اگر هزینه هایی که، (توهم حمله آمریکا به ایران) وارد کرد، حساب کنید

توهم حمله یا: خود زنی؟
یک آبادانی در زلزله بم، از زیر آوار بیرون آمد و: رو به دوستانش کرد و گفت: ولک! ویبره موبایل مرا دیدید؟ حالا اگر جنوبی خونگرم نبود، شمالی بود چی می گفت؟ او برعکس حتی وقتی موبایلش ویبره می کند، فکر می کند زلزله آمده و: داد و فریاد راه می اندازد! این است فرق کسی که: از یک حادثه فاجعه می سازد یا: فاجعه را حادثه تلقی می کند! با این مقدمه، میرویم سراغ توهم حمله! که سی سال آزگار با تفکر: شمالی های آبادان! یعنی مش سلیمونی ها! تمام بودجه مملکت را خورد. و تورم ببار آورد و یک اقتصاد مریض درست کرد! در جایی که امام خمینی فرموده بود: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. اینها فکر می کردند: هرلحظه ممکن است، آمریکا حمله کند. اگر صبح بیدار می شدند و می دیدند: حمله نشده تعجب می کردند! ایشان که یکی از فرماندهان هم بود. همیشه پیش بینی علمی می کرد!و مانند خود آمریکایی ها می گفت: همه گزینه ها روی میز است.آمریکا همین فردا صبح حمله می کند. هر روز که می دید حمله نمی شود، دوباره  روز از نو می کرد و می گفت: این بار دیگر حمله می کند! خلاصه 30ضربدر 365 بار، این حمله ها به تعویق افتاد! ولی ایشان دست بردار نبود!و این از همان فتح خرمشهر شروع شد! زیرا بعد از فتح خرمشهر، امام فرمودند ما به حق خود رسیدیم و: تجاوز نمی کنیم ! ولی ایشان با همان استدلال علمی! گفتند این تجاوز ما، عمل پیشگیرانه است ! چون آمریکا می خواهد حمله کند! و ما باید آماده باشیم. هرچه امام خمینی گفتند: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. به گوش ایشان نمی رفت که نمی رفت. ایشان می گفت من مطالعات دقیق و علمی کردم! ولی امام فقط فقه خوانده است! الان بیش از 110هزار: شهید بعد از فتح خرمشهر،  خونش به گردن این آقا است. البته دلیل آن هم این بود که: قدرت ایشان در فرماندهی جنگ بود. و حالا که کسی دنبال جنگ نبود. ایشان هم احساس کمبود می کرد. حتی کاری کرد که بودجه زیر خط قرمز رفت. و همه امکانات در راههایی خرج شد که: نتیجه ای نداشت. و هرچه امام خمینی می فرمود: ولایت مطلقه فقیه ، ایشان نمی پذیرفت و الان هم تابع ولی فقیه هست ولی زبانی! در جریان فتنه هم، تا آخرین لحظه دفاع از فتنه می کرد. بعد که دید مردم آن ها را به: زباله دان تاریخ فرستادند. دست کشید تا خودش هم، به زباله دان تاریخ نرود. بعدها مدعی: اقتصاد، شد! تورم رکودی! و کلماتی که در قوطی: هیچ عطاری پیدا نمی شد را، وارد اقتصاد  ایران کرد. در حالیکه خودش، باعث اینهمه فلاکت اقتصادی شده بود. اگر هزینه هایی که، (توهم حمله آمریکا به ایران) وارد کرد، حساب کنید، خواهید دید کلیه: هزینه های نظامی و فرهنگی ، حتی هزینه های فرصت های از دست رفته، باید از ایشان مطالبه شود. وایشان با ثروتی که: بدست آورده باید این ها بپردازد. حالا بعد از سی سال اگر ایشان، و هم پیاله هایش بیدار نشدند. باید بگویم که سخنان امام خمینی ره: در مورد آمریکا یک شعار نبود، یک شعور بود. درک بالایی از ضعف موقعیت: ژئو پلیتیک آمریکا که، بتازگی برخی از آن ها، نمودار شده است . یک بررسی ساده نشان می دهد: آمریکا هیچ گاه نتوانست حمله ای بکند. همه آن هایی که شما، اسمش را حمله گذاشته اید، یک خود زنی است. حادثه 11سپتامبر را همه میدانند که: خودزنی بود و: اگر ایشان باور ندارند، بروند فیلم هایش را دوباره ببینند. حمله به عراق و افغانستان، خود زنی بود، چرا که در افغانستان: به طالبان حمله کردند و در: عراق به صدام و: هردو از عناصر و دست پرورده های خود بودند. به همین دلیل به سوریه نتوانستند حمله کنند. چون سوریه و بشار اسد، دست نشانده آمریکا نبودند. و نتیجه حمله برایشان زیان بار بود. حتی در ویتنام یا هیروشیما هم، شما مطالعه کنید این آمریکا نبود که حمله می کرد، بلکه او را به باتلاق برده بودند. باتلاقی که هنوز دامن آمریکا را، رها نکرده است.       

به هر نفر 500دلار بدهد

حماسه اقتصادی، از کجا آغاز می شود؟

آیه الله طباطبایی که در: مراسم بزرگداشت آیه الله طاهری خرم آبادی، سخنرانی می کرد،  در تفسیر  آیه: من جا ء بالحسنه  گفت: انجام دادن کار نیک کافی نیست. بلکه بردن آن به: روز قیامت مهم است! زیرا ممکن است این کار نیک، برای دنیا باشد و در همین دنیا نتیجه بدهد. مانند خوب غذا خوردن. برخی فعالیت ها هم فقط به: عالم برزخ کشیده شود مانند: موضع گیری های خوب سیاسی، که نتیجه آن بعداز مرگ آدمی هم باقی می ماند. ولی اینها مهم نیست، قران نظرش این است که: اعمال نیک دامنه اش تا: روز قیامت باشد. و به همین دلیل گفته می شود: اگر کسی حتی دو  رکعت نماز، همراه خود به قیامت ببرد، برد کرده است! چه بسا کمک به یتیم شده! ولی برای نزدیکی به مادرش بوده! یا در موسسات خیریه، بذل و بخشش کرده ولی برای: غرور خودش در مقابل دامادش بوده! اینها نه به برزخ می رسد، نه به قیامت! همین دنیا کارش تمام است! همه در تمام دنیا باید حواس شان جمع باشد تا: کاری کند ماندگار نه فقط شعار باشد. تا این اعمال نیک با آن ها به عالم قیامت هم بیاید. حال ما از این استفاده می کنیم برای نشان دادن: نقطه شروع حماسه اقتصادی . از آن جا که همه معتقدند: در سال جاری، حماسه سیاسی اتفاق افتاده، و انتخابات ایران راه را، برای همه مردم دنیا روشن ساخته، باید در حماسه اقتصادی هم، همینطور عمل کرد. متاسفانه برخی مسئولین ما، مطالعات اقتصادی ندارند و لذا: هرچه اقتصاد دانان می گویند، فکر می کنند که از آسمان آمده! و روی حرف آن ها نباید حرف زد. در حالیکه اینطور نیست، اقتصاد ایران به روش روحانی و: متد ایران باید حل شود، نه به روش غیر از آن. تحصیلکرده های آمریکا و انگلیس، نمی توانند برای ایران نسخه بپیچند. چون اگر بخواهند به اقتصاد اسلامی نگاه کنند، از طرف همکلاس های خود مسخره می شوند. واگر بخواهند با متد غربی انقلاب اقتصادی کنند، مردم آن ها را حمایت نمی کنند. در حالیکه  با یک حرکت ساده میرزای شیرازی، ما می بینیم تحریم تنباکو، اثر می کند. بیایند عین همین کار را بکنند همانطور که: صدا وسیما و مطبوعات یکنواخت در: مورد انتخابات وارد عمل شدند، راجع به مسائل اقتصادی هم همین کار را بکنند. از همان راه رفته شروع کنند. اول از همه توقعات مردم را پایین بیاورند: پدر و مادر ها در موقع ازدواج خودشان، یک تکه فرش هم برای جهیزیه نداشتند. ولی حالا به فرزندان خود می گویند: اگر گرانتر از همه جهیزیه نبرند، سر شکسته می شوند! همین باعث یک دور باطل می شود: از یکطرف امکان تهیه بالاترین قیمت جهیزیه، برای همه پیش نمی آید. و از طرف دیگر هم برای: خانواده پسر تهیه مسکن برای: جا دادن اینهمه جهیزیه، مشکل می نماید و: نتیجه 6میلیون دختر و6میلیون پسر ازدواج نکرده است. نسل قدیم آنقدر از خودش تعریف کرده که: نسل جدید خودش را از رسیدن به آن، عاجز می بیند. لذا همه را رها می کند و میرود! باید این ها درست شود . فرهنگ کار کردن ر،ا همین پدر مادر ها سخت کردند. خودشان سه چهار شیفت کار می کنند. ولی به فرزند خودشان اعتماد نمی کنند: یکی از این کار ها را، تحویل آن ها بدهند. لذا آن ها هم بیکار می مانند و: خود را بی عرضه در مقابل: خواست پدر و مادرشان احساس می کنند. حالا ممکن است تغییر این فرهنگ، سی سال دیگر وقت بخواهد. ولی یک راه کوتاه تر هم هست! دولت بیاید یارانه ها را به دلار بدهد. یعنی بجای اینکه لقمه را دور سر ش بچرخاند. و موجودی ارزی و صندوق توسعه ملی را، به بهانه سرمایه گذاری به: چند شرکت بدهد! بیاید و تقسیم کند و به قیمت ارزان: هر دلار صد تومان به هرنفر 500دلار بدهد. یعنی یک خانواده 4نفره  ماهی دوهزار دلار، در امد نفتی داشته باشد. آن وقت ببینید آیا حماسه اقتصادی اجرا نمی شود؟ همه بافته های سیاسی و اقتصادی دشمنان نقش براب نمی شود؟ خواهید دید اعتماد به مردم برمی گردد. می بینند که پول نفت واقعا به دستشان رسیده . و چون دلار در بین مردم بیشتر می شود. حجم نقدینگی بالارفته و ارزش آن پایین می اید. و اینهمه تبلیغ شده که ما به دلار هزینه می کنیم و: به ریال درآمد دریافت می کنیم! از بین می رود.اگر جمعیت ایران 75 میلیون باشد، 150میلیارد در آمد نفتی و معادل آن: در آمد غیرنفتی وهمین مبلغ تولیدات ملی، و با پس گرفتن دارایی های بلوکه شده.  میشود نفری 6000دلار در سال که: همان 500دلار درماه برای هرنفر:متوسط در آمد در آمریکا. حالا کم و زیادش را، باید حساب کنند. تازه میتوان صنایع نظامی و خودرو سازی را، از گرفتن ارز معاف کرد. تا کسری احتمالی هم جبران شود. چون الان دیگر ثابت شده : تهدید نظامی فقط یک توهم است. که سی سال دارائی های، ایران و جهان را بلعیده است.

کلیه خانه های خالی تا تعیین تکلیف  در اختیار زوج های جوان قرار گیرد


صد روز گذشت!

روز 14خرداد 92 بود که: نعمت زاده از طرف ستاد انتخاباتی دکتر اعلام کرد که: برنامه صد روزه برای سامان دادن به: وضع مملکت تهیه شده! و بعد هم خود دکتر روحانی، اعلام کرد که: برنامه صد روزه برای: حل مشکلات اقتصادی کشور دارم. الان صد روز از آن روز می گذرد و چه زود! البته طرحی تهیه و به مجلس داده شد. درواقع طرحی تهیه شد که مجلس تصویب نکند! تا توپ به زمین مجلس بیافتد! چونکه دولتی که ادعامی کند باید: با در آمد های غیرنفتی اداره شود، می گوید نمی تواند از مردم مالیات بگیرد!و در آمد پیش بینی شده قابل تحقق نیست.امام جمعه موقت تهران حاج آقا  موحدی کرمانی هم گفت:دولت ید بیضا و عصای موسی ندارد ولی کلید که دارد؟ از این طرف هم مشکلات تحریم، با یکی دو ماه حل نمی شود. اما اینجا یک مسئله است: برخی ها فقط حکومت می خواهند، همین که به حکومت برسند مشکلات حل شده! و یا اصلا ازبین می رود. درواقع آن ها صورت مسئله را پاک می کنند.  برخی ها برعکس، برمشکلات موجود می افزایند. آن ها با پیچیده نشان دادن مشکلات و راه حل ها، فقط عقده خود بزرگ بینی را اقناع می کنند. استفاده از کلمات قلمبه و سلنبه و: کلاس بالا، نه تنها برای مردم قابل فهم نیست، بلکه آنان را بدبین تر می کند. البته عده ای هم از مشکلات می کاهند.اغلب دید مثبت و: ازخود گذشتگی سرمایه آن ها است. حال بررسی کنیم کدام درست است . چند راه حل  ساده:  باید دانست که مشکلات اقتصادی و: معیشتی راه حل های ساده دارد، اما پرداختن به آن مشکل است! 1- برای حل مشکل مسکن: کلیه خانه های خالی تا: تعیین تکلیف دراختیار زوج های جوان قرار گیرد! بسیار ساده است و: همه آن را قبول دارند. با این روش هم: مشکل ازدواج زوج های جوان، حل می شود هم مشکل مسکن، هم مشکل در آمد! زیرا 6 میلیون پیر دختر در ایران به این دلیل ازدواج نمی کنند که: پیر پسر ها خانه ندارند و: یا در آمد کافی برای اجاره خانه ندارند. رشد جمعیت هم حل می شود. اگر 6میلیون ازدواج کنند، همان سال اول 6میلیون به جمعیت کشور اضافه می شود. دیگر نیازی به راه حل های الکی و پیچیده نیست.  2- برای حل مشکل بیکاری، دو شغله ها و چند شغله ها کارشان را به بیکارها بدهند! آیا کسی مخالف است؟ یعنی کار هم مثل مسکن وجود دارد. ولی توزیع آن نامناسب است. اگر توزیع درست باشد، همان که امام علی ع فرمود می شود: هر کجا کاخی بر پا است، لاجرم کوخی هم در کنار ش برجاست. لذا احتیاج به توضیح ندارد. ولی کیست که گوش بدهد؟ یا بتواند به آن عمل کند؟. به نوشته صراط: کاخ نشینان کمیته امداد، چگونه به کوخ نشینان خواهند رسید؟  3- تورم :تنها راه مبارزه با گرانی و تورم،  توزیع یارانه به ارز است. توزیع یارانه نقدی اگر: به دلار صورت گیرد، باعث کاهش ارزش دلار و: بالارفتن ارزش پول ملی می شود. این هم باز به فرموده امام علی است : بیت المال و غنایم باید اصلش به: دست مردم برسد و: حاکم اسلامی حق ندارد آن را تغییر دهد. مثلا در قضیه فرش گلستان از کاخ کسری، دیدیم که حتی فرش را تکه تکه کردند و: به افراد دادند. حالا اگر امروز بود، یک ثروتمندی آن را می خرید و: پولش را بین مردم تقسیم می کردند! مثل سهام کارخانجات اصل 44! در آمد نفت هم مانند: غنیمت یا درآمد ملت است. نباید آن را در صندوق موهومی نگهداشت. و بجای آن ریال به مردم داد! صندوق ذخیره ارزی یا: صندوق توسعه ملی، از آن جهت موهوم است که: چیزی در آن نیست! بلکه تصورات ذهنی یک دولت است! چون دلارها  در بانک های خارجی است. واصلا به داخل نمی اید. فقط حسابداران دولتی، با این ارقام لاس می زنند! وعده ای هم نقشه می کشند: چطور جلوی تقسیم آن را بین مردم بگیرند. تا بتوانند به نفع خودشان مقرری بسازند

