دستگاهها و ماشین آلات بیکار بودند، کرایه شان باید داده شود. آنهم چه کرایه هایی! که روی دست حقوق های نجومی زده. به همین دلیل دوباره حقوق کارگران و: اجاره محل و امثال آن برای قسط سوم می ماند. حقوق کارگران به این دلیل عقب انداخته می شود، که اهرم خوبی  برای فشار به دولت برای: دریافت پیش پرداخت است. همین الان قرارگاه خاتم دویست میلیارد از وزرات نیرو می خواهد: تا کار پیمان خزر عمان را شروع کند، هرچه وزارت نیرو می گوید: ما این طرح را نمی خواستیم!  فایده ندارد. فردا می روند دادگاه شکایت می کنند، و این دویست میلیارد را بعنوان خسارت بر می دارند، و پروژه همچنان روی زمین می ماند!

     لذا راههای دیگری هم برای اجرا وجود دارد: یکی از این راهها حذف پول است! حالا ممکن است معنوی بود! و مثل اوایل انقلاب اسلامی برای رضای خدا کار کرد. البته هنوز هم هستند کسانی که بعد از 38سال از انقلاب، همان روحیه را دارند و متاسفانه: هشت شان گرو نه شان است! آنها مثل این حقوق نجومی بگیرها نبودند، برای همین در فقر به سر می برند. البته فقر افتخار آمیز که این اختلاس ها، و مال مردم خوری ها و نزول در پرونده شان نیست. اکثر هنرمندان و نویسندگان و حتی صنعتگران همینطورند، لذا اغلب حتی حقوق باز نشستگی هم ندارند، و الان هم حاضرند همانطور کار کنند. لذا پیشنهادمی شود بجای واگذاری پروژه به افراد سودجو، به این افراد مراجعه شود که: بیش از سی سال پاک زندگی کردند.

اما راه دیگر کالی به کالی یا: فاینانس و غیره هست. مثلا در طرح آبراه خزر- عمان کافی است: این آب راه را با دو کیلومتر حریم، در اختیار پیمانکار بگذارند. او میتواند با پیمانکاران دست دوم هم همین معامله را داشته باشد : کار در مقابل زمین . البته چون در اثر اجرای طرح آبراه، زمین های کویری مرطوب و قابل کشت می شوند، قیمت آنها بالاتر رفته ودر بورس قرار می گیرند. لذا  اگر تمام زمین ها به نسبت کار های موردنیاز تقسیم شود، و همان ابتدا به همه پیمانکاران واگذار شود، ممکن است قیمتی نداشته باشد، ولی پیمانکار میداند در پایان پیمان، زمین او دارای ارزش بالاتری خواهد شد.

براساس این طرح، آبراه خزر خلیج، سه فاز اجرایی دارد: فاز اول از خزر تا سمنان، فاز دوم از عمان تا باتلاق جازموریان، فاز سوم از جازموریان تاسمنان. در فاز اول زمین ها قیمت دارند، ولی باز هم با اجرای طرح، قیمت آن بالاتر می رود.  لذا میتوان به نسبت کار، زمین مرغوبتر را واگذار کرد. چون اغلب این زمین ها دولتی است، لذا در نهایت مالک آبراه هم دولت می شود. در فاز دوم قیمت زمین ها دارای ارزش درجه دو است، ولی باز هم با اجرای کانال بالاتر می رود، و این برای پیمانکاران درآمد زایی و اشتغال زایی دارد.

اما در فاز سوم، زمین ها تقریبا صاف و یکدست و شوره زار هستند. اجرای طرح در این جا، به اینصورت است که کانالی به عرض 30متر و عمق 20متر حفر می شود. تا سه متر ممکن است: شوره زار باشد، لذا در اطراف خود پخش می شود و: ارتفاع شش متری درست می کند. بعد از آن خاک کلیم هست، یعنی میتوان تا عمق 7متر دیگر خاکبرداری از: خاک های حاصلخیز نمود، و بر روی خاکهای شور دپو کرد. در نتیجه کانال 20متری حفاری و: اطراف خود زمین های حاصلخیز درست می کند. این خاکها هم میتوانند آب خود را از دریای عمان بگیرند، و تصفیه کنند. و یا میتواند در ارتفاع بالاتری باشد، نزولات آسمانی را در خود ذخیره کند. در حالت دوم 700کلیو متر کانال، با 2کیلومتر حریم حاصلخیز، اگر متوسط باران سالانه را هم در خود ذخیره کند، 40میلیارد تن آب شیرین ذخیره خواهد شد، 

پیمانکاران درجه یک بدون هزینه برای دولت ا

مناقصه بزرگ

مناقصه بزرگ

بنیاد خزر –عمان قصد دارد: حفاری کانال بزرگ بین دریای عمان تا دریای مازندران را، به مناقصه بگذارد. از کلیه شرکت های جهان، که توانایی انجام این کار را دارند یا میتوانند: در سرمایه گذاری آن اقدام نمایند، دعوت به عمل می اید در این مناقصه شرکت نمایند.

یکی از شرایط آن استفاده از: همه ظرفیت های شرکت های دنیا است، که میتوانند در فازها و قطعه بندی های مختلف هم شرکت نمایند

فاز اول از دریای عمان به دریای جازموریان

فاز دوم از جازموریان تا بافق یزد

فاز سوم از بافق یزد تا دامغان.

فاز چهارم از دامغان تا بندر ترکمن می باشد

این اطلاعیه به زبان روسی، ترکی و آذری و انگلیسی تاجیکی و پشتو  ارمنی گرجی عربی اردو و کردی، چینی کره ای ژاپنی و اسپانیایی منتشر شده است.  تلفن تماس 09120836492

تهران  خیابان دولت پلاک383فاکس22643516

Great placement

Foundation SEA - Oman plans to dig the Grand Canal between the Oman Sea to the Caspian Sea.  Put out to tender.

One of the conditions of use of all potential companies in the world that can also participate in different phases and segmentation

The first phase of the Sea of ​​Oman Jazmurian

The second phase of Yazd Jazmurian Bafg

The third phase of the valleys Yazd to Damghan.

