مدل مدیریت در اقتصاد مقاومتی
هرنوع مدیریت برای خود نیاز به یک مدل دارد که، برای همه قابل فهم و دارای زمینه های اجرایی، و تکرار پذیری باشد. یعنی هرکس در هرکجای دنیا بخواهد آن را تجربه کند برای او امکان پذیر باشد . والا امری معجزه یا خارق العاده خواهد بود. زیرا در تعریف معجزه گفته شده که: امری که دیگران از انجام ان عاجز هستند. برعکس این موضوع اصول علمی و تجربی قرار دارد، مثلا آب در هر سرزمین یا شرایطی باید در: صد درجه به جوش بیاید و هرکس، در هر کجا خواست باید ان را تجربه و آزمایش کند.
اصول مدیریتی هم کار بردی است، و باید قابل پیاده کردن در همه مکان ها و: زمان ها در شرایط مساوی باشد. و همه بتوانند از ان استفاده کنند و: مشکلات مدیریتی خود را برطرف نمایند. اما متاسفانه مدیرت و اصول مدیرتی غربی، اصلا این امکان را ندارد و فقط خود: غربی ها باید آن را پیاده کنند تا درست از آب در آید .این موضوع مانند داستان مثنوی مولوی است! که می گوید خطاطی سه جور برای مردم نامه می نوشت، یکی طوری واضح می نوشت که: هم خودش میتوانست بخواند و هم دیگران، اما دومی طوری می نوشت که: فقط خودش می توانست بخواند نه دیگری ! سه دیگر طوری می نوشت که نه خود خواندی و نه دیگری!
اصول علمی باید واضح باشد، و همه بتوانند آن را بخوانند. در صورتیکه اصول مدیریت و بازرگانی و: حتی روانشناسی و جامعه شناسی غربی، طوری است که فقط خودشان می فهمند! برای همین است که هر کنفرانسی یا کلاسی برگزار می شود، باید استاد پروازی از آن جا بیاید و توضیح دهد. اخیرا هم که وزیر صنعت گفت: باید مدیر هم از خارج بیاوریم. یعنی حالا که زبان آن ها را نمی فهمیم، و خودشان باید بیایند و توضیح دهند، پس بهتر است خودشان هم اجرا کنند! درست مانند مرحوم مهندس بازرگان، که قبل از نعمت زاده چنین حرفی زده بود! و گفته بود: ما گوشت را می دهیم دست گربه، و خودمان میو میو می کنیم. یعنی از بس آنها میو میو کردند و ما نفهمیدیم. یا مانند شاه عباس چوب را می دهیم به چوگان بازان، و می گوییم این گوی و این میدان.
اما مدیریت شرقی، چه مدیریت اسلامی نامگذاری کنیم یا: مدیریت جهادی و یا مقاومتی، همه براساس تجربیات هزاران ساله است. یعنی چیزی نیست که در قاب شیشه ای، یا فقط در لوله ازمایشگاهی باشد. و فقط پرفسور های من درآوردی! از ان سر در بیاورند. یکی از این الگوهای مدیریتی ما، مدیریت بقاع متبرکه و یا امامزاده ها هستند. که در همین زمان خود ما، در شرایط سخت تحریم جهانی، نه تنها خود را اداره می کردند، بلکه به مردم و فقرا هم رسیدگی می کردند. که در راس آنها بارگاه ملکوتی امام رضا ع است.
مساجد و معابد، بازار و زمین کشاورزی، همه از ابزار هایی هستند که سالیان سال، بشر شرقی روی ان کار کرده و زندگی خود را اداره نموده و: تداوم ان را پایدار کرده است. اصل کلی در این مدیریت مقاومتی، رعایت عدالت است. فاطمه زهرا س می فرماید: خداوند عدالت را برای آرامش دلها واجب کرده است . یعنی وقتی عدالت باشد، مردم خیالشان راحت است که: به آنچه زحمت می کشند دست پیدا می کنند. و حاصل دسترنج آنان دستمزد دیگری نمی شود. اینهمه بیکاری و بحران در دنیا، محصول بی عدالتی است .
یکی از این بی عدالتی ها این است که: برخی افراد ده ها و یا شاید صد ها شغل دارند، و از هزاران جا دستمزد می گیرند، در حالی که آن مشاغل و دستمزدها، حاصل زحمت دیگران است. به قول معروف پرونده را یکی پیگیری می کند، ولی دیگری زیر بغل می زند و می برد و پاداش می گیرد. اگر مردم دنیا بدانند : هرکاری بکنند دستمزدش را به موقع و: درست می گیرند از همه ساده تر، حد اقل به سراغ کشاورزی می روند. زمین وآب و بذر رایگان است، ولی عده ای آن را در انحصار خود گرفته، و به دروغ خود را مالک آن می دانند. انها خداوند را قبول ندارند، چون خداوند فرموده زمین و آب و آدم را من خلق کردم! وهیچ کس دیگری صاحب ان نیست. ولی آنها حصار دور زمین می کشند، و خود را مالک آن می خوانند. یا مانند افغان ها رود هیرمند را بر: سیستان و بلوچستان می بندند و یا: مانند ترکیه می خواهند دجله و فرات را، از سوریه و عراق بگیرند.
![]()



دائره المعارف ماهین