سلف خری یعنی خرید پیش از تولید، در اسلام حرام است

طراحی خودرو رشته مغفول ! با اینکه نزدیک به نیم قرن، صنعت خودرو در ایران، رسمی شده و بیش از یک قرن، از ورود آن می گذرد، ولی هنوز رشته طراحی اتومبیل در ایران، تاسیس نشده است و هنوز طراحی خودرو ملی، به دست غیر ملی ها صورت می گیرد. تصادف اخیر هم نشان داد: که چه مقدار این مسئله مهم است. وقتی بدون توجه به فرهنگ مردم ایران، چکش در کنار شیشه می گذارند. اولا هیچکس را توجیه نمی کنند. و بعد هم عده ای آن چکش را می دزدند. و عده ای هم آن را زیادی می دانند. و برمی دارند. لذا تصادف وحشتناکی، منجر به آتش سوزی اتفاق می افتد. البته عناصر دیگری هم هست. مثلا پایین بودن قیمت گازوییل باعث می شود تا: رانندگان اتوبوس ها، به فکر قاچاق سوخت بیافتند. زیرا قاچاق سوخت در کنار:حمل مسافر راحت تر است. و کمتر مورد بازدید قرار می گیرد. و ماموران هم از ترس سرو صدای مسافران، به دقت بازرسی نخواهند کرد. البته به غیر از سوخت موارد دیگری هم از: رانندگان گزارش شده که فعلا: جای بحث آن نیست و همه اینها: مربوط به فرهنگ خودرو می شود. آیا تا کنون از خود پرسیده اید: وقتی نخبگان ایران می توانند: ماهواره طراحی کنند چرا خودرو طراحی نمی کنند؟ و یک خودرو نمونه از ایران، در مسابقات اتومبیل رانی نیست؟ تعدادی خودرو مگان هم که: برای شخصیت های جنبش عدم تعهد، ساخته شده بود به: قیمت تمام شده 85میلیون تومان فروخته شده بود. بعد از ده روز استفاده به 15میلیون تومان فروخته شد!. مهمتر اینکه خودرو سازی ایران، طفل 50ساله ای است که: هنوز از شیر مادر گرفته نشده!و بدون کمک دولت ازبین می رود! البته پیشنهاد ما هم، همین است که ازبین برود! چون دلایل زیادی وجود دارد: سیستم قبلی به دلیل کهنه بودن، دچار کرم زدگی شده. یعنی لابی هایی به وجود آمده اند تا: خودرو ملی را زمین بزنند. لذا درگام اول بهتر است: طراحی از نو شروع شود. یعنی فرض شود که اصلا خودرو سازی وجود ندارد! ممکن است این کار دور از ذهن باشد. زیرا جامعه به خودرو نیاز دارد. مخصوصا اینکه گفته میشود: ایران خودرو، روزانه دوهزار انواع خودرو تولید می کند. میتوان از طراحی موازی هم، استفاده کرد. یعنی خودرو سازی اسلامی را، طراحی و از نو ایجاد و تقویت کرد. تا قابل رقابت با: خودرو ساز های فعلی شود. البته نیاز به سرمایه گذاری مجدد نیست. فقط باید تغییراتی در ساختار آن داد. و آن اینکه تعدادی دلسوز بیایند و: با فرهنگی بومی برای ساخت خودرو اقدام نمایند. ایرانیان از قدیم بهترین مرکب یا: خودرو را سوار می شدند. از بهترین نژاد اسب ها، برای سوارکاری استفاده می شده. قدیمی ترین  جاده ها جاده شاهی کورش و داریوش بود. جاده ابریشم و امثال آن هم، به ایرانیان تعلق داشته چاپار ها پیک های سریع از همان زمان بودند. ذر زمان ما هم  فرهنگ اعیاد و تعطیلات ، مستقیما گره خورده به: خودرو یعنی همین که تعطیلی اعلام می شود، و یا اعلام شده باشد. کلیه کار ها تعطیل و سفر آغاز می شود. حتی چند روز جلوتر، خودرو ها به تعمیرگاه برده شده و:خرید لوازم و تعمیرات و بازدید ها، صورت می گیرد. بهترین و بالاترین خریدار: همه نوع اتومبیل ها، ایرانی ها هستند. با وجود اینهمه تولیدات داخلی، ارگان های دولتی هم به واردات خودرو می پردازند!. اهمیت این امر از آنجا معلوم می شود که: همه خودرو سازان جهان بعد از تحریم ایران، ورشکست شدند.لذا پرداختن به طراحی خودرو ملی، از همه امور برتر و بالاتر است، که مغفول مانده یا: به آن اهمیت داده نمی شود. برای درک بهتر این نفوذ فرهنگی خودرو، باید دانست اغلب اصطلاحات عامیانه مردم، اصطلاحات خودرویی است! وقتی دو نفر دعوا می کنند یکی می گوید: جلو بندی تو میارم پایین! یا اینکه اگر کسی تنبل بازی در بیاورد می گویند: سه شده ! یعنی از 4 شمع یکی کار نمی کند!از کاربرد لغت های خارجی هم باید گفت: بزرگترین تهدید برای زبان فارسی، زبان خودرو سازان است: کلمات :مدل! سیستم و جی ال ایکس و غیره، تنها مرکز صدور آنان خودرو سازی است. بنابراین طراحی خودور ملی باید: همه زمینه ها را بومی کند و اگر خود، تولید نکرد طرح های تمام: تولید کنندگان را ویرایش کند. بر همه شئونات خودرو سازی، نه فقط از لحاظ  قطعه سازی و یا مالی، بلکه از هرنظر نظارت کند. مثلا در مورد مسایل مالی ما می بینیم: بدترین روشهای غیراسلامی را در تهیه منابع مالی، همین خودرو  سازی باب کرده است. سلف خری یعنی خرید پیش از تولید، در اسلام حرام است. ولی خودرو سازان به آن افتخار می کنند! پیش فروش قسطی و امثال آن، همه ربا است. زیرا خرید و فروش به شرط معاینه است. یعنی دیدن مورد معامله، چیزی که در خودرو سازی ایران امکان ندارد

درهمین قضیه خانم راستگو، ما شاهد به گریه افتادن او: در موقع مصاحبه هستیم

مرگ اردوگاه اشرف، مرگ آمریکا
یکی از منافذ تنفسی و: منابع تغذیه ای آمریکا، وشاید اصلی ترین آن، در منطقه خاورمیانه، سازمان مجاهدین خلق  بود. زیرا بقیه ساز مان ها یا: گروهک ها، اغلب بسیار کوچک بودند. و فقط به فاز نظامی یا: فاز ایدئولوژیک، فکر می کردند. لذا ضریب نفوذ آن ها، بسیار اندک بوده ، قابل اتکا برای ابرقدرتی مثل آمریکا نبود. سازمان مجاهدین خلق با سابقه مبارزاتی، باعث جذب نیرو های زیادی می شد. همیشه در تشکیلات آنان، دو رده کامل وجود داشت: قبل از تغییر ایدئولوژی و بعد از آن! در مراحل جذب که: همان مرحله قبل از تغییر ایدئولوژیک یا: انقلاب فکری بود، همه چیز مانند جمهوری اسلامی بود: نماز می خواندند و از اعتقادات رجوی در: مورد اسلام صحبت می کردند. تا همه را جذب کنند. اما بعد از جذب مرحله تخلیه و سپس جایگزینی یا: انقلاب ایدئولوژیک بود. دراین مرحله افراد حتی از داشتن: موبایل یا کامپیوتر و: اینترنت منع می شدند. و فقط باید به سخنان: مریم رجوی و مسعود، گوش می دادند. همسرانشان را تقدیم به: رجوی ها می کردند! اگر زن بودند شوهر خود را به مریم رجوی، و اگر مرد بودند درکمال ایثار، همسر خود را به عقد: فرمانده همیشه در حجله در می آوردند. ازدواج و عشقی در کار نبود. و هرکس عاشق می شد، بریده به حساب می آمد. اگر سازمان صلاح میدانست، دونفر ازدواج تشکیلاتی می کردند! البته در بسیاری از سازمان ها، این آزار جنسی وجود دارد. در سازمان ها وادارات غربی هم، هر از چند گاهی، برخی از آن ها افشا می شود.  درهمین قضیه خانم راستگو، ما شاهد به گریه افتادن او: در موقع مصاحبه هستیم. و این نشان میدهد: برای مقابله با: احکام اسلامی صیغه، آزار جنسی  بسیار، بر زنان روشنفکر وارد می شود. در سازمان اصلاحات صیغه: در احکام اسلامی زشت ترین حلال است.. بهرحال با بسته شدن اردوگاه اشرف، همه این بد کاریها به نقطه پایان می رسد. و راه نفس و تغذیه: آمریکا بسته می شود. شاید مهمترین دلیل عقب نشینی آمریکا از: مواضع جنگ طلبانه، همین فروپاشی منافقین باشد. زیرا حضور آن ها در: شبکه جاسوسی نابود شد. در نتیجه آمریکا از دسترسی به: اطلاعات محرمانه مواضع نظامی محروم شد. حتی اگر آمریکا خواسته باشد: زمان بخرد تا: منافقین خود را باز سازی کنند. چنین کاری امکان پذیر نیست. لذا احتمال حمله نظامی آمریکا، به صفر می رسد. وقتی آمریکا در موضعی باشد که: نتواند حمله کند. این به معنی مرگ اوست. زیرا آمریکا و سازمان منافقین، هم فاز بودند: یعنی هردو در انتهای فاز نظامی قرار داشتند.این به معنی بی بازگشت بودن: اسنراتژی صلح است . انتقال آن ها به پایگاه لیبرتی هم ،هیچ کمکی به ادامه حیات آن ها نمی کند. ما این واقعه عظیم را به جناب حجت الاسلام والمسلمین دکتر علوی، وزیر محترم اطلاعات تبریک می گوییم. با مرگ پادگان اشرف، مرگ بسیاری از اقدامات: ضد امنیتی هم فراهم شده.حتی بسیاری از موارد امنیتی در: عراق هم حل شده. البته حفره های امنیتی عراق، غیرقابل اجتناب است. یعنی اینکه انفجارات ادامه خواهد داشت. زیرا وجود کوموله در آنجا مشکل ساز است. ما می بینیم در کردستان عراق، در جاهایی که کاملا زیر سیطره کوموله است. ارامش و امنیت بر قرار است. ولی با ورود به مناطق غیر کوموله، انفجارات آغاز می شود. فرقی نمی کند در کرکوک که ترک ها هستند یا: در بغداد که عرب ها هستند. ممکن است متقابلا اعراب هم، به چنین امری دست بزنند. اما فقط جنبه انتقام شخصی داشته، و هرگز به مسئله حاد امنیتی، تبدیل نشده است. وچون قانون اساسی حضور کوموله  را در مقامات عالی، الزامی می دارد. نیشتمان کوموله، لذا هیچ راهی برای مبارزه با: انفجارات وجود ندارد. حفره های امنیتی در همان مقامات بالا است. که اجبارا در مراکز حساس حضور دارند. نمونه آن معاون مام جلال ، طارق هاشمی است. که با وجود همه مدارک مثبته، هیچکس کاری نتوانست بکند. در واقع کلید امنیت عراق، در درست رئیس جمهور است. رئیس جمهور هم، خواسته های غیرمنطقی همچون: جدایی کردستان عراق را دارد. و با این انفجارات می خواهد به آن کوموله بزرگ یا هلال خضیب برسد  

سازمان جهنمی اصلاحات، بالاخره دست به افشاگری زد

راستگویی در: جهنم اصلاحات

سازمان جهنمی اصلاحات، بالاخره دست به افشاگری زد  و: الهه راستگو مجبور شد: راستش را بگوید! محسن هاشمی که: با یک رای جانسوز، نتوانست شهر دار تهران شود! الهه راستگو را تهدید به مرگ کرد. البته ایشان از ترس تشکیلات، نامی نبرد ولی، قراین کسی جز ایشان را نشان نمی دهد! فاز برخورد خشن که: براساس دفع است، نشان نزول یک تشکیلات است. همانطور که جذب نشان رشد آن. چون هرسازمان یک روند رشد و: یک روند سقوط دارد. این قانون هر پدیده است. یعنی هرچیزی که نبوده و: به وجود می آید . این دو مرحله را، امام علی برای انسان، تعریف کرده است: ایشان می فرماید: دنیا دو روز است: روزی به نفع تو، روزی برعلیه تو! (الدنیا یومان یوم لک یوم علیک)، این دوگانه بودن زندگی بشری، به اجتماع هم برمی گردد. یعنی جوامع هم دارای دو: دوره زندگی هستند دوره اول رشد و: دوره دوم سقوط . البته میتوان این دو جزء را تفصیلی تر کرد و: به 5 قسمت توسعه داد: تولد، رشد، اوج، سقوط و مرگ. در مورد تمدن ها هم همینطور است: تولد یک تمدن، رشد و شکوفایی آن، اوج گرفتن، زوال رفتن و: مرگ تمدن! حد اقل سی وشش تمدن، برای این قانون توسط یکی از: جامعه شناسان بنام توین بی معرفی شده است. به گفته دکتر توسلی، جامعه شناس ایرانی، حرف های (مارک توین بی)، ترجمه کتاب ابن خلدون، دانشمند ایرانی قرن ششم است. مانند همه سرقت های علمی که: غربی ها انجام دادند!. در مورد ظهور و سقوط تمدن ها مثلا: اروپا از سال 1789 یعنی: انقلاب فرانسه متولد می شود. با انقلاب صنعتی به اوج می رسد. و با جنگ دوم جهانی می میرد. فروپاشی اروپا در سال های 1948 ،با تولد صهیونیزم همزمان می شود! یعنی اروپای درحال مرگ که: با کمک های طرح مارشال، می توانست به زندگی ادامه دهد. دلخوش به ایجاد: یک کشور مستقل در آسیا بود. یا:کمونیزم ازدل اروپا، حیات خود را از سال 1917تا 1997 ادامه می دهد. طبیعی است که ظهور و سقوط آن، دفعی نبوده بلکه تدریجی بوده و: اگر متقارن باشد 80سال را تقسیم بر دو: می کنیم 40 سال رشد ، 40سال هم سقوط! یعنی اوج شکوفایی کمونیزم، در سالهای 1947تا 1977 بوده است: بگفته ابن خلدون سه نسل :نسل اول با انرژی و عصبیت، نسل دوم بهره مند، نسل سوم فاسد. با شروع انقلاب اسلامی، در سالهای 1977تا 1979 کمونیزم، رو به زوال می رود. و نهایتا در سال 1997می میرد. لیبرالیزم آمریکایی هم با: پایان گرفتن جنگ های داخلی 1860 ،به صورت ایالات متحده درآمده، اولین رئیس جمهور آن: جرج واشنگتن تابع انگلیس بود. ولی در حوالی جنگ جهانی دوم، راه خود را از اروپا جدا کرد. با بمباران هیروشیما، تولد خود را جشن گرفت! این حرکتها از سال 1944تا سال 2014ادامه خواهد داشت. یعنی فروپاشی کامل آمریکا در شصت سالگی، اتفاق می افتد. ولی به معنی مرگ آمریکا نیست. چنانچه فروپاشی شوروی، به معنی مرگ کشورهای عضو آن نبود. انفجارات هیروشیما و 11سپتامبر، از این لحاظ در مقابل هم قرار دارند. زیرا با انفجار هیرو شیما، همه قدرت ها مطیع آمریکا شدند. و دوران طلایی آن آغاز شد. ولی انفجارات برج دوقلو، شک و تردیدها را در مورد: قدرت آمریکا به راه انداخت. در مورد صهیونیست، این موضوع به صراحت در: قران کریم آمده است: در سوره ای به نام اسرا، گفته شده که یهوی ها، دوبار قدرت مند می شوند! بار اول آن ها را سرکوب می کنند و: از فلسطین اخراج می کنن.آن ها توبه می کنند و برای بار دوم هم، به قدرت میرسند که: چون توبه خود را می شکنند. و خود را برترین قوم میدانند و: به دیگران نیکی نمی کنند. ازبین می روند و: مانند بار اول ازتمام خانه هایشان، اخراج می شوند.! بنظرم خواهر گرامی الهه راستگو، این درس ها را درکلاس های اینجانب، در مدرسه عالی شهید مطهری، در سال و توابع آن در سالهای 1361یا 1362 خوانده باشد. و این را بداند. لذا نباید از این برخورد خشن ناراحت شود، بلکه اکنون خود به جریان مهمی تبدیل شده که: باید قدر آن را بداند.  