Harbor is the fourth phase of Damghan

The announcement of the Russian language Turkmen and Tajik and Pashtun Armenian, Georgian, Arabic and Kurdish, Azeri and English is published. Phone 09120836492

Tehran No. 383 State Street Fox 22,643,516

وضع العظيم

وضع خطط العمانية لحفر القناة الكبرى بين بحر العمانیه إلى بحر قزوين للمناقصة - مؤسسة البحر.

واحد من شروط استخدام جميع الشركات المحتملة في العالم التي يمكن أن تشارك في مراحل مختلفة، وتجزئة

المرحلة الأولى من بحر عمان الی جازموریان

المرحلة الثانية  من الجازموریان الی يزد

المرحلة الثالثة من الوديان يزد إلى دامغان.

هاربر هي المرحلة الرابعة من دامغان

تم نشر الإعلان عن اللغة الروسية التركی والطاجيك والبشتون الأرمينية والجورجية والعربية والكردية والآذرية والإنجليزية. هاتف 09120836492

طهران رقم 383 شارع دولة فوكس 22643516

Отличное расположение

Фонд SEA - Оман планы: Бурение на Гранд-канал в Каспийское море и море Оман, поставить на тендер. Из всех компаний в мире, способность делать это, или может действовать от его инвестиций, вам предлагается принять участие в этом конкурсе.

Одним из условий использования:. Все производственные мощности компании находятся в мире, которые также могут участвовать в различных фазах и сегментации

Первая фаза моря Омана Jazmurian

Вторая фаза Йезд Jazmoryan Bafg

Третья фаза долин Йезд Дамгана.

Харбер четвертый этап Дамгана

Объявление на русском, турецком и азербайджанском и английском языках: армянском, грузинском, арабском и пушту, урду и курдской таджикском опубликован. Телефон 09120836492

Тегеран No. 383 State Street Fox 22643516

 

Büyük yerleşim

Vakıf SEA - Umman planları: Sondaj Büyük Hazar Denizi'ne Kanal ve Umman Denizi, ihale koymak. Dünyadaki tüm şirketlerin, bunu yapmak için, ya da yatırım hareket edebilir yeteneği, bu ihaleye katılmaya davet ediyoruz.

Kullanım koşullarından biri. Tüm kapasiteler dünyada şirketler Bu da farklı aşamalarında ve segmentasyon katılabilir

Umman Jazmurian Denizi ilk aşaması

Yazd Jazmoryan Bafg ikinci aşaması

Damghan Yezd vadilerin üçüncü aşaması.

Harber Damghan dördüncü aşamasıdır

Rus Türk ve Azeri ve İngilizce duyuru: Ermeni Gürcü, Arap ve Peştuca, Urduca ve Kürt Tacik yayınladı. Telefon 09120836492

Tahran No 383 State Street Fox 22643516

 

Great yerləşdirilməsi

Foundation SEA - Oman planları: Drilling Grand Xəzər dənizinə Canal və Oman dənizi, tenderə qoydu. dünyanın bütün şirkətlərin, bunu və ya onun investisiya çıxış edə bilər qabiliyyəti, bu tenderdə iştirak etmək üçün dəvət olunur.

istifadə şərtlərindən biri. Bütün imkanları dünyada şirkətlər Bu da müxtəlif mərhələləri və seqmentləşdirmə iştirak edə bilər

Oman Jazmurian dənizinin birinci mərhələsi

Yazd Jazmoryan Bafg ikinci mərhələsi

Damğan Yazd vadilər üçüncü mərhələsi.

Harber Damğan dördüncü mərhələsi

Rusiya, Türkiyə və Azərbaycan və ingilis dillərində elan: erməni, gürcü, ərəb və puştu, urdu və kürd tacik nəşr. Telefon 09120836492

Tehran No. 383 State Street Fox 22.643.516

 

љойгир Бузург

Бунёди БСЭ - Оман нақшаҳои: пармакунӣ Гранд канали ба баҳри Каспий ва баҳри Уммон, гузошта навозишкорона. Аз ҳамаи ширкатҳои дар ҷаҳон, қобилияти ба он ҷо, ё метавонад дар бораи сармоягузории худ амал, шумо даъват барои иштирок дар ин тендер.

Яке аз шартҳои истифодаи:. Ҳамаи иқтидорҳои ширкатҳои дар ҷаҳон ҳастанд, ки низ метавонанд дар як марҳила ва сегментатсия гуногун иштирок

Марҳилаи якуми баҳри Уммон Jazmurian

Марҳилаи дуюми Yazd Jazmoryan Bafg

Дар марҳалаи сеюми водиҳо Yazd ба Damghan.

Harber марҳилаи чоруми Damghan аст

Эълон дар Русия, Туркия ва Озарбойҷон ва англисӣ: Арманистон, Гурҷистон, арабӣ ва пашту, урду ва курд тоҷикӣ чоп карда мешавад. телефон 09120836492

Теҳрон, № 383 кӯчаи давлатии Фокс 22.643.516

 

 دبوزرگینو دکرلو

بنياد د سمندر - عمان پلانونه: برمه  د کانال د کسپین سمندرګي او د عمان سمندرګي، اچوي پانی ته. په نړۍ کې د ټولو شرکتونو، د وړتیا دا کار، او یا کولای شي په خپله پانګونه وکړي، تاسو ته بلنه ورکړه چې په دې داوطلبۍ کې ګډون وکړي.

د کارولو له شرطونو يو شرط:. ټول ظرفیتونو دي په نړۍ کې د شرکتونو دا هم کولای شي په مختلفو پړاونو او ويشل دي کې د ګډون

د عمان د جازموریان   بحر د لومړي پړاو

د يزد جازموریان   دويم پړاو

د دامغان درو يزد ته دريم پړاو.