 

رئیس جمهور ما به راحتی میتواند جلوی جنگ را، با سیاست پویا بگیرد

دارو: دردی بی درمان! در زمان ما همه چیز برعکس است! جنگ طلبان، ادعای حقوق بشر دارند! و دلشان از اینهمه: بی عدالتی خون است! و می خواهند همه دنیا نباشد! برای همین، نقشه جنگ می کشند! زور گویان، طرفدار ضعیفان شدند! و ازاینکه اینهمه دیگران زور می گویند، وجدان عذابشان می دهد! چون فقط خودشان باید: زور بگویند نه کس دیگر! ثروتمندان، شبها از درد بی خانمان ها، خوابشان نمی برد! البته نه تنها حاضر نیستند. کمکی به آنان بکنند، چون پر رو می شوند. بلکه اگر بتوانند حتی لقمه را هم، از دهان آن ها برمیدارند! پیرزن ها، به فکر پسران جوان و: غصه دار آنها هستند! که چرا آنها زن نمی گیرند و: بچه دار نمی شوند!از شدت حسادت هم،حاضر نیستند کس دیگری بجز خودشان را، برای همسری آنان لایق بدانند!پیرمردها، به فکر دختران جوان هستند و: از اینکه آن ها بجز او: به کسان دیگری علاقمند است، غیرتی میشوند! دارو هم، که بر هر دردی دوا بود! حالا خودش تبدیل شده: به درد بی در مان! بقول مولانا : ازقضا سرکنگبین صفرا فزود! آیا این تقصیر دارو است؟ یا دارو سازان یا: دارو فروشان یا: هیچکدام؟ راحت تست بزنید، و یکی را مقصر اعلام کنید تا: رسانه ها دمار از روزگارش، در بیاورند و: وای به روزی که: مقصر واقعی با خیال راحت، کنار نشسته باشد ولی: رسانه کس دیگری را چوب بزنند. چوب رسانه ها درد ندارد، ولی سرنگونی دارد! جالب است همین گیج و گنگ بودن برخی ها، باعث شده تا دنیایی خارج از: اراده آن ها شکل بگیرد!مردمی در دنیا بوجود آمدند که: هرچه تحریم می کنند شان، هر روز اختراعات جدید می کنند! و هرچه زور می گویند، آن ها قوی تر می شوند! تبلیغات می کنند که مردم در: انتخابات شرکت نکنند، بعد مردم شرکت می کنند! کفر ان ها را در می اورند. بعد هم همان ها با علاقه تمام، نتیجه را تبریک می گویند. بعد همان ها عزا می گیرند که: عجب اشتباهی کرده بودند! این هم چوب خدا است، چوب خدا صدا ندارد، ولی اگر بخورد دوا ندارد! گفتیم دوا! خود غربی ها فلسفه می بافند که: بیماری های خاص را، بگذارید زودتربمیرند! چون هزینه یک بیمار خاص، از یک بیمارستان بیشتر است! هزینه یک درصد از بیماران خاص، برابر 99 درصد بقیه است! علت زمین گیر شدن: بیمه ها ی درمان همین ها هستند! دو گروه هستند که: بیمه ها را ورشکست می کنند: پیرها و بیمارهای خاص! چون هرروز که می گذرد، هزینه درمان آنها بیشتر می شود! به همین دلیل بیمه ها، آن ها بیمه نمی کنند! جامعه هم آن ها را طرد می کند. پیرها را به خانه سالمندان می سپارند. تا بمیرند! و مریض های لاعلاج را هم، آمپول هوا پیشنهاد می کنند تا: بیش از این رنج نبرند و: دیگران را هم به زحمت نیاندازند. به همین دلیل است که: داروی بیماریهای خاص، اصلا تولید نمی شود و: یا کم تولید می شود اما، در ایران همه رسانه ها بسیج شدند: برای چند بیمار خاص ! هر روز مصاحبه پشت مصاحبه، از کمبود دارو! البته این بی سواد ها، از پشت قضیه اطلاع ندارند. فقط می خواهند دولت را مجبور به: التماس کنند! التماس برای رفع تحریم! یا التماس از رسانه ها برای: رفع مصاحبه! تا به آن ها ثابت کنند که: رئیس اجرایی کشور کسی جز خبرنگار نیست! آن ها حتی وزرا را هم مثل: یک عکاس  به دنبال خودشان می کشند! و این طرف و آنطرف می برند تا: قدرت خود را به رخ بکشند! حتی از ریش سفید آن ها خجالت نمی کشند. همین امروز در جلسه: انجمن های اسلامی دانش آموزان شاهد بودیم: که مسئولین کلی زحمت کشیده بودند: دختران دانش آموز محجبه را جمع کرده بودند. برای آن ها حریم جداگانه با: پسرها گذاشته بودند. ولی جلوی چشم آن ها، چند خبرنگار پیزوری! کشف حجاب کرده با: دوست پسرشان لاس می زدند!آیا صحبت سرپرست وزارت خانه، بیشتر اثر می گذارد یا: پیزوری بودن این چند خبرنگار ؟ ایا رئیس جمهور ما که: به راحتی میتواند جلوی جنگ را، با سیاست پویا بگیرد، باید به فکر دیپلماسی شرق و غرب باشد یا: تند تند از خبرنگاران معذرت بخواهد و: به آن ها توضیح دهد؟ واقعا که زمانه عوض شده!

آن ها حتی جرات کردند و: دانشمندان را قیمت گذاری کردند

سازمان جهانی دانشمندان

علم در زمان فعلی، اغلب در اختیار شیطان ها قرار گرفته و: آن ها از آن استفاده می کنند! کشتار وسیع دانشمندان، ربودن آن ها و: به زندان انداختن ، حتی حبس آنان در محیط کاری، از ظلم هایی است که  به دانشمندان می رود. شاید بی دفاع ترین مردم، همین دانشمندان باشند! که جرم آن ها دانستن زیاد است! کسی که نیروی اتم را اختراع می کند، بعد می بیند از دانش او: برای کشتن مردم ناکازاکی  و هیروشیما استفاده شده، از کرده خود پشیمان می شود. برای استغاثه به درگاه خدا، ابتدا روی به انجیل می آورد. درنهایت شیعه می شود و: از خدا می خواهد که: او را ببخشد. البته خدا او را خواهد بخشید. زیرا که آگاهانه و خود سرانه، برای کشتار مردم، نیروی اتم را اختراع نکرد. اگر کمی هم اشتباه کرد، توبه نمود . اما چرا جهان به این سمت رفت که: دانشمندان امنیت ندارند؟  همه آنها به این دلیل است که: یک سازمان جهانی متعهد ندارند. هرکس می تواند به جای ان ها: تصمیم بگیرد و آن ها را، مانند ماشین آلات، جابجا کند. در زمان جنگ دوم جهانی، وقتی آلمان ها تحریم شدند، بنزین به آن ها فروخته نمیشد. دانشمندان آن ها از: آسفالت خیابان ها، بنزین تهیه کردند. ولی همین دانشمندان، بعد از فروپاشی آلمان نازی، یا کشته شدند و یا ربوده شده به: آمریکا برده شدند. یعنی آمریکا همانطور که خود را: مالک جهان میدانست، دانشمندان را هم مایملک خود، تلقی می کرده و: مانند برده داران قدیمی که: برده ها را با زمین خرید و فروش می کردند. آن ها هم چون در جنگ برنده شده بودند، اولین غنیمت خود را دانشمندان دانستند! پدر فیزیک و شیمی را دستگیر و: به قرار گاه های مخفی در: صحرای نوادا بردند. آن ها حتی جرات کردند و: دانشمندان را قیمت گذاری کردند! برخی از آنان فقط به: اعتبار یک وعده فریفته می شدند! مثلا آمریکا در کنگره، قانونی را مطرح می کرد که: مثلا به دانشمندان، کمک مالی بکند! این دانشمندان ساده لوح، از دور آن را دنبال می کردند و: در خیالات خود را صاحب آن دلارها، می پنداشتند و: بنای نا سازگاری با: هموطنان و دولت خود می گذاشتند. حتی به جاسوسی علمی یا سیاسی می پرداختند. در بسیاری از موارد هم، آن کمک های کذایی  تصویب نمی شد!اگر هم تصویب می شد، حیف و میل می شد. و اینها مال باخته می شدند!بقول ایرانی ها: خسرالدنیا والاخره می شدند! این دانشمندان بی ارزش، در واقع دانشمند نبودند بلکه: دانشمند نما بودند و: از علم برای وطن فروشی، استفاده می کردند. و خدا هم در کاسه آن ها می گذاشت! تا اینقدر حقیر نباشند. حال اگر یک سازمان حامی دانشمندان جهان، وجود داشته باشد و: فراتر از مرزها به کمک آنها بشتابد. اولین کار این سازمان جهانی، آموزش اعضا خود خواهد بود! در آن آموزش ها، یاد خواهد داد که یک دانشمند،  به  وطن خود و ملت خود خیانت نمی کند. دانشمند واقعی، اصلا برای دنیا و ذخارف آن، ارزشی قائل نمی شود.همه دانشمندان واقعی در: فقر و تنگدستی بودند! نه از آن جهت که کار نمی کردند، بلکه از آن جهت که: نمی خواستند علم خود را، به دنیا پرستان بفروشند! و برای چند روز خوش گذرانی، ملت خود و دیگران را نابود سازند. البته واحد های دیگری هم، این سازمان جهانی خواهد داشت که: تدارکات و تهیه ملزومات تحقیقاتی ، حمایت مالی از دانشمندان ، حفاظت از خود و خانواده آنان، در برابر آدم ربایی و قتل، از جمله آنان خواهد بود.  بطور کلی نخبگان و دانشمندان، از زمان دانش آموزی، شناسایی و در سطح دانشگاه، و فوق تخصصی باید مورد حمایت قرار گیرند. تا بخاطر مسائل معیشتی، به خیانت روی نیاورند. اگر آنان در حد لازم، تامین شدند ولی باز به: خیانت روی آوردند و: منافع مردم خود را به: بیگانگان فروختند، آنگاه باید بعنوان دانشمند نما، معرفی گردند تا الگوی جوانان قرار نگیرند. نه آنکه خیانت کنند و تشویق شوند! والگوی جوانان هم باشند. تا آن ها هم به جریان فرار مغزها بپیوندند. و معلوم شود همه آنها فقط برای: درامد ومنافع شخصی بوده است!سازمان جهانی دانشمندان، روابط بین المللی هم خواهد داشت. زیرا علم متعلق به سرزمین خاصی نیست. و این مقوله جدای از آن: جاسوسی علمی وسیاسی است. زیرا اهداف در اینجا خیرخواهی برای همه است. ولی در جاسوسی علمی، هدف فقط ارضای میل جنسی یا: نفسی خود دانشمند است.او منافع شخصی را بر: همه چیز ترجیح می دهد.   

ما از مواضع انگلا مرکل و دیگر مخالفان جنگ،  باید تشکر کنیم

تربیت غرب، اما مشکل

شرق زحمات زیادی کشید تا: غرب وحشی را آدم کند. و اکنون نزدیک است که: نتیجه بگیرد. ما از مواضع انگلا مرکل و دیگر مخالفان جنگ،  باید تشکر کنیم که: بالاخره سر عقل آمدند و: دست از جنگ نابرابر برداشتند. گرچه هنوز اوباما، به دنبال هفت تیرکشی در مقابل: افراد بی اسلحه است اما، او هم به زودی متمدن می شود! سابقه ایران در متمدن کردن وحوش، بسیار درخشان است: خواجه نظام الملک توانست: قوم مغول را نه تنها متمدن، بلکه شیعه نماید. تا جاییکه بهترین بقاع متبرکه را، درزمان الجایتو ساختند. و یکی از خان های مغول هم، نام خود راهم تغییر داد و: خدابنده نام گذاشت! که اکنون آثار او در استان زنجان، هنوز باقی است و: شهری به نام ایشان است. سلطان خدابنده! ایرانیان قبلا نیز، اعراب را رام ساخته بودند! اعرابی که: وقتی به ایران حمله کردند، نمی دانستند فرش چیست! بعد فرش های کاخ را، تکه تکه کردند و: هرکدام یک تکه غنیمت برداشتند! درحالیکه فرش ایرانی، نگار خانه عرش بود. بر روی زمین: گلستانی از گلها بود زیرپا. و بوستانی از گیاهان بود: برای کف خانه. یعنی بهشت را به خانه می آورد! به جز عرب ها، ترکان نیز در ایران تمدن آموختند و: تا  مرز نخست وزیری و بعدا: پادشاهی غزنویان و خوارزمشاهیان، پیش رفتند. در اوج قدرت این حکومت ها، افتخارشان این بود که: زبان پارسی را یاد بگیرند و: آن را پاسداری کنند. بهترین کتب علمی و: دیوان اشعار فارسی در: زمان همان ها تالیف شد.  اروپاییان گرچه مانند مغول ها، و شاید بدتر از آن ها بودند، ولی بالاخره رام ایران شدند. آن هایی که تا زمان جنگ های صلیبی، حاضر نبودند نام ایران را بشنوند، واختراعات ایرانی را از: کار های اجنه و شیاطین می دانستند! فرصت خوبی به دست آمد: مغول ها که به ایران حمله کردند، دانشمندان ایرانی موقعیت را: مغتنم شمرده کتاب های خود را، برداشته و راهی اروپا شدند. و در میان قبایل وحشی گل و انگلو ساکس.م وژرمن ، مخفی شدند و به عنوان پناهنده جنگی، از آنان کمک خواستند و: آهسته آهسته علوم خود را، به گوش آنان خواندند. اروپاییان به شرطی راضی شدند: این علوم را یاد بگیرند: که بنام خودشان باشد! و ایرانیان فراری نیز باقبول این پیشنهاد، علم را از گزند مغول ها، به دامن صلیبی ها ریختند. به همین دلیل است که: اصیل ترین کتب و منابع علمی ایرانیان، در اروپا و موزه های لورفرانسه ، بریتیش میوزیوم هست. بارزترین نظریات عمر خیام، بنام پاسکال منتشر شد. تا از چنگ حرامیان به دور باشد. و نظریات ملاصدرا ، شیخ بهایی و فارابی هم، بنام های دیگران . برخلاف اروپا ، اعراب ، ترکان و مغول ها که: ریختند و کشتند و رفتند! اما آمریکاییان ریختند و کشتند ولی نرفتند! یعنی هنوز نرفته اند! و ضرورت تاریخی الان، حضور یک خواجه نظام جدید، در دستگاه مغول های عصر اتم است. البته خواجه نصیر های کوچک هستند! و روی مخ آمریکاییان کار می کنند تا آن ها را آدم کنند. ولی هنوز گام اساسی مانده.و جای خالی خواجه نظام بزرگ خالی است . آیا جان کری دست از لج بازی برخواهد داشت؟ و به ایده های نوجوانی و جوانی خود، متعهد خواهد ماند؟ آنجا که با دانشجویان ایرانی، روز های خوشی داشتند و: برای محو و نابودی: جنگ از تمام زمین، نقشه می کشیدند؟ البته شاید جان کری هم راضی باشد، یا حتی اوباما و رایس ! که می گفتند: رایس حتی نامزدی از اهالی قزوین داشت. و اورا بسیار دوست می داشت. و اوباما که حتی فارسی هم بلد است! و  برای نوروز ایرانی ها پیام می فرستد. ما اکنون منتظر ظهور تمدن در غرب وحشی هستیم. و مایلیم آن ها قبل از اینکه: دست به هفت تیر ببرند، فکر کنند. ببینند که آبا و اجداد آنها، که خوره ششلول بندی بودند، جز کشتار میلیون ها: سرخپوست ، سیاهپوست و حتی سفید پوستان آریایی، چیز دیگری در کارنامه دارند؟ ببینند آیا این دانشمندان ایرانی مانند: دکتر چمران ها نبودند که: علم و پیشرفت را به آنان هدیه دادند؟ بیایند و فکر کنند و: بجای کشتار مردم دنیا، با آن ها دوست باشند. خود را شهر وند برتر و: دیگران را شهروندان دست دوم ندانند.   