دامغان سمندر  د  څلورم پړاؤ دی

په روسي، ترکي او آذريان او انګلیسي دغه اعلان: د ارمنستان، ګرجستان، عربي او پښتو، اردو او کردي تاجک خپور کړ. تيليفون 09120836492

تهران شمیره 383 د بهرنیو چارو په کوڅه فاکس 22.643.516

 

Մեծ Տեղադրում

Foundation Sea - Օման պլանները: Հորատման Grand Canal է Կասպից ծովում եւ ծովի Օմանի, դնում է մրցույթով: Բոլոր ընկերություններից է աշխարհում, որ հնարավորություն է դա անել, կամ կարող է հանդես գալ իր ներդրումների, դուք հրավիրված են մասնակցելու այս մրցույթին:

Մեկը պայմանների օգտագործման: Բոլոր հզորությունների ընկերություններ աշխարհում. Դա կարող է նաեւ մասնակցել տարբեր փուլերում եւ հատվածամասերի

Առաջին փուլը ծովում Օմանի Jazmurian

Երկրորդ փուլը Յազդ Jazmoryan Bafg

Երրորդ փուլը հովիտներում Յազդ է Damghan:

Խաբերի չորրորդ փուլը Damghan

Հայտարարության ռուսական, թուրքական եւ ադրբեջանական եւ անգլերենի `հայերեն, վրացերեն, արաբերեն եւ Pashto, Ուրդու եւ քրդական Tajik հրապարակվել: Հեռախոս 09120836492

Թեհրանը թիվ 383 State Street Fox 22.643.516

 

დიდი განთავსება

ფონდი SEA - Oman გეგმები: Drilling Grand Canal კასპიის ზღვის და ზღვის ომანის, დააყენა ტენდერი. ყველა კომპანიას მსოფლიოში, უნარი ამის გაკეთება, ან შეიძლება იმოქმედოს მისი საინვესტიციო, თქვენ მოწვეულნი არიან მონაწილეობის მისაღებად.

ერთ-ერთი გამოყენების პირობები: ყველა შესაძლებლობების კომპანიების მსოფლიოში. ეს ასევე შეგიძლიათ მონაწილეობა სხვადასხვა ეტაპებზე და სეგმენტაცია

პირველი ეტაპი ზღვის Oman Jazmurian

მეორე ეტაპი Yazd Jazmoryan Bafg

მესამე ეტაპი ხეობები Yazd -დან Damghan.

HARBER არის მეოთხე ფაზა Damghan

განცხადების რუსული, თურქული და აზერბაიჯანული და English: სომხური, ქართული, არაბული და Pashto, Urdu და Kurdish Tajik გამოქვეყნდა. ტელეფონი 09120836492

თეირანის No. 383 State Street Fox 22.643.516

عظیم جگہ کا تعین

فاؤنڈیشن سمندر - عمان منصوبے: بحیرہ کیسپین کی کھدائی گرینڈ کینال اور عمان کے سمندر، ٹینڈر کے لئے ڈال دیا. دنیا میں تمام کمپنیوں کے، ایسا کرنے کی، یا اس کی سرمایہ کاری پر کام کر سکتا ہے کی صلاحیت، اگر آپ اس ٹینڈر میں حصہ لینے کے لئے مدعو کیا جاتا ہے.

استعمال کی شرائط میں سے ایک:. تمام صلاحیتوں کو دنیا میں کمپنیوں ہیں وہ بھی مختلف مراحل اور انقطاع میں حصہ لے سکتے

عمان جازموریان  کے سمندر کا پہلا مرحلہ

یزد  کا دوسرا مرحلہ جازموریان

 دامغان کرنے یزد وادیوں کے تیسرے مرحلے.

ا چوتھا مرحلہ ہے دامغان سمندر

، روسی ترکی اور آذربائیجان اور انگریزی میں اعلان: ارمینی، جارجی، عربی اور پشتو، اردو اور کرد تاجک شائع. فون 09120836492

تہران نمبر 383 اسٹیٹ سٹریٹ فاکس 22.643.516

cîbecîkirina mezin

Weqfa SEA - Oman planên: Drilling Kanala Mezin ji bo Deryaya Qezwînê de û li Deryaya Omanê, bikujin îhaleyê. Ji hemû şîrketên ku di dinyayê de, şiyana ku ew çi bikin, an jî dikarin li ser veberhênana wê tevbigerin, hûn hatin vexwendin ji bo beşdarî di vê îhaleyê.

Yek ji mercên bikaranîna:. Hemû ferd û kompaniyên di dinyayê de ne, ku dikare bi qonax û segmentation cuda beşdar bibin

Asta yekemîn a li Deryaya Omanê Jazmurian

Qonaxa duyem ya Yazd Jazmoryan Bafg

Di qonaxa sêyem ya geliyên Yazd Damghan.

Harber di qonaxa çaremîn Damghan e

Îlana di Russian de, tirkî û azerî û English: Armenian, Georgian, Arabic û Pashto, Urdu û Kurdish Tajik weşandin. telefona 09120836492

Tehran No. 383 Street Dewletê ya Fox 22.643.516

그레이트 배치

재단 SEA - 오만 계획 : 드릴링 그랜드 카스피해에 운하와 오만의 바다, 입찰에 넣어. 세상의 모든 기업, 그것을 할, 또는 투자에 역할을 할 수있는 능력은, 당신이 입찰에 참여하도록 초대합니다.

사용 조건 중 하나입니다. 모든 용량은 세계에서 기업입니다 그것은 또한 다른 단계와 분할에 참여할 수 있습니다

오만 Jazmurian의 바다의 첫 단계

야 즈드 Jazmoryan Ba​​fg의 두 번째 단계

Damghan에 즈드 계곡의 세 번째 단계입니다.

Harber는 Damghan의 네 번째 단계입니다

, 러시아어 터키어와 아제 리어와 영어 발표 : 아르메니아 그루지야어, 아랍어와 파슈토어, 우르두어와 쿠르드어 타직 발표했다. 전화 09120836492

테헤란 제 383 스테이트 스트리트 폭스 22643516

 

大布局

基金会SEA - 阿曼计划:钻井大运河里海和阿曼海,把招标。所有的公司在世界上,要做到这一点,或者可以在其投资行动的能力,你被邀请参加本次投标。

一个使用条件:所有的容量是公司在世界上也可以参加不同阶段和细分

阿曼Jazmurian海的第一阶段

亚兹德Jazmoryan BAFG第二阶段

亚兹德达姆甘山谷的第三阶段。

Harber是达姆甘第四阶段

在俄罗斯,土耳其和阿塞拜疆和英语宣布:亚美尼亚,格鲁吉亚,阿拉伯语和普什图语,乌尔都语和库尔德塔吉克出版。电话09120836492

德黑兰383号州街福克斯22643516

 

グレート配置

財団SEA - オマーン計画:掘削大運河カスピ海とオマーンの海に、入札を置きます。世界のすべての企業の中で、それを行うには、またはその投資に作用することができる能力が、あなたはこの入札に参加するために招待されています。

使用条件の一つ:すべての容量は、世界の企業であり、また異なる位相とセグメンテーションに参加することができます。

オマーンJazmurianの海の第一段階

ヤズドJazmoryan BAFGの第二段階

ダームガーンにヤズド谷の第3段階。

ハーバーはダームガーンの第四段階であります

、ロシア語トルコ語とアゼルバイジャン語と英語でアナウンス:アルメニア、グルジア語、アラビア語とパシュトゥー語、ウルドゥー語とクルドタジクは、公開されました。電話番号09120836492

テヘラン号383ステート・ストリート・フォックス22643516

gran ubicación

Fundación del Mar - Omán planes de perforación: Gran Canal hasta el Mar Caspio y el Mar de Omán, se puso a licitar. De todas las empresas en el mundo, la capacidad de hacerlo, o puede actuar sobre su inversión, que están invitados a participar en esta licitación.

Una de las condiciones de uso:. Todas las capacidades son empresas en el mundo que también pueden participar en diferentes fases y la segmentación

La primera fase del Mar de Omán Jazmurian

La segunda fase de Yazd Jazmoryan Bafg

La tercera fase de los valles Yazd a Damghan.

Harber es la cuarta fase de Damghan

El anuncio en ruso, turco y azerí y Inglés: armenio, georgiano, árabe y pashto, urdu y kurda tayiko publicada. teléfono 09120836492

Teherán Nº 383 State Street Fox 22643516

 

تمپراطوری هیچ

رای مردم انگلستان به خروج از اتحادیه اروپا، زلزله ای به راه انداخت که نشان داد: امپراطوری بزرگ اتحادیه اروپا، در واقع هیچ بوده است و اینهمه سال، فقط برای دوشیدن مردم ایران و ترکیه، چنین مترسک را درست کرده بودند. ایران را از آنجهت که مورد تحریم قرارداده، و با همراهی آمریکا موفق شده بودند: اجناس و کالاهای خود را به عنوان دور زدن تحریم! چند برابر به ایرانیان بفروشند. در مورد ترکیه هم عشق آنها در: پیوستن به اتحادیه اروپا را، وسیله ای قرارداده بودند تا: استعمار سیاسی و اقتصادی وفرهنگی را، در آن کشور ادامه دهند. ترکیه هم برای اینکه زودتر به اتحادیه بپیوندد، چشم بسته همه فرمان های آنها را اجرا می کرد، که حمله به سوریه از آخرین دستور های آنان بود. یکی دیگر از دستورات آنان، مجوز راهپیمایی همجنسگراها،  در ماه مبارک رمضان بود! که البته مردم جمهوری آذربایجان و مردم ترکیه، مقاومتی نشان داده شد ولی این مجوز، همچنان به قوت خود باقی است.

اخیرا بی بی سی هم تحلیلی بر: همجنسگرایی در میان مسلمانان! منتشر کرده که می خواهد موضوع را بسیار ساده نشان دهد، و اشاراتی هم به آیاه قران و روایات و علم رجال داشته! ولی این موضع قبل از اینکه یک موضوع اعتقادی باشد، یک موضع حیثیتی است. زیرا دشمنان اسلام وظیفه خود می دانند که: محرمات اسلامی را کشف و آن را تزیین و تبلیغ کنند، درست کاری که شیطان انجام می دهد: و کارهای زشت را برای انسان زیبا جلوه می دهد. زیرا فقط این یک مورد نیست، در همه موارد از قبیل کشف حجاب، خوردن گوشت خوک یا نوشیدن مشروبات الکلی، زنا و مواد مخدر و غیره هم اینطور است. اما اکنون با فروپاشی ظاهری اتحادیه اروپا، گرایش مردم به اسلام بیشتر شده، و به حقیقت اسلام آشناتر خواهند شد. چون دیگر شیطانی وجود ندارد که آنها را وسوسه کند.

البته این شانتاژها و بزرگ نشان دادن: اتحادیه اروپا نتایجی هم برای انها در برداشته است! زیرا فراکسیون هواداری از انگلیس و: اتحادیه اروپا در ایران هم فعال بود و در بسیاری از اشخاص و موقعیت هانفوذ کرده بود. مثلا  کلیه منابع زیر زمینی یا: رو زمینی ایران را برای خود برداشتند. در جاهایی هم که نمی توانستند، مانع فعالیت های خود ایرانی ها شدند. مثلا آب های هیمالیا از تبت تا: کوههای افغانستان والبرز از طریق: زیر زمین و روی زمین به: سوی دریای عمان می رود. روی زمینی ها را از طریق: ایجاد سد در کشورهای همسایه،  خشک کردند و ایران را به بیابان تبدیل نمودند! زیر زمینی ها را هم به بهانه نفوذ روسیه! تحریم کردند که هیچ کاری ایران نتواند انجام دهد. همین امروز اگر چاههایی در کویر بزنند، به آبهای زیر زمینی شیرین که به وسعت عرضی 18کیلومتر، بصورت نهر های مختلف از زیر کویرلوت، عبور می کند دست می یابند. و از سرریز این همه آب شیرین به دریای عمان جلوگیری می کند، و کشور را از بی آبی و خطر: ریزگردها و آلودگی هوا نجات می دهند. ولی نفوذ آنها بقدری قوی است که: طرح مهم کانال بین دریای عمان و: دریای مازندران را بایکوت کردند.