وکلای ما به آمریکا متعند هستند نه به ملت خود

سازمان جهانی وکلای متعهد از آنجا که اغلب حقوقدانان ما، فارغ التحصیل آمریکا هستند. لذا نمی توانند برعلیه:ولی نعمت خود، اقامه دعوا کنند. به همین دلیل است که: تمام جنایات آمریکا یا: نادیده گرفته می شود و یا: از آن صرف نظر می شود.بهترین دلیل محکومیت آمریکا: سخنان ضد ونقیض رهبران آن است. کسی که موضع دوگانه دارد یعنی: خود را در محاکم صالحه محکوم کرده است. مثلا وقتی جان کری، در جوانی عضو: گروه های ضد جنگ بوده: حرف هایی زده که الان: درست برعکس آن عمل می کند! و براحتی میتوان جنگ طلبی او: برعلیه سوریه را با: کلمات خودش محکوم کرد. حالا چرا وکلای ما کاری نمی کنند: بسیار ساده است: آن ها به آمریکا متعهد هستند نه: به ملت خود! لذا پیشنهاد ما ایجاد یک نهاد: مردمی بین المللی، بنام سازمان جهانی وکلای متعهد به اسلام و حقیقت است. این وکلا باید در درجه اول سوگند بخورند که: هیچگاه حق را فدای آمریکا و یا اروپا نکنند. و به ملت خود متعهد شوند. و منافع ملت خودشان را درنظر بگیرند . البته باید دانست چون 193 کشور وجود دارد، قاعدتا 193نوع منافع ملی وجود خواهد داشت. برای پرهیز از این تشتت و چند گانگی، باید اصول انسانی ، اسلامی و احکامی که: از سوی خدا برای بشر نازل شده، اولویت اول داشته باشد. در اولویت بعدی به  منافع ملی پرداخته شود. این امر دارای سلسله مراتب پایین تر نیز،خواهد بود و به میزان: گسترش این سازمان جهانی میتواند در: اولویت های بعدی منافع قومی، قبیله ای را:در جوامع سنتی ، شهری و روستایی یا  شهروندی را در:جوامع مدرن دنبال کند. پس هدف گذاری اصلی: تعهد وکلا به کتاب آسمانی است. یعنی هرجا مخالف کتاب آسمانی عمل شد. این سازمان جهانی با توجه به: نسبت خود با ادیان، وارد کار شود. در مرحله بعدی اهداف استراتژیک است که: هر وکیلی حافظ و دیده بان: منافع کشور و ملت خود است. و مانند سربازان خط مقدم جبهه، هرنوع انحراف یا: تضییع حقوق نسبت به میهن خود را،دنبال و برعلیه آن، اقامه دعوا می کند. در اهداف تاکتیکی حتی میتواند منافع: شهروندان حیطه نظارت خود را هم، در نظر داشته و: از آنان دفاع کند. طبیعی است برای اینکه: تضاد منافع پیش نیاید، کلیه منابع مالی مورد نیاز این فعالیت ها، از سوی سازمان ارائه خواهد شد. لذا یک شهروند، بدون ترس از فقر و نداری ، زور و ستم دیگران، باید مطمئن باشد که: سازمان جهانی وکلا، حامی حقوق او است. و با خیال راحت به زندگی و فعالیت شرافتمندانه خود، ادامه دهد. وکلا میتوانند جرایم سازمان یافته را نیز پیگیری کنند. و بدون ترس از ترور یا تعلیق ازکار، مدارک لازم را تهیه و: اقامه دعوا نمایند. یکی از دلایل رشد جرایم سازمان یافته، استفاده آن ها از وکلای غیر متعهد است. یعنی اکثر قاچاقچیان بزرگ یا روسای مافیا، شناخته شده و در ملا عام زندگی می کنند. برای اینکه  وکلای آنان، چنان ماهرانه از آن ها دفاع می کنند که: هیچ دادگاهی قادر به محکوم کردن آن ها نیست. باید این دوران به پایان برسد. و شرافت ، تعهد و انسانیت به :وکلا  و حقوقدانان ما باز گردد. بدیهی است که اگر سازمان جهانی وکلای متعهد، بتواند در مبارزه با: جرایم سازمان یافته موفقیت جهانی بدست آورد میتواند، علاوه براین اهداف استراتژیک، در هدف اصلی خود که: مبارزه با هرگونه جنگ طلبی هم هست، پیروز شود، همه جنگ هایی که: مثلا صهیونیست ها، به راه می اندازند براساس: شواهد و دلایل ساختگی، همانند هولوکاست است. از نظر آنان کشته شدن 6هزار یهودی، از کشته شدن 6میلیارد غیر یهودی، بالاتر است یعنی: کشتاری که انگلیس در ایران، بین سالهای جنگ جهانی، بالغ بر 14 میلیون نفر، انجام داد مهم نیست! و اصلا قابل طرح در دادگاه ها نیست! ولی 60یهودی کشته شده به 600تصحیح، و بعدا به شش هزار و یا 6میلیون نفر،چاپ و تکثیر می شود. آن هم بدون مدرک! و کسی هم حق ندارد از آن: سوال یا تحقیق نماید! زیرا بلافاصله او را برکنار می کنند و می گویند: مردی که هولوکاست را، انکار می کرد رفت! در حالیکه اصلا بحث انکار نبوده! ولی وقتی یک حقوقدان امریکایی باشد! سوال کردن هم می شود انکار !

بانکداری اسلامی  

برای تحول در نظام پولی ، مالی و بانکداری ایران،  باید سیستم جدیدی به موازات و: درکنار سیستم قدیم ایجاد شود. همانطور که سپاه پاسداران، بعنوان یک نهاد در کنار: ارتش بعنوان ارگان، بوجود آمد و رشد کرد.زیرا هیچکس نمی تواند، بانکداری سنتی را، انکار کند و یا برعلیه آن قیام کند. یا آن را نابود نماید.و از طرف دیگر، مبانی فقهی در اسلام نیز، اجازه برخی کارها را هم نمی دهد. پیشنهاد های جدیدی هم دارد. لذا بانکداری اسلامی، باید یکپارچه شود تا اقتصاد نیز سامان بگیرد. زیرا اساس اقتصاد گردش پول و جریان وجوه است. البته کالاهم نقش اساسی در اقتصاد دارد. ولی هدف از تولید کالا هم، سود آوری است. یعنی بنگاه ها ی نوین، مانند بنگاه های سنتی نیستند که: فقط به فکر برطرف کردن نیاز باشند. چون کفش نیاز داریم پس کفاش لازم است. بلکه لازم شد، نیازی را سرکوب و نیاز جدیدی را تبلیغ می کنند! مثلا مردم نیازی به سیگار یا آدامس و: امثال آن ندارند. ولی تبیلغات سینمای غربی، آنها را جزو ضروریات زندگی، داخل کرده است . لذا بانکداری اسلامی برای : جامعیت و فراپوشانی نیاز به: چهار رکن اساسی دارد که: باید باهم هماهنگ باشند. و آن عبارت از : بانکداری سنتی امانی،بانکداری   قرض  الحسنه  بدون بهره، بورس اوراق بهادار،  صنعت بیمه. بانکداری سنتی، نقش امین مردم را بازی می کند. و همانطور که در شعار بانک ملی است، امانت داری و اعتماد مردم، نقش اساسی را دارد: مردم پول هایی را که نیاز ندارند یا : فعلا لازم ندارند یا: نگهداری آن برایشان سخت است، به بانک می سپارند. بانک جهت نگهداری آن هزینه ای را دریافت می کند. در این جا باید این هزینه دریافت شود، که نام آن کارمزد است. چرا که اگر بجای آن، بانک در اصل پول دخل و تصرف کند، ضامن است.  این احکام اسلامی است.  اما اگر چنانچه صاحب مال نخواهد که: پول راکد بماند. و دوست دارد که :با آن کارشود، بانک باید این را به: قسمت کارگزاری بورس خود حواله دهد. لذا از این به بعد وظیفه بورس آغاز می شود: بورس به عنوان وکیل صاحب مال، نه فقط به عنوان امانت دار، وارد عمل می شود. البته این وکالت ممکن است: قهری باشد یا اختیاری، مثلا اگر شخص نا بالغ ، نا رشید یا اصلا مجهول المالک  باشد. میتواند وکیل قهری او باشد. یعنی به نمایندگی از: حاکم شرع و دولت اسلامی، اداره اموال یا وجوه: افراد نا بالغ ، نا رشید ، حتی سپرده های آنان یا : اموال مجهول المالک، به بورس داده شود تا: ارزش آن کاهش نیابد و یا : با آن کار تولیدی یا خدماتی شود. چنانچه شخص سرمایه گذار،فرد عاقل و بالغ بوده، خودش در بورس وارد می شود. حال اگر خواستار سود بدون ریسک باشد، در اینجا بانک یا بورس، هیچکدام نباید وارد عمل شوند. بلکه کار را به: صنعت بیمه بسپارند. تا ضمن حفظ ارزش پول، سود آن را نیز ضمانت کند. و البته هزینه ای هم از این بایت، دریافت خواهد کرد. حال ممکن است عده ای بگویند: چون بانک دارای وجوه: سپرده دیداری و غیر دیداری مردم،  در نزد خودش دارد و میزان آن هم، گاه تا هزار برابر سرمایه می شود، بیاید آن را سرمایه گذاری کند! این اشتباه است و معالف تقسیم کار اصولی است: این مثل آن است که: در امانت خیانت کند.حتی اگر مجوز صاحب مال را هم بگیرد، کار بیمه را انجام میدهد که: تداخل در کار ها است. مانند اینکه اگر کسی قصابی دارد، بخواهد کار چلوکبابی هم بکند! و بگوید حالا که :گوشت نزد ماست، چرا از آن کباب هم نپزیم؟ البته برای یکپارچه شدن این امور باید شورای عالی بانکداری اسلامی،  زیر نظر ریاست جمهوری یا: وزیر امور اقتصادی و دارایی  تشکیل شود. و بانک مرکزی هم مجری مصوبات آن باشد . اگر کلمه بانکداری، تخصیص می اورد! میتوان  شورای عالی  چهار ب ! (بانک بیمه  بورس و بدون بهره)  تاسیس شود! این شورا باید تمام اختیارات را دارا باشد  و: شوراهای مشابه یا موازی، حذف یا در آن ادغام شود. زیر نظر شورای عالی 4ب چهار، شورای عالی بیمه با مجری گری بیمه مرکزی ، شورای عالی بانکها به مجری گری بانک مرکزی ، شورای عالی بورس به مجری گری سازمان بورس، شورای عالی قرض الحسنه به به مجری گری شازمان اقتصاداسلامی، هم تشکیل میگردد تا اختیارات: پایین دستی را داشته باشد

 

سرمنشا تمام فرار مغز ها، خود سازمان پژو هشها است

سازمان جهانی دانشمندان شیعه

به اسناد رئیس رادیو جوان، انیشتین شیعه از دنیا رفت.به گزارش ماهین نیوز: در مراسم بزرگداشت پرفسور حسابی که: استاد نقویان در آن شعرخوانی کردند، رئیس رادیو جوان گفت: من اسنادی دارم و: به مهندس ایرج حسابی، فرزند ایشان ارائه کردم که: پرفسور حسابی بر روی:عقاید انیشتین کار کرد و: وی اسلام آورد. و شیعه شد. مکاتبات ایشان با حضرت آیه الله العظمی بروجردی، در این زمینه موجود است.  به همین دلیل خبرنگار ما، در حاشیه برگزاری این بزرگداشت ، با توصیفاتی که از وسعت،  علم واختراعات ایشان در سطح جهان، مشاهده کرد : دید این امر بسیار مغفول مانده و: بنیاد پرفسور حسابی، توانایی معرفی آن را ندارد. لذا پیشنهادمی دهد تا یک سازمان جهانی، برای حمایت از علم و اندیشه ایرانی، پا به میدان بگذارد که :عرصه یا میدان فعالیت این سازمان، تمام جهان باشد. تا بتواند دانشمندان ایرانی  را، در هرکجا که باشند، شناسایی و معرفی کند. این سازمان میتواند: زیر مجموعه وزارت علوم و فناوری  اطلاعات باشد.ویا یک سازمان مردم نهاد با سرمایه کافی . بهر حال اگر سازمان ،اداره یا واحدی بنام: جهان تشیع وجود دارد که، باید گسترش یابد. و اگر وجود ندارد: باید ایجاد شود. زیرا کشتار وسیع دانشمندان شیعه ، سرفت دانشمندان و: به یغما بردن میراث علمی آنان، در سراسر جهان، امری خود جوش یا: ساده انگارانه نیست. بلکه برنامه ریزی شده است. لذا برای مقابله با آنان هم، باید برنامه ریزی کرد.اهداف این سازمان : هدف گزاری برای این سازمان، میتواند در: جلوگیری از سرقت های جدید: علوم و فنون ایرانی باشد،که شامل اهداف کوتاه مدت:  میان مدت: وبلند مدت: تا توقف کامل آن باشد. اهداف فرعی یا استراتژیک : این اهداف حداقل: چهار عمل اصلی را دارد: آموزش عمومی برای شناخت جهان تشیع ، حمایت از خانواده های دانشمندان آن ، تبلیغات موثر رسانه ای، و بالاخره ساماندهی یا انجام عملیات پیشگیرانه. امور آموزش شامل : تهیه و چاپ آثار: مربوط به دانشمندان ، تعریف دانشمند ایرانی اسلامی ، تشکیل کلاس های توجیهی، و آموزش روش های: تدوین آثار و اختراعات و مقالات این دانشمندان باشد. در امور حمایت از: خانواده و بستگان دانشمندان  ، ابتدا تهیه آمار کاملی از: دانشمندان  لازم است. مثلا در طول سالیان گذشته، به بهانه اعزام دانشجو به خارج، مغز های ایران را فراری دادند. و بعد همان هایی که مستقر شده بودند، الباقی دانشجویان و دانش آموزان نخبه را، نیز فراخوان کردند و: به بهانه امکانات بیشتر، از ایران خارج نمودند. البته  لازم است دامنه این کار، از سطح ایران فراتر رود. مثلا در عراق بیشترین فرار: دانشمندان شیعه  انجام می گیرد.یا پاکستان و افغانستان. البته در همه نقاط جهان، این کار صورت می گیرد. ولی چون حامیان آن ها، اغلب دولت ها هستند. اخبار آن ها منتشر نمی شود.به عبارت دیگر: مظلومان واقعی ، همین ها هستند که: گمنام میروند و تمام دانسته های خود را، به غرب می آموزند و: بعد هم شهید می شوند، یا مانند: شهید اول یا شهید ثانی، قربانی مقاومت خود می شوند. ممکن است گفته شود که: یک دولت یا یک جمع کوچک، نمی تواند همه دنیا را، تحت پوشش قرار دهد. اما باید دانست: هدایت گران فرار دانشمندان هم، جمع کوچکی هستند. یعنی ماهیت فرار ،کوچک بودن و ضعیف بودن آن ها، را نشان میدهد. علت بزرگنمایی آن ها در امور سوم:یعنی تبلیغات رسانه ای نهفته است.رسانه ها از دو جهت در: بزرگ نشان دادن فرار ها، موثرند: یکی آنکه: بسیار از آن ها می گویند و می نویسند. و مردم را دچار تشویش ذهنی می کنند. تا نفهمند از کجا می خورند. دوم اینکه، واقعیت را به مردم نمی گویند! مثلا کلیه فرار مغز ها  اغلب با هزینه خود دانشجو یا: خانواده او تامین می شود. ولی تبلیغ می کنند که: غرب این مبالغ را داده است.  تا مردم تصور کنند: اینهمه فراری وجود دارد. و دشمن همه هزینه های آنان را می پردازد! دشمن را همانطور که: نباید حقیر شمرد، بیش از حد هم نباید بزرگ دید. واحد های عملیاتی هم باید بدانند که: دشمن حقیر است چون اگر قوی بودند، نیازی به مخفی کاری نبود! لذا کشف و توقیف باند های قاچاق انسان ها، هم چندان سخت نیست. فقط مشکل اصلی در نتوانستن کشف مدارک یا ناباوری است. مثلا همه میدانند که سرمنشا تمام فرار ها، خود سازمان پژو هشها است! زیرا با سخت گیری ها، از همان روز اول، به مراجعه کننده گوشزد می کنند که: ایران جای آن ها نیست!حتی بسیاری از آن ها، دلال هستند ولی، مدارک کافی نیست!  یا اصلا باورتان نمی آید که: چنین شخص محترمی دلال هم باشد!  