 آنها نه فقط در زمینه فرهنگی و اقتصادی فعال بودند ، حتی در زمینه نظامی هم با اینکه، اکثر کارخانجات انگلیس و فرانسه و آلمان و آمریکا را، ایران خریداری و یا سهامدار عمده آن است، همه را مصادره و حتی از فروش سیم خاردار نظامی به ایران جلوگیری کردند. اکثر طرح های تحریمی، ابتدا در انگلستان طرح می شد، زیرا عوامل انگلیسی فراوانی بودند که: صبحانه در تهران می خوردند، و نهار در لندن بودند! به نفع آنها بود که ایران فقیر و عقب مانده بماند، تا آن ها به کاسه لیسی خود ادامه دهند. حتی فرزندان بسیاری از آقازاده ها، به بهانه تحصیل به آنجا می رفتند، و خط و خطوط فتنه را به انگلیس می دادند، تا او امضا کند و برای آمریکا و شورای امنیت بفرستد. از این بالاتر، بودند آقازاده هایی که خودشان: به انگلیس می رفتند و برای اینکه ایرانی ها، آنها را نشناسند با وجود کبر سن، شلوار لی می پوشیدند و: موهای خود را بلوند می کردند

 خوشبختانه این عروسک خیمه شب بازی و: مترسک سر جالیز از بین رفت. اکنون هم اروپا از دست انگلیس راحت شد، و هم مردم انگلیس نفس راحتی کشیدند، و فهمیدند که مبارزه بالاخره نتیجه می دهد، و پایان شب سیاه سفید است. حالا ایرلندی ها و یونانی ها و دیگران هم جرات پیدا کرده اند، و از مردم انگلیس تشکر می کنند که: راه را به آنها نشان داد. مردم انگلیس هم بدانند که: راه استقلال و آزادی، سختی و رنج دارد ولی، پایان آن شیرین است. مخصوصا آزادی از قید: آمریکا و آل سعود و صهیونیست ها، که می خواستند به اسم اتحادیه اروپا، دنیا را به بردگی بکشند.

امپراطوری هیچ

اخلال گران در اقتصاد مقاومتی

در آسیب شناسی اقتصاد مقاومتی، همین بس که برخی عملکرد ها باعث فراموشی یا: به سخره گرفتن آن می شود. یکی از این موارد عملکرد بانکها و بازار های پولی و مالی، در چند روز اخیر است که با فیش حقوقی های: چند میلیارد ریالی باعث سخره گرفتن اقتصاد مقاومتی شده و: آن را به فراموشی سپرده است. در حالیکه سال بنام اقتصاد مقاومتی و اقدام و عمل نام گذاری شده، و این اعمال ضد مقاومتی همه اذهان را نسبت به: این شعار ها مشوه و بدبین می کند. دلیل این امر آن است که اساس اقتصاد مقاومتی، بر تولید داخلی و افزایش کیفیت آن است، به نحوی که قابل رقابت جهانی بوده و: درون زا و برونگرا باشد. اما تولید درگیر نرخ سنگین بهره های بانکی است، که منجر به مصادره اموال و اخراج کارکنان آن شده است. تصور همه این بود که بانکها، به این نرخ های سنگین نیاز دارند تا: آن طور که در تبلیغات می گویند، به حمایت از تولید بپردازند. اما ناگهان معلوم شد که سال ها است این درآمد بهره را، بعنوان حقوق های میلیاردی و: پاداش های نجومی به

مدیران و اعضا: هیات مدیره خود پرداخت می کنند! در حالیکه زندانها پر است از بدهکارانی که بخاطر: دیه

تصادف چند میلیونی شب های ماه رمضان و: لیالی قدر در کنار خانواده خود نیستند! یا کارگرانی که به دلیل کمی حقوق، افطاری و سحری درستی برای خانواده خود نمی توانند تهیه کنند. آنوقت یقه سفید هایی که فقط با: اعداد و ارقام سروکار دارند، هر ساعت به فکر اضافه کردن صفرهای: جلوی فیش حقوقی خودشان هستند. واین پول ها هم اغلب در بازار مصرف به کار گرفته می شود! و کار را برای کارگران سخت تر می کند، زیرا وقتی مهمانی های آنچنانی و خودروهای خارجی، رونق پیدا کرد کارگر داخلی بیکار می شود، و آنهایی هم که کار می کنند نمیتوانند در: تهیه مایحتاج زندگی با این غول های بی شاخ و دم رقابت نمایند. از همه بدتر معلوم می شود: کسی هم نیست به داد آنها برسد. در طول این چند روزه بگیر و ببند، فقط رئیس بانک رفاه کارگران از کار خود برکنار شد! یعنی نه از کم کردن حقوق ها، و یا بازگرداندن آن خبری است، و نه از مجازات این از خدا بی خبران. زیرا کسانی هم که امید مردم به آنها بسته شده است؛ خودشان در این وادی دست و پا می زنند.

شنیده ها حاکی است که گفته شده: اولا حقوق تا چهل میلیون تومان به بالا مجاز است! یعنی اگر غیر کارگرانی تا 50برابر یک کارگر حقوق بگیرند، و کاری هم نکنند اشکال ندارد. و آنهایی هم بالاتر می گیرند باید دید که: طبق مقررات دریافت کرده اند یا خیر! گویا رئیس بانک و اعضا هیات مدیره، خودشان نیستند که مقررات را می نویسند! این هم یعنی هیچ.

زیرا نویسند فیش و حسابداران و: یا اپراتور ها که کارمند بی اختیار هستند، و مطابق مقررات و دستور عمل می کنند، پس هیچ حقوقی ولو میلیاردی خارج از مقررات نیست! و مقررات را هم یا هیات مدیره تصویب می کند، و یا مدیرعامل بخشنامه می نماید، که چون در مورد خودشان است، بنابراین اگر تاکنون هم مقرراتی نداشته، همین امروز صاحب مقررات می شود! گرچه همه میدانند این حقوق ها بدون مقررات هم نبوده است. زیرا بانکها این خصوصیت را دارند که: هم قاضی باشند هم شاکی، هم مجری باشند هم تصویب کننده. مدت ها هست که سعی می کنند بانکها را قانونمند کنند، و حاکمیت شرکتی را به آنها یاد بدهند! ولی هیچ به نفع آنها نیست که قانونمند شوند، و یا تابع قانون تجارت و خواستار اعمال حاکمیت شرکتی.