سازمان جهانی ضد تحریم

تجارت جهانی آزاد است. هیچکس نمی تواند مانع آن بشود. این جزو مسلمات: حقوق اساسی هر شهروند است. منشور جهانی سازمان ملل نیز، آن را تایید می کند. اما چرا آمریکا به طور وحشیانه، و به دور از هرنوع پیمان بین المللی، یکطرفه و یک تنه، حقوق اساسی مردم جهان را، در کشورهای مختلف و: به بهانه های مختلف، زیر پا می گذارد. وهیچ کجا محاکمه نمی شود؟ چرا باید شهروندان ایران، اینهمه مورد آزار و اذیت باشند؟ آمریکا نه تنها: حقوق شهروندان ایرانی را در: تجارت زیر پا می گذارد. بلکه با قلدری تمام، کشورهای دیگر را هم، زیر فشار می گذارد تا: با ایران تجارت نکنند! این امر در قدیم، محاصره نام داشت. و مقدمه جنگ بود! چون با نرسیدن آذوقه به: طرف مقابل، آن ها تضعیف می شدند و، قدرت مقاومت را از دست میدادند. اما جهان امروز آن را: وحشیانه میداند! جهان امروز با این بیان خودش، راه های محکوم کردن خود را، فراهم کرده ولی، کسی نیست آن ها را محکوم کند! آیا این به آن دلیل است که: غالب اساتید حقوق و وکلا، چون نمک پرورده آمریکا هستند، نمی خواهند نمکدان را بشکنند. و یا آنقدر آمریکا را متمدن میدانند که: بعید میدانند دست به: کار های غیر قانونی بزند؟ دکتر طبیبیان در: مرکز آموزش بانکداری اسلامی، و در همایش بانکداری اسلامی، با بیان اینکه: آمریکا تاکنون 170بار! کشورهای دنیا را تحریم کرده. قصد او تزلزل در حکومت ها بوده، گفت باید یک سازمان خود جوش جهانی، ضد تحریم ایجاد شود. تا پیگیری های حقوقی و رسانه ای انجام دهد. والبته این نهاد خود جوش، ضد تحریم تشکیل شده که: برخی از موسسین آن در: روز 13شهریورماه از: ساعت 14تا 16 در محل: موسسه عالی بانکداری، حاضر شدند و نظرات خود را مطرح نمودند.

برای روشن شدن موضوع، بررسی کوتاهی در مورد: اهداف این سازمان خودجوش می نماییم:اهداف این سازمان: هدف گزاری برای این سازمان، میتواند در: جلوگیری از انجام تحریم های جدید، باشد. شامل اهداف کوتاه مدت: توقف رشد  تحریم ها،اهداف میان مدت: کاهش میزان تحریم  ها، و بلند مدت: توقف کامل آن باشد.

اهداف فرعی یا استراتژیک : این اهداف حداقل: چهار عمل اصلی را دارد: آموزش عمومی ضد تحریم  ، حمایت از خانواده های قربانی تحریم، تبلیغات موثر رسانه ای ضد تحریم، و بالاخره ساماندهی یا انجام عملیات پیشگیرانه. امور آموزش شامل : تهیه و چاپ آثار: مربوط به تحریم  های انجام شده، تعریف ضد تحریم دولت آمریکا، تشکیل کلاس های توجیهی، و آموزش روش های: دفاع ملی در مقابل تحریم. اکنون مهمترین کارها، برنامه ریزی برای مبارزه با: تحریم در جهات مختلف است. ایا باید آن ها تحریم کنند، تا ما خود کفا شویم؟ آیا باید منتظر باشیم که: هر روز تحریم جدیدی را مطرح کنند؟ و یا اینکه برای مقابله با تحریم آن ها، به قاچاق روی آورد؟ یا قانون را دور زد؟ نه، این راه حل تحریم نیست، باید کار رسانه ای شود تا: همانطور که کشته شدن یک طفل، در جنگ فیزیکی تمام رسانه ها را، در گیر می کند، در همین تحریم هم، که کودکان از بی دارویی می میرند. رسانه ها فعال باشند! در کشتار هیرو شیما، شاید چند صد کودک کشته شدند. ولی در تحریم عراق در زمان صدام، فقط 500هزار کودک عراقی، از بی غذایی و بی دارویی کشته شدند. در همین ایران در زمان: جنگ اول و دوم جهانی، تحریم غذایی باعث ازبین رفتن 14 میلیون ایرانی شد. آیا کشته شدن اینها نباید مطرح شود؟ انگلیسیها، برای تحریم ایران، به انبار های گندم حمله می کردند.سالم های آن را برای سربازان خود می بردند، و باقیمانده را آتش میزدند تا: قحطی و گرسنگی مردم ایران را، از پای در اورد. همین الان بجز ایران، فلسطین و سوریه هم، در تحریم هستند و: اطفال آن از بی دارویی و بی غذایی، هر روز تلف می شوند. چه کسی باید به اینها بپردازد؟

کجا هستند مخالفان جنگ؟

آن هایی که در: 8 سال دفاع مقدس، خون به دل رزمندگان کردند که: چرا به جبهه می روند و: جنگ می کنند،کجا هستند که: امروز رگ غیرتشان را به: آمریکا نشان دهند؟ آن هایی که در بحبوحه حملات عراق به ایران، بجای ساختن فیلم هایی در: دفاع از رزمندگان، فیلم ضد جنگ می ساختند و: می گفتند خانه دوست کجاست؟ بعد هم میرفتند از دست: دشمنان این مرز و بوم، جایزه وطن فروشی خودشان را می گرفتند! کجا رفتند که: بیایند این آمریکای جنگ طلب را، سرجای خودش بنشانند؟ آیا حالا جنگ خوب شده است ؟ حالا سلاح های شیمیایی بد شده اند؟ مگر همان موقع که صدام: شیمیایی می زد نمی گفتند: ایران دفاع نکند تا اینطور نشود؟ خداوند چه زود آن ها را رسوا کرد! حالا به همه آن حرف ها، باید پشت پا بزنند و بگویند: آمریکا خوب کاری می کند که: علیه سوریه می جنگد! همان هایی که شعار می دادند نه غزه نه لبنان، حالا باید بگویند: هم غزه هم لبنان! این فقط آن ها نیستند که:دشمن را خوشحال می کنند. کسانی هم که: شعار خوب می دهند و بد عمل می کنند، باعث خوشحالی دشمن می شوند! شاید اصلا بگوییم: علت کودتای نظامی در مصر ، علت جرات پیداکردن فرانسه در: حمله به سوریه ، علت افزایش بمب گذاری صهیونیست ها در: لبنان و: حتی علت بالا رفتن سرقت نفت در: لیبی همه وهمه در: چند پهلو صحبت کردن برخی از مسئولین ایرانی است. آن هایی که ضد و نقیض صحبت می کنند. بعد که می بینند خراب شد، تکذیب می کنند! البته تکذیبه آنان هم، مصرف داخلی دارد! و الا رسانه های مزدور که: تکذیبه ها را پخش نمی کنند،  اصلا آن را نمی شنوند! اوباما چه فکری کرد که: قبل از همه در انتخابات ریاست جمهوری، به ایران  تبریک گفت؟ و آیا همین تصورات او نبود که:در مدت کوتاهی، باعث سرنگونی دولت قانونی مصر شد؟ آیا همین خیالبافی ها نبود که: او را تشویق کرد تا: برعلیه سوریه وارد جنگ شود؟ چرا این مواضع، روشن بیان نمی شود؟ این دیگر مسئله فتنه نیست که: هم پیاله های رئوس فتنه، رئیس شورای شهر شوند. و همه چشم براین بپوشند. تا دیر نشده و کنگره آمریکا، این بحث جنگ سوریه را مطرح نکرده، لازم است نسبت به اصلاح این اشتباهات، و تصحیح سیگنال های ارسالی به: صهیونیست ها اقدام شود تا: آنان از خیال خام پیروزی در: جنگ با سوریه، بیرون آیند. واقعا چه خبر است ؟ ما می بینیم با چه عجله ای، تغییر بودجه سال 1392 را به مجلس می برند تا: ذخیره صندوق توسعه ملی به بهانه: یارانه و غیره حیف و میل شود؟ چرا دولت احساس ضعف می کند که: شاید نتواند مالیات بگیرد؟  البته مجلس شورای اسلامی هم بیدار است، هنوز برخی از آن ها، در مقابل زیاده خواهی ها مقاومت می کنند. متاسفانه در سیاست های پولی و مالی هم، یکی به نعل می زنند یکی به میخ! تا همه چیز با هم مخلوط شود ! از یک طرف می گویند وظیفه ما: حفظ ارزش پول ملی ، با کاهش نقدینگی است. از طرف دیگر می گویند: برای تولید همه گونه تسهیلات میدهند! توزیع پول، یا خوب است یا بد! اگر بد است چرا:بازهم بر آن اصرار دارند؟  و اگر خوب است چرا انتقادمی کنند؟ هنوز از روش پیچیده کردن مسائل، برای عدم فهم مردم استفاده می کنند. اما بدانند هرچه حرف های کلاس بالا، بزنند و توجیهات علمی بیاورند، بالاخره  درعملکرد آن ها منعکس می شود! و به قول رئبس جمهور محترم، مردم تورم را نه در کتابها که: در جیب خود احساس می کنند! بلی اگر روزی بفهمند که: مغفول مانده و یا گول خورده اند، دیگر از کسی کاری ساخته نیست. اکنون همه مردم دنیا یکی هستند. و مرزها هیچ معنی ندارد. عملکرد مسئولان ایرانی، بطور واضح و شفاف در: اوضاع مصر و ترکیه، تاثیر می گذارد. زیرا ممکن است ملت ها را، جدا بدانیم! ولی دشمن همه آنها مشترک است. لذا اگر رفتار ما در ایران، دشمن را خوشحال کند. یا حتی این امید را در: او زنده کند که: دیگر از ایران کاری ساخته نیست. بلاهایی را که می خواهند به سر ملت های دیگر بیآورند، راحت تر عمل می کنند. لذا باید دانست که: کودتا در مصر، کشتار درعراق ، افغانستان ،ترکیه و لبنان، بی ارتباط با انتخابات و شعار های انتخاباتی: برخی عناصر نبوده ونیست. باید دشمن واحد همه ملت ها را، یکی دانست و از آن غافل نبود تا: بلایی بر سر هیچکس نیاید.   

 

اهل سنت را، امام جعفر صادق، به وجود آورد!



امام جماعت: مسجد بلال صدا وسیما، در سالروز شهادت: رئیس مذهب جعفری تشیع، ادعا کرد که: اهل سنت  از کارکردهای عمیق: امام جعفر صادق ع است. وی با اشاره  به اینکه: در زمان ایشان مردم دو دسته بودند: یا چنان دوستدار حضرت علی ع بودند که: بدون چون و چرا، برای ایشان جان خود راهم، فدا می کردند. این ها علویان بودند.گروه دوم چنان با :حضرت علی  دشمن بودند که : حاضر بودند ابشان را، درنمازهای شان نفرین کنند! یا اگردست شان برسد، هزاران شیعه و پیرو امام علی را، بکشند! دسته دوم اموی ها بودند که: از زمان معاویه، ناسزا گفتن را شروع کرده! و خود امام علی ع را، در موقع نماز، در محراب مسجد کوفه، ترور کردند. و بعدا فرزند بزرگ او، امام حسن ع  را، با اینکه صلح طلب بود و: صلح نامه معاویه را، امضا کرده بود، در مدینه مسموم وشهید کردند. فرزند دوم امام علی ع یعنی امام حسین ع را هم، به دستور یزید بن معاویه فرزند بنی امیه، در کربلا، و درمقابل چشمان همسر و فرزندانش شهید کردند. مانند همین کاری که: تکفیری ها الان انجام میدهند.امویان امروز نام وهابی دارند و چنان افراطی هستند ک: حتی قبر حجر بن عدی را، پس از 1400سال نبش قبر می کنند تا: او را دوباره بکشند! امام صادق ع با توجه به گذشت زمان، و قیام های بنی عباس، فرصتی یافتند:  حدوسط ایجاد کنند. یعنی اکثریت مردم و شاگردانش، به سویی رفتند که دیگر، کسی سب علی نمی کرد، یعنی ناسزا نمی گفت، بلکه او را دوست می داشت. و می گفتند ما هم امام علی را دوست داریم، ولی شیعیان بیشتر از ما دوست دارند. به گزارش ماهین نیوز از این جلسه ایشان در ادامه افزود:! و شیعیان هم طرفداران حجربن عدی ها هستند. که البته شعار آنها این است : کلنا عباسک یا زینب ! اما این شعار بسیار سنگین است .  
خبرنگار ما می افزاید: زینب سلام الله علیها، در دمشق مدفون است. اما در مصر هم محبوبیت دارد. مردم دمشق و سوریه، حتی مردم مصر ولبنان و عراق. با طرح این شعار منظور شان این بود که: از حرم حضرت زینب درمقابل: حمله آمریکا دفاع خواهند کرد. ولی اکنون درست برعکس شده: این برکت وجود: حرم حضرت زینب بود که: دشمن ترسید و از: حمله برق آسای خود، عقب نشینی کرد. اما مردم عراق در: یک حرکت خود جوش نشان دادند که: از وهابیون و مزدوران آن ها: ارهابیون، ترسی ندارند! آنها به یکی از : پایگاه مهم تکفیری ها که: بنام مجاهدین خلق، در پادگان اشرف در استان دیاله، عراق مشغول طرح ترور ها و: بمب گذاری ها هستند، حمله بردند و فرمانده قرار گاه آن ها را، کشتند تا ثابت کنند : عباس های واقعی حضرت زینب هستند. و نخواهند گذاشت دوباره، حسین ع ها در کربلا ها، و در مقابل چشمان گریان خانواده شان، به گلوله بسته شوند. دشمنان، چه ارهابیون و چه وهابیون، بدانند که زمان عوامفریبی آن ها، تمام شده و دستان خون آلود: شاهزاده بن سلطان در: پشت سر آن ها هیچ کمکی به آنها، نمی تواند بکند. مزدوران دشمن پیشرفت، بدانند که دیگر با شعار های: توخالی ایجاد دموکراسی! و حمایت از حقوق بشر! نمی توانند بمب گذاری ها در عراق، نسل کشی ها در: بوسنی هرزه گوین، قتل عام در: فلسطین، بمباران در: پاکستان و افغانستان، و ترور و وحشت، در سایر کشورها، به حیات خود ادامه دهند! آنها باید بدانند: روح حضرت زینب س و امام حسین ع، به مردم عراق، مصر ، سوریه وتمام مظلومان جهان، درس  شجاعت میدهد. و آنان دیگر ترسوهای مطیع و: سرخورده دیروز  نیستند که: ازچمدان قرمز در دست اوباما، یا اورلاندو بترسند و: فکر کنند الان است که: مردم دنیا با اشاره انگشت اوباما، به سوسک تبدیل شوند!
 سید احمد حسینی ماهینی

تشکیلات 284 میلیاردی امام جعفر صادق ع

تشکیلات 284میلیاردی امام جعفر صادق ع

روایت فراوانی است که: امام جعفر صادق چهار هزار شاگرد داشت. که همگی آنان در روز شهادتش، برای تشییع ایشان جمع شده بودند. اغلب آن ها اکنون معروف هستند. حتی برخی از خود استاد هم معروف ترند! مثلا ابوحنیفه  یا همان امام حنفی های زمان ما، تابع ایشان هستند. یکی از شاگردانی بود که: دوسال خدمت امام جعفر صادق شاگردی کرد. همین دوسال سرمنشا تحولات در سیره ایشان شد. همیشه از این دو سال بخوبی یاد کرده و می گفت: لولا سنتان لهلک النعمان یعنی: اگر دوسالی که در خدمت امام صادق ع، درس یاد گرفتم، نبود الان هلاک می شدم!و از بین می رفتم.مالک ابن انس که گروه مالکی ها، از فرقه چهار گانه اهل سنت، او را دوست دارند. شافعی ها و حنبلی ها هم، تعداد کمی نیستند. لذا به عبارت ساده میتوان گفت: مسلمین جهان همه، شاگردان امام جعفرصادق ع هستند. برخی با واسطه و: برخی بی واسطه ، البته عده ای هم شاگردان نا خلف و عقده ای که: از شدت حقارت به : مزار شربف آن حضرت، حمله برده آن را تخریب کردند! و تاکنون نگذاشته اند باز سازی شود. که اینهم نمونه وحشیگری در: عصر تمدن است. این گروه نام خود را وهابی گذاشتند. البته به دستور سعودی ها ، حتی نام یک کشور بنام یک قبیله شد! و سرزمین حجاز تغییر نام داد به: مملکت سعودی! و این به معنی نابودی حافظه تاریخ است. به همین مقدار هم، رضایت ندادند و تاکنون، اغلب آثار تاریخی را در :مکه و مدینه ازبین برده و در: فلسطین هم به: اسرائیلی ها پول می دهند تا: آن ها این کار را بکنند.آن ها هم تحت نام: شهرک سازی، همه آثار را از بین میبرند.باید دانست این دو میلیارد مسلمان امروزی، و 282 میلیارد مسلمان تاکنون، همه از علم شاگردان ایشان استفاده کردند.البته  همه این علوم ، فقط از خود ایشان نبود بلکه: ایشان این علوم را تدوین کردند. بسیاری از آنان در قرآن آمده ، برخی از آنان را پیامبر گرامی اسلام فرموده، و برخی را دیگر ائمه گفته اند.باز گویی آن ها، از زمان پدر ایشان که: به پدر علم معروف است آغاز شد. ولی تدوین و آموزش آن، در زمان امام صادق بوده است. شاگردان ایشان از تمام ملیت ها و همه عقاید بودند. و در سراسر: مملکت بزرگ اسلامی آن روز، پراکنده بودند. رشته های تحصیلی و تحقیقی آنان، باهم تفاوت داشت و امام: اجازه نمی داد در رشته دیگری، که وارد نیستند، اظهار نظر کنند. بارها برخی از شاگردان را، از مناظره نهی می کردند. و میفرمودند: هشام برای مناظره مناسب است. علوم طبیعی را به مفضل ندریس می کردند. و ایشان آن را تدوین کرد که : کتاب توحید بنام خود مفضل معروف است. میتوان به :  یحیی بن سعید انصاری و ابن‌جریح و سفیان ثوری و ابن عیینه و شعبه و ایوب سختیانی و جابر بن حیان کوفی و ابان بن تغلب و ابو عمرو بن علاء و عمرو بن دینار و بسیاری دیگر اشاره نمود.از جمله جابر ابن حیان - کیمیاگر معروف که در غرب به نام Geber خوانده‌می‌شود - بسیاری از اختراعات خود را منتسب به امام جعفر صادق ع یا با تغییرات جزئی از آموزه‌های او می‌داند.

سازمان جهانی ضد ترور

به بهانه برگزاری: کنگره ملی 17 هزار شهید ترور: در تهران، پیشنهاد می شود: با توجه به رشد تروریسم در جهان، حمایت های مالی و ابزاری دولت های: عربستان و اسرائیل  از آن ها، لازم است یک سازمان جهانی ضد ترور، تشکیل شود تا :هم با تروریسم دولتی آمریکا و انگلیس، هم با ترور های کور: وهابیون و القاعده، مبارزه شود. عرصه یا میدان فعالیت این سازمان: باید تمام جهان باشد. تا بتواند لانه تروریست ها را، در هرکجا که باشند، شناسایی و منهدم کند. این سازمان میتواند: زیر مجموعه وزارت اطلاعات باشد. به همین دلیل خبرنگار ما، در حاشیه برگزاری این کنگره، با توصیفاتی که از وسعت،  وحشیانه بودن ترور ها، در سطح جهان، از ایشان سوال کرد: در مقابل اقدامات تروریستی در جهان، در ایران چه اقداماتی انجام شده است؟ ایشان در جواب گفتند: تا کنون اقداماتی انجام شده، و باز هم می شود. بهر حال اگر سازمان ،اداره یا واحدی بنام: ضد ترور وجود دارد که، باید گسترش یابد. و اگر وجود ندارد: باید ایجاد شود. زیرا کشتار وسیع شیعیان، در سراسر جهان، امری خود جوش یا: ساده انگارانه نیست. بلکه برنامه ریزی شده است. لذا برای مقابله با آنان هم، باید برنامه ریزی کرد.

 

بازگشت به خویشتن یعنی: ما می توانیم!

بازگشت به خویشتن خویش، در ادبیات ایرانی با: ادبیات غربی تفاوت اساسی دارد: در ادبیات غربی، بازگشت به خویش یعنی:مقاومت در مقابل مدرنیته و: برگشت به سنت کهنه پرستی و زندگی جنگلی  ،چون غرب رسالت خود را در: مدرنیته می بیند ،لذا با هرنوع سنت گرایی مخالف است. این برداشت آنقدر احمقانه است که: در زمان طرح مسئله، از سوی فرانتز فانون، و بعدا: توسط دکتورعلی شریعتی، عده ای بنام بیتل ها و هیپی ها! پیدا شدند که : سر به جنگل ها گذاشتند و: با حمام رفتن و: مو کوتاه کردن مخالف شدند! یکی از همین هیپی ها، نخست وزیر سابق انگلیس: تونی بلر است که: اکنون هر روز حمام میرود و: موهای خود را کوتاه می کند و: کراوات هم می بندد. یعنی اینکه هیپیسم و پانکیسم، الینه شده و: ازبین رفته است. و تغییر ماهیت به :مدرنیته داده است. اما شهید مطهری معتقد است: پیروزی نهضت ما در آینده در: بازگشت به خویشتن است: بازگشت به خویشتن خویش، رمز تمدن سازی مسلمانان. به طور واضح: نظریه پردازان ایرانی اسلامی گفته اند که: باز گشت به خویشتن خویش، واپسگرایی نیست بلکه : پسا مدرنیسم است. یعنی: فرار به جلو است، نه بازگشت به عقب!. و این البته، اختلاف دو تاریخ است! تاریخ اروپا پر است از: جنگل نشینی ، وحشیگری و آدمخواری! که ویل دورانت به آن: اشارات فراوانی دارد. لذا بازگشت به خویشتن باید، از نظر آن ها بازگشت به: غرب وحشی باشد. البته در ایران هم گروهی، دنباله رو اندیشه غربی بودند، از منظر آنان بازگشت به خویش یعنی: برگشت به دوران های بی دینی، یا دوگانه پرستی و شاهنشاهی بود. برگشت به کهنه پرستی هم اخیرا باب شده: چنانکه هم اکنون نیز، در مد لباس و پوشش برخی ها که: عمدا لباس های کهنه و پاره می پوشند، مشخص است. ما در دوران پانکیسم  ایرانی میبینیم که: چه مسخره از اروپا تقلید می کردند! در حالیکه اروپائیان پانکیست، اصل مدفوع انسان را، به عنوان برترین اشغال! می پرستیدند و بر: بالای سرخود گذاشته، به خیابان می آمدند. ایرانی ها مقلد آنان، ماکت پلاستیکی آن را می ساخته، از آن استفاده می کردند!امروزه شاهدیم که: تنازع بقا داروین، در نمایش زندگی  حیوانات، به تناسل بقا آنان، تبدیل شده است! آرم همه این واپسگرایان، آلات تناسلی حیوانات یا: انسان های حیوان صفت است. مکتب آلت پرستی، تا آنجا پیشرفت کرده که: مخالفت با برهنگی تناسلی، یک ضد ارزش محسوب می شود!اکنون هیچ ماهواره یا: رسانه صوتی تصویری،مانند فیس بوک و یوتیوب، وجود ندارد که به نحوی به: این عادت حیوانی وابسته نباشد. البته کلیه هزینه های آن هم، توسط عربستان پرداخت می شود.

  اما در ایران و اسلام، تمدن بزرگ جهانی، پشتوانه تاریخی است. لذا بازگشت به خویشتن، یعنی بازگشت به اوج شکوه: تمدن های گذشته ایرانی اسلامی. قصد از این تئوری: روشن ساختن: نقاط تاریک تاریخ معاصر است، که در آن نقش تمدن اسلامی در :ایجاد مدرنیسم واقعی حذف شده است.بیان این مطلب را، امام خمینی ره: با کلمه مردم فهم:ما می توانیم، نشان میدهند. یعنی همه پیشرفت های صنعتی غرب، الهام گرفته از شرق است. و شرق هم میتواند آن ها را، به دست آورد، حتی بالاتر هم برسد.  در اینجا هم البته ، برخی غربی ها،همین شعار: ما می توانیم را، از ایرانیان دزدیدند. مانند اوباما که بنام خودش، تبلیغ کرد! ولی چون اصالت نداشت، بزودی همه را فراموش نمود. اما مردم ایران با: الهام از ایدئولوژی تشیع، که محصول فکری: امام علی ع و اولاد معصوم ایشان است. ما می توانیم را، مطرح کرد و پای آن، ایستاد. لذا می بینیم از موقعی که دانشمندان فضایی ایران، از ناسا و دیگر ارگان ها، بیرون آمده به ایران برگشتند تا: حماسه اقتصادی و سیاسی را، در سایه بازگشت به خویش پیاده کنند. دیگر آن سازمان های فضایی، نتوانستند حتی یک موشک را، سالم به فضا پرتاب نمایند!. با اعلام سیاست جذبی از سوی :وزارت محترم اطلاعات، برای ایرانیان خارج از کشور، حتی  ژاپن هم، نتوانست موشک خود را، از زمین بلند کند! اکنون کشورهای غربی، بهتر میدانند که تمام پروژه های علمی آنان، راکد شده مگر، آن هایی که هنوز، مغز متفکر ایرانیان ر،ا باخود دارد. اصلا در دنیای تکنولوژی غرب،چیزی بجز گفتگو به زبان فارسی، چیزی نمی شنوی! فرق نمی کند در دل: متخصصان اروپایی باشی، یا آمریکایی! و یا حتی روسی، چینی ، ژاپنی و کره ای !ُ و این همان نهضت: باز گشت به خویشتن است.   کاین هنوز از نتایج سحر است، باش تا صبح دولتت بدمد : سید احمد حسینی ماهینی

اصلاحات در ایران نیامده که: اساس اسلام را نابود کند

آمریکا و سوریه کدام می ماند؟

آمریکا بر اساس :حافظه تاریخی خود از: جنگ سرد وارد میدان های مین می شود! تصورات غلط آنان از: یکسویی اسلام و کمونیسم، این پرتگاه ها را، برای آنان رقم می زند. زیرا آنان حمایت روسیه از سوریه را، مانند حمایت شوروی سابق از آن، ارزیابی می کنند. و در تحلیل اطلاعاتی خود، این دو را یکی میدانند. و ایران را پیرو روسیه میدانند. اما اینطور نیست: همه چیز برعکس است. لذا حمله آمریکا به سوریه، باعث ازبین رفتن کامل: آمریکا و اسرائیل خواهد شد.از نظر تحلیلگران سیاسی و نظامی، این تفاوت اساسی را بطور محتصر ،بررسی می کنیم:  از نظر تحلیلگران نظامی اسرائیلی، روسیه به سوریه اسلحه می فروشد. و سوریه به حزب الله، و حزب الله هم به حماس.  و چون میزان دقیق سلاح های فروخته شده، در این مسیر کاملا تخت کنترل بوده، و جاسوسان دوجانبه آن را، بطور کامل گزارش داده اند. لذا در ارزیابی نظامی از: توان سوریه ،به طور کلاسیک، همه مواضع آن ها، انهدام شدنی است. و ظرف یک یا دوروز، سوریه و حزب الله و حماس، همه باهم نابود خواهند شد. اما مسئله این نیست. این ارزیابی ها کاملا برعکس است. زیرا سلاح های حزب الله یا: حماس و یا حتی سوریه، اصلا سلاح های خریداری شده از روسیه نیستند. و اگر هم سوریه آن ها را رو کرده است، برای انحراف تاکتیکی، و رد گم کردن است . کلیه سلاح های موشکی، نه در سوریه و نه در لبنان ،که در زیر زمین های خود اسرائیل مخفی هستند. و راه ورود آن ها هم کاملا مخفی است. براساس این تاکتیک، حزب الله، دو روش متقارن را پی گیری می کند: اگر چنانچه مواضع، همچنان مخفی بماند، که از داخل خاک اسرائیل، کلیه حملات ساماندهی می شود.چون نمی دانند از کجا شلیک می شود، نمی توانند آن را خنثی کنند.در مقارنه یعنی روش متقارن آن، اگر دشمن به محل اختفای موشک ها، پی ببرد، با انفجار چاشنی ها در کیف زرد، همه موشک ها در: دل تل آویو منفجر شده ، جهنمی برای صهیونیست ها، به وجود خواهد آمد. لذا تحلیلگران نظامی آمریکا یا: فرانسه و انگلیس، نباید براساس تحلیل صهیونیست ها، عمل کنند. چون در این حالت، همه باهم ضرر می کنند.