اگر واقعا کسی پیدا شود و: این پول ها را از آقایان پس بگیرد، با آن میتوان ایران را آباد کرد، و از شر ریزگرد ها خلاص نمود. براساس طرحی که نیاز به بودجه دارد، میتوان کویر ایران را و هر کویر دیگر را، از آبهای شیرین برخوردار کرد .  به گفته مهندس بهرامی، رودخانه زیر زمینی به عرض 18متر، از کوههای هیمالیا سرچشمه گرفته، و از طریق کویر ایران یه دریای عمان می ریزد، که با 50یا صد متر حفاری، میتوان به آن دست یافت. و اگر کویر صاحب آب شیرین شود، مشکل اشتغال و مسکن همه ایرانیان حل می شود. زیرا میتوان در کویر ساخت و ساز کرد، کشت و صنعت به راه انداخت. زمین های آن هم متعلق به: هرکسی است که آن را آباد کند. حتی میتوان طرح کشتی رانی بین: خلیج فارس و دریای مازندران را، دوباره  بر روی میز گذاشت، و از تحریم های امریکا نهراسید. زیرا این طرح بخاطر اتصال روسیه به آبهای گرم، از جمله مواردی است که آمریکا، آن را تحریم کرده، ولی وقتی پشتوانه طرح قوی باشد، آمریکا هم نمی تواند غلطی بکند.

اتصال خزر به خلیج فارس

حقوق همه ایتام در سفره یک نفر!

12 میلیون گرسنه در ایران وجود دارد، که 6میلیون آن تحت حمایتی هیچ سازمانی نیستند! 400هزار یتیم زیر پوشش حداقلی کمیته امداد هستند. یک میلیون و پنجاه هزار نفر معلول در سازمان بهزیستی، از حداقل زندگی محروم می باشند، آن وقت آقایان حقوق های چند صد میلیونی می گیرند، طلبکار هم هستند! البته فیش ها همه چیز را نمی گویند، مثلا وزیر بهداشت فقط 7میلیون تومان دریافتی، آن هم از بیمارستان فارابی دارد. که هیچکس این را قبول نمی کند!  اما همان هایی که فیش های حقوق نشان می دهند، میتوان گفت هرکدام حق چند نفر معلول، یتیم و گرسنه را می خورند! سید صفدر حسینی که الان کاره ای هم نیست، 57میلیون تومان دریافتی ماهانه دارد، در حالیکه حقوق مصوب کارگر هشتصد هزار تومان است. یعنی همین آقای صفدر حسینی، که قبلا وزیر کار هم بوده، و به: این مبانی آشنایی دارد، حقوق 82کارگر را در ماه نوش جان می کند. رئیس بیمه که 243 میلیون در ماه می گیرد، هرماه حقوق 300نفر یعنی: کارگران یک کارخانه را می بلعد! اگر حقوق کمیته امدادی هربچه یتیم، هشتاد هزار تومان باشد، هر کدام از روسای بانکها به تنهایی حق همه ایتام ایران در کام خود می ریزند! آنها کسانی هستند که این حقوق های کلان را، بابت اختلال در اقتصاد مقاومتی! و از بین بردن صنعت و تولید می گیرند. زیرا هیچ کارخانه ورشکسته ای نیست که: امضای رئیس بانکی برای مصادره زیر آن نباشد. 

سال ها بود که ما ادعا می کردیم: نه کسری بودجه وجود دارد، و نه خزانه خالی بلکه، همه آنها صرف همین حقوق ها می شود! ولی کسی باور نمی کرد. چطور آقایان مسئولین دم از حکومت علی وار می زنند، ولی چهار هزار برابر یک یتیم، و چهارصد برابر یک کارگر، و دویست برابر یک کارمند دون پایه حقوق می گیرند؟

حضرت علی ع کسی بود که به همه مردم،روزانه 2درهم از خزانه میداد. حتی حاضر نشد به برادرش بیشتر از این بدهد. جنگ جمل را به جان خرید تا طلحه و زبیر، به بیت المال دستبرد نزنند. آیا اگر همین یک مسئله اجرا شود، دنیا گلستان نمی شود؟ فکر کنید که همه حقوق ها یکسان باشد: آقای صفدر حسینی و آقای رحیم حسینی، هردو در ماه یک میلیون تومان حقوق بگیرند! ممکن است بگویند که: این امر امکان پذیر نیست، بالاخره تفاوتی باید باشد! خوب این تفاوت چقدر باید باشد؟ دو برابر سه برابر؟ یا هزار برابر؟ این اختلاف طبفاتی و اختلاف درآمدی، حد قابل قبولش کجاست؟ در جاییکه اوباما به پول ما، 113میلیون تومان حقوق می گیرد، یک رئیس بیمه 243میلیون! بگیرد یعنی چه؟ وقتی پوتین 39 میلیون تومان می گیرد، صفدر حسینی 57میلیون، یعنی چه اتفاقی افتاده است؟

اگر صد نفر چنین حقوقی بگیرند، در یکسال 120میلیارد تومان که بودجه کشور را از می بلعد. یعنی اگر نصف این مبلغ را بدهیم، تمام طرح های نیمه تمام به اتمام می رسد. اگر همه آنها را بدهیم میتوانیم از: گزند ریز گردها محفوظ باشیم! یا میتوانیم یارانه ها را به دو برابر افزایش دهیم. لذا این حرکت به نفع دولت خواهد بود که: از حقوق های بالا حمایت نکند، و همانطور که رئیس جمهور دستور داده: فرد متخلف عزل شود، و مازاد حقوق او به خزانه برگردد. تا صرف طرح های عمرانی نیمه تمام شود. زیرا با اتمام طرح ها، هم اشتغال ایجاد می شود و هم، رفاه نسبی به دنبال آن می اید. البته اگر همه آنها به بودجه سازمان بهزیستی اضافه شود، یا در طرح یارانه ها قرار گیرد، نتایج آن ملموس تر و مردم را با قاطعیت دولت آشناتر می کند.

 از این ها مهمتر، سیستم حقوق و دستمزد در ایران است. در طراحی این سیتسم که در دل قانون خدمات کشوری است، نباید موضوع را پیچیده کرد. به سادگی میتوان حداقل حقوق را، منوط به تصویب سالانه دولت نمود، و حداکثر حقوق را هم دو برابر آن اعلام کرد. و راههای دیگر تبعیض در: دریافتی ها را مسدود نمود. زیرا علاوه بر پایه حقوق، موضوع اضافه کار و پاداش و حق ماموریت هست. اگر در قانون همه اینها در رنج: یک برابر و دوبرابر باشد، به عدالت اجتماعی نزدیک تر می شویم، گرچه قانون خدمات کشوری، تا 5برابر هم جایز دانسته است.

اما سیستم حقوق و دستمزد هرچه شفاف تر باشد، باز راه دیگری پیدا می کنند! لذا باید سالانه آئین نامه های مربوطه مورد تجدیدنظر قرار گیرد، و راه رانت خواری و دریافتی های غیرمتعارف گرفته شود. یکی از این راهها کمک های غیرنقدی است! مثلا بن کارمندی یا تعاونی مسکن و امثال آن، راههایی است که معمولا، کارمندان دولت مخصوصا افراد رده بالا، از این طریق دارای ثروت های غیر متعارف می شوند. 

طبیب دوره گرد.

طبیب دوره گرد.

کارکرد گروه ها ی اجتماعی، در طول تاریخ  تغییرات زیادی داشته است. علت آن این بوده که حکومت ها، اصلی ترین سیاستگذاری خود را بر ان متمرکز می کردند. یکی از این خرده گروه ها خانواده است. خانواده کوچکترین گروه اجتماعی، و یا به نوعی اصلی ترین هسته های آن می باشد، که معمولا با ازدواج یک زن و مرد، یعنی یک گروه دونفره تشکیل می شود. تقسیم وظایف بین این دو مهمترین شان حکومت ها به حساب می آید. یعنی گرچه این دو به اراده و اختیار خود، ازدواج می کنند و به اصطلاح عاشق هم می شوند! ولی باید در چهار چوب ضوابطی باشد که: دولت وقت تعیین می کند. حالا اگر دولت ها بتوانند این گروه های کوچک را ساماندهی کنند، که از آن و حقوق آن دفاع می کنند، ولی اگر نتوانند، به یکی از اشکال زیر آن را نابود می کنند:

با تغییر وظایف هریک، آن دو را دشمن هم قرار می دهند، تا به توافق در زندگی نرسند. مثلا اگر قبلا مرد سالاری بوده، و رهبری این گروه دونفره به عهده مرد بوده است، از این به بعد رهبری زن در آن تبلیغ و پیگیری می شود. تا نتیجه به فروپاشی خانواده ها برسد. و دولت ها از شکل گیری خانواده: برخلاف سلیقه خود جلو گیری کنند. این امر در سازمان های سیاسی و احزاب، نمود بهتری دارد. یعنی تمام ازدواج های اعضا باید: مطابق خواست سازمان باشد، و الا عشق باید از بین برود.

 در حالت بعدی ، اگر نتوانند به فروپاشی خانواده برسانند، کارکردهای آن را از او می گیرند. مثلا یکی از کارکردهای خانواده، غذا پختن است. آنها با تبلیغ فست فود و غذاهای آماده، این کارکرد را از بین می برند. یا اگر مسائل جنسی در خانواده مطرح است، با ایجاد بنگاههای جنسی آن را به: بیرون خانواده منتقل می کنند. لذا فروپاشی خانواده در حالت اول طلاق و در حالت دوم، طلاق عاطفی نام می گیرد.

     در اسلام نیز به نوبه خود، خانواده وظایفی دارد. اما توصیه به فروپاشی خانواده نشده است. یعنی اگر زن و مردی، با احکام اسلامی با یکدیگر رفتار نکردند، نیازی نیست که طلاق بگیرند. و حتی نباید از وظایف زناشویی کاسته شود. در اسلام همه کارکردهای حکومتی، در سطح خرد، به خانواده واگذار شده است. یعنی خانواده اصلی ترین رکن اجتماع بشری است، که از سوی اسلام برای تشکیل آن توصیه می شود. و وظایف سنگینی بر دوش آنها گذاشته می شود. یعنی از تعلیم و تربیت گرفته تا: تغذیه مناسب تهیه مسکن رعایت بهداشت و درمان، همگی در درجه اول به عهده خانواده است. دولت فقط در مواردی دخالت می کند که: خانواده از عهده آن برنیاید و یا، خودش چنین در خواستی داشته باشد.

لذا برای تحکیم مبانی خانواده باید: وظایف آن را به او برگرداند. یکی از وظایف آن آموزش و بهداشت است. در بیان احوالات پیامبر گفته شده که: ایشان طبیب دوره گرد(طبیب دوار بطبه) بوده است. یعنی در اسلام بیمارستان اصلی خانه است، و پزشک باید بر سر بالین او در خانه حاضر شود. و این امر دو موضوع مهم را یاد آوری می کند: اول اینکه مانند امروز لازم نیست که: پزشکان فقط در بیمارستان باشند! و بیماری که نمی تواند از جایش تکان بخورد، مجبور نباشد پله های بیمارستان را مرتب بالا پایین برود. در ثانی دستمزد پزشک نباید زیاد باشد، زیرا وقتی بیمارستان مبدا بهداشت شد، و این وظیفه را از خانواده سلب کرد، می شود همین وضعیت فعلی! که حقوق های چند صد میلیون تو مانی دریافت کند. وزیر بهداشت هم بگوید : اشکالی ندارد، چون پزشکی که دو میلیارد درآمد برای بیمارستان ایجاد می کند، ده یا بیست درصد آن هم بگیرد اشکالی ندارد! می بینیم هم درآمد بیمارستان نجومی می شود، و هم درآمد پزشک آنهم از جیب بیمار!       لذا باید که وظایف اصلی حکومتی، به مردم واگذار شود و بهترین: گروههایی که میتوانند این کار را انجام دهند، خرده گروه خانواده است. در موضوع آموزش هم همینطور است، وقتی دولت با ایجاد مهد کودک و: پیش دبستانی و امثال آن، وظایف آموزش را از خانواده سلب می کند. فروپاشی خانواده را پایه گذاری می کند. بطور طبیعی در مهد کودکها، مواردی آموزش داده می شود که: با تربیت خانواده ها متفاوت است، و کودک را از خانه متنفر می کند، یا زمینه فرار او را فراهم می سازد. در زمینه ازدواج ها همینطور است، آموزش های قبل از ازدواج، اگر به دست موسسات دولتی باشد. چون مغایر آموزه های مردمی و خانوادگی است، لذا زمینه جدایی را از همان ابتدا ایجاد می کند.