اما از منظر تحلیلگران سیاسی: اسرائیلی آمریکایی که: ایران را کمونیست و مانند شوروی سابق، ارزیابی می کنند، فقط به یک نکته اشاره می شود: و آن ریویزیونیسم در اسلام و کمونیسم، و تفاوت های آن است : درست است که در کمونیزم، جنبش ریویزیونیستی، توانست به فروپاشی کامل آن بیانجامد. اما اصلاحات در ایران، اصلا قابل مقایسه با آن نیست. اصلاحات در ایران نیامده که: اساس اسلام را نابود کند. بلکه برعکس آمده تا: با زبان جدید و روزآمد، اسلام را بیان کند. رئیس جمهور محترم اصلاحات در ایران، افتخار می کند که: ستون خیمه نظام اسلامی، ولایت فقیه است ، خودش سالیان سال برای چنین راهبردی، مبارزه کرده است. در حالیکه تصور تحلیلگران غربی، چیز دیگری در مقابل آن است! آن ها تحلیل هایشان درست بر عکس است. یعنی می گویند آمدن اصلاحات: در راس انتخاباتی مردم ایران، به معنی نابودی اسلام،  تغییر نظام اسلامی و: ازبین رفتن اصل ولایت فقیه است . البته آن ها تقصیری هم ندارند! چون کمونیسم در ایران، ابتدا از مساجد شهرستان رشت، آغاز شد و آنها خود را کمونیست های مسلمان، می خواندند! حتی اولین جمهوری اسلامی قبل از لنین، در ترکمنستان شرقی تشکیل شد. و همه تز های لنین، ابتدا اسلامی بود:مانند: برادری و برابری و دین علوی! ولی بعداز نفوذ صهیونیستها: از طریق همسر یهودیه اش، کاملا برعکس شد و گفت: باید دین را براندازیم! چون دین افیون توده ها است. این تغییر روش که :همان ریویزیونیسم بود. در چین، بیشتر خود را نشان داد: مائو که خود، تحصیل کرده دانشگاه کوتودر: روسیه بود ، پایان نامه خود را در مورد: حقوق اسلامی نوشته بود. بعد از به حکومت رسیدن، با لنین همدست شد تا: ترکستان شرقی را نابود کردند. و ایدئولوگ های آنان را کشتند، و هواداران را به صحرای سیبری، تبعید کردند. امید آمریکا این است که: همه تحصیلکردگان روسیه، ریویزیونیست شوند و: اسلام را نابود کنند! ولی اصلاحات در ایران براساس نظریات: دکتر علی شریعتی، به عنوان باز گشت به خویشتن خویش است! نه مبارزه با آن! مطلبی که بارها از سوی: وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی جدید، صراحتا ابراز شده است. یعنی چه رئیس جمهور ، چه وزرای پیشنهادی ، حتی نظریه پردازان آن، تجدیدنظر طلبی را در: رفتن به جلو می بیینند. نه بازگشت به عقب.  

کلیات طرح پشتیبانی فرهنگی حماسه اقتصادی:

مقدمه: دولت همه گونه حمایت از تولید ر، انجام میدهد ولی، همه تسهیلات پرداختی، سر از جاهای دیگر در می اورند! علت آن است که کنار بسته حمایتی،جای  یک بسته فرهنگی خالی است، ما اگر یک قرص را، به کسی می دهیم ،بر روی آن می نویسیم که: چه کند! ولی میلیارد میلیارد، پول بی زبان، به دست آدم های با زبان داده می شود! نتیجه اش افزایش حجم نقدینگی و تورم است. 99 درصد تسهیلات بانکی، در جای خودش صرف نمی شود. آن یک درصد هم یا: براثر نادانی یا :اتفاقی، در مسیر خودش خرج می شود ! لذا وجود یک بسته فرهنگی: شامل کتابچه های راهنما ، عوامل هنری: انگیزش تولید، و ایجاد حماسه اقتصادی، لازم است.

 تشکیلات این طرح یا ستاد:هدف: آموزش استفاده از تسهیلات دولتی، پشتیبانی فرهنگی.

شورای مرکزی و سیاستگذاری: نمایندگانی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، سازمان  صداو سیما ، سازمان فرهنگی هنری  شهرداری ها ، وزارتخانه های:امور اقتصادی و دارایی ، صنعت ومعدن وتجارت، کار رفاه و تامین اجتماعی و بانک مرکزی

وظایف :  تهیه لیست کامل تسهیلات ارائه شده، دسته بندی آن ها برحسب: مبالغ پرداخت شده.

 تهیه لیست مکان های اجتماعاتی: در سطح روستا، بخش، شهر ، شهرستان ، استان و ملی.

 تهیه لیست نویسندگان، شعرا، نقاشان وطراحان، موسیقیدانان، هنرمندان تئاتر ،سینما و تلویزیون. در سطح :کارگری، کشاورزی، اداری ، مشاغل آزاد و عالی.

تخصیص هریک از عوامل: هنری فرهنگی به نسبت :تسهیلات و مکان های اجتماعی، جهت گردآوری و توجیه: کلیه عوامل و دست اندرکاران: دریافت تسهیلات به منظور: آشنایی با مقررات و نحوه صحیح :هزینه کرد آن و: ادامه پشتیبانی فرهنگی تا: حصول نتیجه .

اعزام افراد یا گروههای فرهنگی، به واحد های تعیین شده،به منظور: تدریس قوانین مربوطه ،خواندن اشعار حماسی در زمینه تولید، سرودن آهنگ و اجرای موسیقی زنده، نمایش فیلم ، تئاتر و: نمایش بهترین آن ها که: درسطح ملی باشند در: صدا و سیما و رسانه های دیگر. 

اجرای برنامه های آموزشی :قبل از اعطای تسهیلات ،و برنامه های حماسی در: حین اجرای پروژه ها و: ارزیابی نهایی از این عملکرد، به منظور  نهادینه کردن وجدان کاری، تا بتواند مانع فرار سرمایه ها، به سوی دلالی و امور غیر تولیدی شود. تهیه برنامه ، تعیین بودجه و تخصیص آن در: ردیف دستگاههای فرهنگی، به منظور اشتغال هنرمندان حامی تولید. در کارگاه ها، کارخانجات، مزارع ادارات ،سازمان ها و موسسات.

روستا

بخش

شهر

شهرستان

استان

ملی

کارگاه

 

 

 

 

 

کارخانه

 

 

 

 

 

اداره

 

 

 

 

 

سازمان

 

 

 

 

 

مزارع

 

 

 

 

 

موسسات

 

 

 

 

 

 

شکایت برعلیه انگلیس است: برای هولوکاست ایرانی

60سال بی عدالتی در: جهان متمدن:

طرح دو فوریتی اقامه دعوا :علیه امریکا براساس اسناد کودتای ۲۸ مرداد، در مجلس شورای اسلامی :عضو کمیته مطالبات ملی مجلس، با اشاره به انتشار اسناد: مربوط به نقش امریکا در کودتای 28 مرداد،‌ از طرح دو فوریتی مجلس، برای اقامه دعوا در این خصوص، خبر داد. این خبر تکان دهنده، نشان میدهد که :با گذشت 60 سال از کودتای ننگین 1328، هنوز ملت ایران نتوانسته: اقامه دعوا کند و حقوق حقه خود را، مطالبه کند! براساس گفته تنی چند از نمایندگان مجلس، دادگاه های بین المللی، تحت سیطره آمریکا هستند. و از طرح چنین مطالبی، جلوگیری می کنند. حتی ما دیدیم: با اینکه در جنگ تحمیلی، همه تایید کردند که: باید به ایران خسارت داده شود.ولی تاکنون هیچکس کاری نکرده. الان بیش از سی و پنج سال است که: اموال ایران در آمریکا، بلوکه شده. ولی کسی نیست حرفی بزند. براساس نظرات نمایندگان: آمریکا با افشای اسناد رسمی: دخالت در کودتای 1328 ایران، خواسته بگوید :در جهان هرکاری بخواهد، می کند و هیچکس نمی تواند: برعلیه او اقدامی بکند. این مطالب بسیار روشن است. ولی افسوس ما از تحصیلکردگان آمریکا ، و انگلیس است که :هنوز هم آمریکا را مهد دموکراسی و آزادی میدانند. و از اسرائیل به عنوان: سرزمین موعود و اسمانی نام میبرند.

خانه ملت  گرچه دو فوریت: طرح ادعای خسارت ازامریکا: برای  کودتای 1332 را تصویب کرد. ولی چه دیر این کار انجام شد. اما از آن مهمتر، شکایت برعلیه انگلیس است: برای هولوکاست ایرانی که :در اثنای جنگ اول و دوم جهانی: با ایجاد قحطی و انتشار بیماری، 14 میلیون ایرانی را کشتند.چطور وقتی صد نفر از ارامنه، به دست عثمانی ها کشته شدند، هرساله برای آنان سالگرد گرفته می شود، و دولت ترکیه فعلی را، ضامن آن میدانند. اما کشتار ایرانی های بیدفاع، در دنیای پر از سلاح، از ابتدای مسلح شدن غربی ها تاکنون، بی پاسخ مانده است؟ در صبرا و شتیلا، مگر چند نفر قتل عام شدند؟ در حالیکه اگر همه قربانیان: جنگ دوم جهانی و جنگ جهانی اول را هم، جمع کنید باز به تعداد: قربانیان ایرانی نمی رسد. و اینهمه زجر ، شکنجه و کشتار ایرانی، فقط به جرم علی دوستی بوده است. والا اگر دست از آرمان های اسلامی، حمایت از روحانیون مبارز برمی داشت. این گونه وحشیانه کشتار نمی شد. چرا باید 17000نفر در طی چند: سال ترور شوند؟ در کجای دنیا اینهمه: ترور اتفاق می افتد؟ آیا این ها نشان نمی دهد که: ملت ایران ملت بزرگی است که: هیچکس تاب و تحمل، بزرگی او را ندارند؟ به کوتاه فکرانی که: اینهمه جنایات را نادیده می گیرند، باید گفت خونبهای این شهیدان، ساده و بی اهمیت نیست. امریکا و هزاران قدرت دیگر هم، جمع شوند، ایران ایرانی باقی خواهد ماند. و تا ابد دست از دامان: اهل بیت برنخواهد داشت. وظیفه وکلا ، حقوقدانان و سیاستمداران است که: انتقام خون اینها را بگیرند، دشمنان را بر جایش بنشانند، ولی افسوس این وکلا و حقوقدانان هم، ثابت کردند:چیزی کمتر از جیره خواران : زمان قاجار ندارند.همه حیثیت و تاریخ خود را، به یک چلوی انگلیسی یا: سفر خارجی می فروشند! ایران بزرگ، برای همین سفر های فرنگ رفتن، اینهمه کوچک شد: هرات ، قفقاز ، عراق و پاکستان را دادند تا: چند روزی در فرنگ، خوش بگذرانند. آیا زمان آن نرسیده در: یکصدمین سال فاجعه :هولو کاست ایرانی، یعنی سال های 1912را نیز برگذار کنند؟ و از آن جنایات هولناک: پرده بردارند؟ و اگر مزدوران انگلیس! اجازه دادند! برعلیه آن ها، ادعانامه ای تنظیم، یا شکایت نامه ای مطرح شود؟

آیا موسیقی یاس و فحاشی تمامی ندارد

خوش الحان حماسه خوان

موسیقی در ایران، سابقه فراوان دارد. کمتر کسی میتواند: نقش علمای اسلامی، نظیر فارابی و مولوی ر،ا در پیشبرد آن نادیده بگیرد. اما متاسفانه، دزدان فرهنگ و هنر، با موسیقی نیز چنان کردند که: با هویت ایرانی کردند. آن را از عرش به زیر فرش، آوردند و طلبکار هم هستند. چه کسی می تواند: نقش موسیقی را در انقلاب اسلامی، منکر شود و یا چه کسی می تواند: نقش آهنگ ها و سرودها را، در تشجیع رزمندگان، نادیده بگیرد؟ بلبل خمینی که معرف حضور همه است. چرا این گونه، موسیقی های مکتبی، به واپس رفتند؟ و موسیقی مبتذل شد هویت ایرانی ؟  فرهنگ دزدان در روز روشن: موسیقی جاز را که: ندای آزادی و رهایی: سیاهپوستان آفریقا بود، چه زود توانستند به :وسیله فحشا و آدم فروشی شرقی ها: به روسپی خانه های غربی، تبدیل کنند.