زیر زمین برعلیه بالای زمین.

آب های زیر زمینی و: رو زمینی و هوایی، برای خود داستانی دارد: نقل است که وقتی طوفان نوح تمام شد، خداوند دستور داد زمین، آبهای خود را فروبرد. فرشته بازرس خدا وقتی دید که: هنوز مقداری آب روی زمین مانده، از زمین سوال کرد مگر دستور نداری که: آبهای خودت را فرو بریِ ؟ پس چرا باقی مانده؟ جواب شنید : دستور بوده آبهای خودم را ببرم، این آبها مال من نیست از آسمان آمده! پس ازگزارش، ماموری از سوی خدا آمد تا آب های باقیمانده را سامان دهد. لذا اقیانوسهای فعلی در آن موقع بوجود آمدند. اکنون این آب های داخل زمین می توانند: دوباره به زمین بیایند و ما را از شر ریز گرد ها خلاص کنند. چون اینطور که معلوم است آبهای رو زمینی، در حال تحلیل رفتن و کم شدن هستند. ریزگردها نتیجه این کاهش هستند. زیرا در اثر حرارت خورشید، آب ها بخار می شوند و: به جاهای دیگر می روند، و به مکان اصلی خود برنمی گردند، لذا دریاچه ها یکی پس از دیگری تالاب شده بعد، خشک می شوند و گرد وخاک و نمک آنها، به ریزگرد تبدیل می شود. البته دست انسان ها هم در کار است، تا آب ها را از جای خود به مکان دیگر منتقل کند: مثلا افغانستان با دو سد مهم، مانع رسیدن آب های هریرود و هیرمند به ایران می شود. لذا دریاچه هامون و جازموریان و: رودخانه های این حوضه خشک شده، و 25درصد ریزگرد های ایران را تشکیل می دهند. ریز گردها هم به نوبه خود: انتقال خاک هست که منتقل می شود. یکی از دوستان خوش ذوق محاسبه کرده بود که: اگر روزی یک سانتیمتر ریزگرد در ایران پیاده شود، با توجه به اینکه این ریزگردها تا ارتفاع 5هزار متری، یعنی تا تهران هم پیش آمده اند، میتوان گفت با توجه به مساحت 1648هزار کیلومترمربعی ایران، در واقع 1648تن خاک همسایگان، هر روز وارد ایران می شود! البته اگر دستگاهی مکنده این گرد و خاک ها را جایی جمع کند، شاید به بهای خوبی آن را بفروشند! زیرا از ماسه بادی هم مرغوبتر و گرانتر است. بنابر این برای رهایی از این ریز گردها، دو راه وجود دارد: یکی همین که دستگاه مکش با حجم و قدرت بالا، در مسیر این ریز گردها تاسیس شود، و آنها را بسوی خود بکشد، و محصول آن را تبدیل به: خاک سفال و اجر و خاک چینی بکند.
اما راه دوم این است که ریشه خشکی ها را بخشکاند. یعنی هرجا محل تولید ریزگرد و تالاب های خشک شده هست، یک چاه عمیق هزار متری حفر شود، تا از آبهای درون زمین، برای پوشش آبی این تالاب ها استفاده شود. البته چون اکثر تالاب ها در ارتفاع کمتر از: هزار متری سطخ دریاهای آزاد قرار دارند، لذا از مخازن آب های زیر زمینی میتوان با خیال راحت برداشت نمود. زیرا این نوع چاهها از لایه های رسوبی زمین، با دریاهای آزاد مرتبط خواهند بود، و همیشه تا سطح دریاهای آزاد، آب در انها وجود خواهد داشت.
تصفیه آب دریا و شیرین کردن آنهم، به طور طبیعی در این مسیر دراز: سفره های زیر زمینی انجام خواهد شد. خداوند منان این راه را هم به ما نشان داده است: فقط چشم می خواهد که ببیند: چاه زمزم در مکه و جنب خانه خدا، نمونه چنین صنعت بزرگ آب شیرین کنی خداوندی است. چاه زمزم از راه سفره های زیر زمینی، به دریای سرخ یا بحر المیت راه دارد و: آب شور و تلخ و غیر قابل استفاده بشری دریای مرده! که از آب دریاچه ارومیه هم بدتر است، وقتی راه طولانی سفره های زیر زمینی را طی می کند، به بهترین آب تصفیه شده جهان، که مایه درمان بسیاری از بیماری ها هم هست می رسد.
البته در آن موقع دستگاه عظیم و بزرگ لرزه نگاری، و شناسایی لایه های زمین نبوده! ولی حضرت اسماعیل شش ماهه با کمک: مادر سیاهپوستش هاجر، این معجزه را داشتند که چاه زمزم را، در نقطه صفر تپه ها و کوههای مکه، که همچون کاسه ای دور: خانه خدا را گرفته اند پیداکنند! این تئوری به ما می گوید: در دل بیابان های تفتیده وبی آب و علف هم، معادن بزرگ آب شرب و تصفیه شده وجود دارد. همانطور که در دل کوههای یخ زده، چشمه های آب گرم می جوشد. زیرا برخی ها تصور دارند که چاه زمزم، به علت استقرار در نقطه صفر ارتفاعی شهر مکه، همه آب سفره های زیر زمینی را، بسوی خود جلب می کند. و تا موقعیکه آبهای سطحی تمام نشده، نیازی به آب های انتقالی از دریای مرده (بحرالمیت ) نمی باشد.

Against above-ground basement.