در ادامه همین سیاست ها است که: مدیر عامل خانه موسیقی هم اعلام می کند: موسیقی مظلوم واقع شده ! کدام موسیقی مظلوم واقع شده؟ همان که سالانه هفتصد تا هزار نفر، جوان فارغ التحصیل بیرون می دهد؟ یا موسیقی مبتذل آدم فروش ها؟ اگر این جوانان را قبول ندارید، پس برای چه می پذیرید؟ مقصود شما از مظلوم ماندن،و مجوز نگرفتن چیست؟ آیا موسیقی فقط باید :پشت خط قرمز باشد تا موسیقی باشد؟ نمی توان بدون عبور از: خط قرمز موسیقی داشت؟ چرا فقط از کسانی که :هنجار ستیزی و ساختار شکنی می کنند. به عنوان :استادان موسیقی نام می برید؟ هرساله رهبر انقلاب اسلامی، نامی برای آن سال انتخاب می کنند. تا بحال چند ترانه یا :سرود در مورد آن ها، آهنگ سازی شده . امسال که سال حماسه است، کدام حماسه سرایی انجام گرفته؟ گفتار آقای نوربخش، درست در نقطه مقابل است یعنی: می خواهد بگوید :موسیقی دان ها نه تنها سال حماسه را، قبول ندارند! بلکه برعلیه آن هم سروده اند: لذا نتوانسته اند مجوز بگیرند! این نوع آهنگ سازیها، به اندازه کافی در آن سوی مرزها، با بودجه سنگین :سازمان های :سیا و موساد، انجام می شود شما انتظار دارید: بودجه بیت المال هم، صرف همین موارد شود؟ تا از سازمان سیا و موساد عقب نیافتیم؟ خوانندگانی که برعلیه: اسطوره های این نظام :از امام خمینی ره گرفته تا دیگران، ترانه هجو می سرایند، انتظار دارید: به به و چه چه، گفته شود؟ آن هایی که چشم خود را به: اینهمه آبادانی و طرح های عمرانی، بسته اند و دایم از: ویران شدن ایران می گویند، در کجای دنیا چنین اشخاصی را :ملی و میهنی می نامند؟ آقای نوربخش که از: عدم اشتغال موسیقیدانان، در حرفه خود می گوید. بیاید همین الان طرحی اجرا کند تا: همانند زمان جنگ، همه خواننده ها به سراسر کشور اعزام شوند، و مردم را با ترانه های حماسی خود، به کار و تولید فراخوان شوند . اکنون در سایه دولت تدبیر و امید، موسیقیدانان چه کردند؟ چرا نباید صدای چکاوک ها از: تمام مزارع و کارخانجات به گوش نرسد؟ و چرا آن ها را برای: برآورد اغراض شخصی تان، از خواندن باز داشته اید؟ مگر مانند سالار عقیلی، ما کم داریم که همیشه فقط :ایشان باید بیاید و بعد هم، تهمت های شما را تحمل کند. چرا نمی گذارید هنرمندان جوان، تالار ها ، سینماها ، تئاتر ها، سالن های اجتماعات و آمفی تئاتر ها، را گرم و پرامید نگهدارند؟ آیا موسیقی یاس و فحاشی تمامی ندارد؟ شما مخصوصا جوان ها را، به سوی ابتذال سوق می دهید تا: با ناتوانی در اخذ مجوز، به ناچار به اپوزیسیون روی آورند. اما جوان ها میدانند حتی اگ: اخر اپوزیسیون هم بشوند، شما برای شان کاری نمی کنید. و در موقع لزوم( کی کی بود من نبودم در می آورید) و آن ها در میان فساد و فحشا و اعتیاد،تنها رها می کنید. شجریان به عنوان نمونه میداند که: فقط کسانی به فکر او هستند که: ربنای او را شنیدند. یعنی فقط عرق مذهبی است که :هنر را در سخت ترین شرایط هم، حمایت می کند والا، چه کس دیگری، دلش برای او می سوزد؟ چرا باید آن چنان جو را سنگین کنید که: ایشان از یک عذر خواهی ساده هم، گریزان باشد؟

کلیات طرح پشتیبانی فرهنگی حماسه اقتصادی:

مقدمه: دولت همه گونه حمایت از تولید ر، انجام میدهد ولی، همه تسهیلات پرداختی، سر از جاهای دیگر در می اورند! علت آن است که کنار بسته حمایتی،جای  یک بسته فرهنگی خالی است، ما اگر یک قرص را، به کسی می دهیم ،بر روی آن می نویسیم که: چه کند! ولی میلیارد میلیارد، پول بی زبان، به دست آدم های با زبان داده می شود! نتیجه اش افزایش حجم نقدینگی و تورم است. 99 درصد تسهیلات بانکی، در جای خودش صرف نمی شود. آن یک درصد هم یا: براثر نادانی یا :اتفاقی، در مسیر خودش خرج می شود ! لذا وجود یک بسته فرهنگی: شامل کتابچه های راهنما ، عوامل هنری: انگیزش تولید، و ایجاد حماسه اقتصادی، لازم است.

 تشکیلات این طرح یا ستاد:هدف: آموزش استفاده از تسهیلات دولتی، پشتیبانی فرهنگی.

شورای مرکزی و سیاستگذاری: نمایندگانی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، سازمان  صداو سیما ، سازمان فرهنگی هنری  شهرداری ها ، وزارتخانه های:امور اقتصادی و دارایی ، صنعت ومعدن وتجارت، کار رفاه و تامین اجتماعی و بانک مرکزی

وظایف :  تهیه لیست کامل تسهیلات ارائه شده، دسته بندی آن ها برحسب: مبالغ پرداخت شده.

 تهیه لیست مکان های اجتماعاتی: در سطح روستا، بخش، شهر ، شهرستان ، استان و ملی.

 تهیه لیست نویسندگان، شعرا، نقاشان وطراحان، موسیقیدانان، هنرمندان تئاتر ،سینما و تلویزیون. در سطح :کارگری، کشاورزی، اداری ، مشاغل آزاد و عالی.

تخصیص هریک از عوامل: هنری فرهنگی به نسبت :تسهیلات و مکان های اجتماعی، جهت گردآوری و توجیه: کلیه عوامل و دست اندرکاران: دریافت تسهیلات به منظور: آشنایی با مقررات و نحوه صحیح :هزینه کرد آن و: ادامه پشتیبانی فرهنگی تا: حصول نتیجه .

اعزام افراد یا گروههای فرهنگی، به واحد های تعیین شده،به منظور: تدریس قوانین مربوطه ،خواندن اشعار حماسی در زمینه تولید، سرودن آهنگ و اجرای موسیقی زنده، نمایش فیلم ، تئاتر و: نمایش بهترین آن ها که: درسطح ملی باشند در: صدا و سیما و رسانه های دیگر. 

اجرای برنامه های آموزشی :قبل از اعطای تسهیلات ،و برنامه های حماسی در: حین اجرای پروژه ها و: ارزیابی نهایی از این عملکرد، به منظور  نهادینه کردن وجدان کاری، تا بتواند مانع فرار سرمایه ها، به سوی دلالی و امور غیر تولیدی شود. تهیه برنامه ، تعیین بودجه و تخصیص آن در: ردیف دستگاههای فرهنگی، به منظور اشتغال هنرمندان حامی تولید. در کارگاه ها، کارخانجات، مزارع ادارات ،سازمان ها و موسسات.

روستا

بخش

شهر

شهرستان

استان

ملی

کارگاه

 

 

 

 

 

کارخانه

 

 

 

 

 

اداره

 

 

 

 

 

سازمان

 

 

 

 

 

مزارع

 

 

 

 

 

موسسات

 

 

 

 

 

تئاتر ایران نه مردمی است نه دولتی !

آقای ایرج راد کمی انصاف! شما که می فرمایید: تئاتر مظلوم واقع شده، باید بدانید که تئاتر در ایران: نه رومی رومی است، نه زنگی زنگی! یعنی تکلیفش با خودش روشن نیست. اگر تئاتر دنیا را( که همه دنیای شما انگلستان است)می گویید، در آن جا، همه تئاتری ها،زیر نظر علیا حضرت: ملکه انگلیس هستند! و ملکه هنر شناس .و هنردوست! اجازه نو آوری نمی دهد. همان هملت دویست، سیصد سال است که: هر روز نمایش داده می شود! و همان دیالوگهای قدیمی و همان لباس ها! ... مثل خانه سینما نیستند که: پول را از دولت بگیرند، ولی ساز ضد دولتی بزنند. در تئاتر انگلیس، کسی برعلیه سلطنت، حرفی نمی زند، و ان را یک کار: غیر هنری و سیاسی میداند! در حالیکه هنرمند ایرانی، اگر یک ثانیه برعلیه اسلام حرفی نزند،و یکی از احکام آن را مسخره نکند، آن روز هنرمند محسوب نمی شود! شاید بگویید: تئاتر درایران مردمی است! خوب پس چرا فقط  گلایه ها، از دولت است ؟ چرا بودجه دولتی می خواهید؟ بروید از همان هواداران، ارتزاق کنید. شمایی که نمی توانید :تماشگر را به صحنه بیاورید. چه ادعای مردمی بودن دارید؟ در همان دنیایی که: شما به آن اشاره می کنید،  و می گویید :هنرمندان جیره خوار دولت نیستند،و مورد حمایت مردم هستند، و از حمایت های آنان، ارتزاق می کنند. ببینید اگر در فرانسه، تئاتر مردمی است. به همین معنی است یعنی: تماشاگران به قدر کافی حمایت می کنند تا: نیاز به حمایت دولتی نباشد. و دولت نتواند مانع رشد جریان روشنفکری شود. در ایران اگر تماشا گران سهمیه ای ،دولتی  یا مدعو نباشند، تماشاگری وجود ندارد. البته  خودتان اعتراف کردید که: روشنفکری شما، مانع شناخت: تئاتر بومی خودتان شده است.  دردناک تر اینکه می گویید: بعد از انقلاب اسلامی ، هیچ سالن تئاتری ساخته نشده ! آقا اینهمه در پیله خود فرو نروید. الان همه مدارس، دانشگاهها، کارخانجات، ادارات، شهر ها و روستا ها دارای سالن تئاتر هستند. حداقل کمی هم به فکر اهالی تئاتر در: فرهنگسراهای شهرداری ها باشید. خیلی از این ها که در فرهنگسراها، تئاتر کار می کنند، شاگردان شماها هستند.حال  چون پول زیادی، از آن ها گرفتید، آن ها را لومپن میدانید، تقصیر خودتان است. آن ها به عشق تئاتر، اینهمه پول داده اند، نه به خاطر چشم و ابروی شما . از یکطرف می گویید: اینهمه فارع التحصیل دارید ، از طرف دیگر می گویید: در ایران، کسی تئاتر را نمی فهمد! اگر منظور شما از: تئاتری های واقعی، همان چهارنفری هستند: که ریق رحمت را سرکشیدند، پس جوان گرایی و اینهمه تحصیلکرده های، تئاتر چه می شوند؟ آیا اینهمه لشکر تئاتر، لایق یک گوشه چشم شما هم نیستند؟ شما که به زور: انجمن و اداره  تئاتر را، تصاحب کرده اید، و فکر می کنید کسی از: رای سازی های شما خبر ندارد، چرا به جوانان میدان نمی دهید؟ چرا به تئاتری های معتقد، میدان نمی دهید؟ چرا باید کسی که: نماد اسلامی ریش یا چادر دارد، هنوز هم پس از سی و چند سال از: انقلاب اسلامی گذشته ، اینهمه مورد تحقیر شما باشد؟ آیا این ها مظلوم هستند یا :شما ها که نمک می خورید و: نمکدان را میشکنید؟

اگر تئاتر اسلامی شده بود، فقط یک شهید نمی داشت! چرا تئاتری ها، برای دفاع از مرز و بوم نرفتند؟ اگر آن ها صحیح بار می آمدند، الان همه کارخانجات ،مزارع و تمامی سالن ها ، تالار های عروسی و هتل ها، سالن اجتماعات: شهر ها و روستاها، باید پر می شد از: این بازیگران و:نمایشهای حماسی آنان ..امسال که سال: حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی یود. جایگاه تئاتر باید در بالاترین ان می بود. و درتمام مزارع و کارخانجات، ما شاهد نمایش های حماسی در: حمایت از تولید و اقتدار ملی می بودیم. نه اینکه همه انرژی ها را جمع کنیم نا مبادا: یک نادانی، سنگی به چاه بیاندازد! تا مبادا از هر فرصتی استفاده کند و:با ادبیات ضد جنگ، با ملت رزمنده ایران حرف بزند، و دفاع مقدس او را فاشیستی بنامد.

اگر بانکها را به دزدان سرگردنه تشبیه کنیم

آیا رباخواری بانک ها، باز هم بیشتر می شود؟

بانک ها که با عبور از: قوانین موضوعه، هر روز نرخ بالاتری را برای: سپرده ها و وامها، اعلام می کنند، وزیر جدید اقتصاد را هم، زیر فشار گذاشته اند تا: نرخ بهره را، باز هم بالاتر ببرد. اصولا بانک با :بیمه و بورس تفاوت دارد. ولی در ایران، بانک بجای: بورس و بیمه تصمیم می گیرد.و وظیفه اصلی خود را فراموش کرده است . بانک ها :امین مردم هستند در: خوب نگهداری از نقدینگی آنان.  در حالیکه بورس ها، وکیل مردم هستند در: افزایش میزان نقدینگی آنان:از طریق خرید اوراق بهادار و: مشارکت های لازم. بیمه، مسئول جبران خسارات مالی وارده: براساس قرارداد های فیمابین است . متاسفانه، بانک با اعلام سود،یا به عبارت بهتر ربا ، انجام امور مرابحه، به عنوان وکیل سپرده گذار با: اشخاص ثالث وارد عمل می شود. و کار بورس را انجام میدهد. و بعد با تعیین نرخ حداقلی: بدون ریسک، جبران خسارت سپرده گذار را هم، به عهده می گیرد! و این تداخل ها، به علت عدم آگاهی دست اندر کاران است. مخصوصا موقعی که: به نام بانکداری اسلامی  ،یا عقود اسلامی این خیانت بزرگ انجام می شود. در تمام آیات قرانی، با ربا خواری به شدت برخورد شده. حتی دریکی از آیات،جنگ یا محاربه با خدا بیان شده. یعنی بانک ها نه تنها مفسد اقتصادی، بلکه محارب با خدا هم محسوب می شوند. چرا که احکام خدا را تغییر می دهند. آن هم نه احکام متشابه ،بلکه احکام محکم آن را. درمورد ربا خواری،هیچ شک و شبهه ای نیست. تغییر نام یا: انگلیسی کردن الفاظ، نمی تواند راهی برای: حلال کردن آن باشد. تمام عقود اسلامی بانکها، براساس دو فرض استوار است: یا اینکه پول سرمایه گذاری شده، مال خود بانک است یا: متعلق به مشتریان است. در حالت اول بانک تغییر ماهیت داده و:از امانت دار به سرمایه گذار، تبدیل شده و این امر فرار مالیاتی ،و فریب عمومی است . حالت دوم اموال متعلق به مردم باشد، مسلما اموال مردم به قصد امانت، به بانک داده شده نه به قصد سرمایه گذاری، اگر هم به قصد سرمایه گذاری باشد، باید به واحد کارگزاری بورس بانک، داده شود نه به خود بانک. لذا بانک نمی تواند اموالی مخلوط، از حساب های نامشخص، و با مدت های نامعلوم را، به عنوان وکیل به دست دیگری بسپارد. و بعد با موکل خود به مصالحه، یا تادیه خسارت، روی آورد. شبهه در این جا از آن جهت وارد است که: موکل ها از نوع کار ها، آگاه نیستند. و سهم آن ها ثابت و معلوم نیست. وفقط از بانک: حق السکوت می گیرند. یعنی بر خلاف نص صریح مضاربه،صاحبان اصلی ، عامل نیستند و اصلا متعامل را، نمی شناسند . اگر بگوییم بانک وکیل آن ها است، که بانک تامین کننده منافع آن ها است. و حکم عاملیت ندارد. زیرا در صورت ضرر در مضاربه، بانک آن را تقبل می کند تا: مشتری حساب خود را خالی نکند. لذا وزیر اقتصاد باید بداند: تعاریف بانک ، بیمه و بورس از هم جدا است. و خلط مبحث، باعث خلط حلال و حرام شده و:  شبهه ناک می شود. والبته این بحث های طلبگی یا: دانشگاهی صرف نیست. بلکه عواقب آن: رواج رباخواری علنی و قانونی در: جمهوری اسلامی و: درسایه حکومت اعتدالی اسلام است. کاری که حتی یهودیان و اروپاییان، از آن شرم دارند. امروزه در تمام اروپا و آمریکا ،حتی ژاپن و آسیا، نرخ بهره وجود ندارد یا تک رقمی است. ولی در ایران اسلامی: دو رقمی. واین باعث بدبختی و افلاس مردم، و تناوری و چاق شدن: بانک ها است. و برای همین می بینیم: در حالیکه در تمام دنیا، بانکها ور شکسته می شوند، در ایران مثل قارچ هر روز می رویند. واین درست نیست که :عامل بدبختی مردم بانک ها باشند ولی، از آن ها حمایت شود تا: مانند زالو بیشتر و بیشتر، خون مردم را در شیشه کنند. مردم تاکی باید هزینه های: فوق سری و پاداش های کلان  مدیران : اینهمه بانک را بپردازند؟ اگر بانکها را به دزدان سرگردنه تشبیه کنیم، پر بیراه نگفته ایم. چرا که هدف آن گرفتن سود: از کسانی است که نه تنها نیاز، بلکه اضطرار مالی دارند.